|
|
|
|
|
تريبون آزاد
|
|
|
|
|
بالندگى نخبگان سياسى زير چتر حمايتى دانشگاه ها
|
|
|
|
|
|
هدى هاشمى ۵۰۰ فعال سياسى دانشجوى دختر اين هفته در هفتمين دوره آموزشى دانشجويان دانشگاه هاى سراسر كشور شركت كردند. از اهداف اساسى اين همايش مى توان به تربيت نخبگان سياسى براى كشوراشاره كرد. قرار است نيروهاى سياسى نخبه در دانشگاه ها شناسايى شوند تا مديران و برنامه ريزان كشور بتوانند برنامه هاى ويژه اى را براى تربيت نيروى انسانى در كشور داشته باشند. به اعتقاد مسئولان نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها فقط ۷ تا ۱۰ درصد دانشجويان فعال سياسى هستند. اين آمار نشان مى دهد مديران دانشگاهى و مسئولان امر بايد نسبت به مشاركت دانشجويان در فعاليت هاى سياسى برنامه ريزى ويژه اى داشته باشند. به گفته مسئولان برگزارى اردوى آموزشى نخبه پرورى سياسى يكى از اهداف اصلى اين اردو برنامه ريزى براى هدايت نخبگان سياسى در دانشگاه است. در اين اردو سعى مى شود قدرت تحليل سياسى دانشجويان افزايش پيدا كند. يعنى دانشجويان در اين اردو آموزش مى بينند تا در شرايط پيچيده كشور و در فرايند سختى كه تشخيص حقيقت سخت است به خوبى حقيقت را تشخيص دهند. دكتر حسين شفيعى معاون سياسى نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها با اشاره به اهداف اصلى برگزارى اين اردو مى گويد: «تصور ما اين است كه يك دانشگاه فعال، دانشگاهى است كه هم كاركرد علمى دارد و هم كاركرد سياسى. بنابراين با اين نگاه كه آينده كشور را نخبگان دانشگاه تعيين مى كنند و اين نخبگان بايد كسانى باشند كه بتوانند مسئوليت هاى سنگين نظام را برعهده بگيرند و فريب توطئه دشمن را نخورند، اردوى سياسى را براى نخبه پرورى سياسى و تعميق بينش سياسى و ايجاد فرصت براى دانشجويان فعال سياسى برگزار كرده ايم. اين اردو در دو بخش خواهران و برادران برگزار مى شود كه درحدود هزار فعال سياسى نيز در آن شركت خواهند داشت كه اعضاى تشكل هاى سياسى، فعالان سياسى دانشجويى و كسانى كه به نوعى فعاليت سياسى مى كنند در آن شركت مى كنند.» دكتر شفيعى درباره تعريف نخبه سياسى مى گويد: «ما در نهاد بر اين باور هستيم كه نخبه سياسى كسى است كه زمان خودش را خوب بشناسد و بتواند از پشت پرده مسائل سياسى تشخيص دقيق داشته باشد. هم اكنون فضاى دانشگاه، فضاى رقابتى است. در اين فضا هر فردى سعى مى كند مخاطب بيشترى را به دست آورد و انديشه خودش را به ديگرى بيان كند. نگاه ما اين است كه در دانشگاه نخبگانى حضور داشته باشند كه در مقابل حرف هاى ناصحيح و انديشه هاى غلط با استدلال و برهان مخاطبان خود را قانع كنند. همچنين نخبه سياسى كسى است كه راه صحيح را انتخاب كند و تحت تأثير شعارها و حركت هاى ناصحيح دشمن قرار نگيرد. ما مى خواهيم نسلى مديريت كشور را در دست بگيرد و به آزادى و استقلال كشور فكر كند كه نخبه علم سياست باشد. اساساً بالاترين توسعه، توسعه انسانى است و همه كشورها به توسعه انسانى توجه ويژه دارند. بنابراين اگر بخواهيم كشورى توسعه يافته داشته باشيم بايد مديرانى را تربيت كنيم كه از شايستگى بالايى برخوردار باشند. كشورهاى غربى به ويژه امريكا سعى مى كنند از طريق احزاب، نيروها و كادر مديريتى قوى را براى كشورشان تربيت كنند و اين مسئله موردتوجه بسيارى از كشورها قرار گرفته است و ما هم اين اولويت را به دانشگاه ها داده ايم تا آنان مديرانى خلاق، شايسته و نخبه پرورش دهند.» شفيعى معتقد است: «هم اكنون ۲۵ ميليون جوان در كشور حضور دارند كه مسئولان كشور برنامه ريزى جدى براى آنان در سطح ملى نكرده اند. ما در اين اردو سعى مى كنيم زمينه اعتماد به نفس دانشجويان جوان را افزايش دهيم و اميد و نشاط و اعتماد را در بين آنان به وجود آوريم. آنچه كه در اين اردو مهم است اين است كه دانشگاهيان را در حل مشكلات كشور سهيم بدانيم. مسئولان وزارت علوم هم بايد فرصت سازى براى دانشجويان داشته باشند تا دانشجو احساس كند نقش آفرين است. دولت بايد فضاى مشاركت ايجاد كند. هم اكنون فضاى دانشگاه ها به گونه اى است كه دانشجو احساس مى كند هيچگونه مشاركتى در فضاى جامعه ندارد. اين موضوع بايد براى جوانان دانشگاهى حل شود.» * پرورش استعداد دانشجويان خلاق برگزارى اردوهاى آموزشى علاوه بر اينكه استعدادهاى دانشجويان خلاق را شكوفا مى كند موجب مى شود تا افراد در سطوح مختلف درباره سياست و جريان هاى حاكم بر جامعه به اتفاق نظر واحد دست پيدا كنند و دانشجو فرصت را براى سوءاستفاده به برخى جريان هاى سياسى ندهد. مريم قاسمى، عضو جامعه اسلامى دانشجويان با بيان اينكه در اردوهاى آموزشى سياسى نگاه جريان هاى سياسى به فعالان دانشگاه به طور شفاف مشخص مى شود مى گويد: «ضرورت شناختن جريان هاى موجود و تحليلى كه دانشجو بايد براى اين جريان ها داشته باشد در اين همايش آموزش داده مى شود.» «به اعتقاد من، نخبه سياسى كسى است كه بتواند شناخت درستى از جريان هاى سياسى موجود داشته باشد و بازگوكننده جريان حق در مقابل باطل باشد كه ما سعى مى كنيم در اين همايش چگونگى تفكر صحيح سياسى را ياد بگيريم.» قاسمى درباره فعاليت نخبگان سياسى در دانشگاه ها مى گويد: «متأسفانه وزارت علوم حمايت ويژه اى از نخبگان سياسى نمى كند. ما توقع داريم به همان اندازه كه به نخبه پرورى علمى توجه مى شود به نخبگان سياسى هم توجه شود.» بتول غلامى، قائم مقام سياسى جامعه اسلامى دانشجويان دانشگاه فردوسى درباره جريان هاى سياسى حاكم بر تشكل ها مى گويد: «متأسفانه هم اكنون بسيارى از افرادى كه در تشكل هاى سياسى مشغول فعاليت هستند بينش سياسى ندارند و وضع تشكل هاى دانشجويى در خور شأن دانشجويان نيست. حتى در برخى شرايط به علت نفوذ برخى سياسيون به تشكل هاى سياسى، سياست گريزى در بين دانشجويان به وجود آمده است. البته برخى دانشجويان هم هستند كه دغدغه دين را دارند اما با توجه به فضاى سياسى حاكم بر تشكل ها نمى توانند فعاليت كنند. ما سعى مى كنيم آموزش هاى لازم را در اين همايش ببينيم و اين آموزش ها را در اختيار دانشجويانى كه علاقه مند به فعاليت در تشكل ها هستند، قرار دهيم.»
|
|
|
|
|
تشكيل اتاق فكر براى تشكل هاى دانشجويى
|
|
|
به دليل پويايى موجود در تشكل هاى دانشجويى و براى استفاده از تجارب پيشينيان و عبرت از گذشتگان تشكيل يك اتاق فكر به عنوان يك نياز در آنها احساس مى شود. سجاد ريحانى، مسئول بسيج دانشجويى دانشگاه بوعلى سيناى همدان در اين باره معتقد است: در تشكل هاى دانشجويى يك پويايى ويژه و يك تحرك ديده مى شود كه به همين علت بعد از چهارسال تحصيلى يك تشكل دانشجويى اعضاى جديد پيدا مى كند و لذا نيازمند است از تجارب پيشينيان استفاده كند. اين موجب مى شود كه تشكل هاى دانشجويى پوياتر و فعال تر شده و از تكرار گذشته و فرصت سوزى جلوگيرى شود. ريحانى اظهار داشت: براى اتاق فكر مى توان برنامه ريزى هاى مختلفى انجام داد و مى توان آن را به عنوان اتاق هم انديشى براى سياستگذارى يك تشكل تعريف كرد كه به وسيله آن مشكلات سابق را يافته و از آنان عبرت گرفته مى شود. با استفاده از اين اتاق مى توان از نظرات متفاوت دانشجويان در مباحث و صحبت هايى كه در ميان شان انجام مى شود استفاده كرد و اين براى هر تشكلى مى تواند مثمرثمر واقع شود. ريحانى چگونگى استفاده از اتاق فكر در تشكل ها را به سه دسته تقسيم كرد و عنوان داشت: صورت اول آن را مى توان اتاق فكرى درون تشكلى دانست مانند بسيج دانشجويى كه در تحول و تعالى كه در اين تشكل در حال وقوع است تقريباً همين مورد مدنظر است. در اين تشكل كانون هاى انديشه ورزى را مى بينيم كه در قالب كانون هاى متعددى كه طرحش به تدريج مطرح خواهد شد به عنوان يك اتاق فكر درون تشكلى عمل مى كنند. نوع دوم در ميان تشكل هاى همسو مى تواند شكل يابد كه اين نياز به همت و تلاش بسيار مسئولان تشكل ها دارد. در نوع سوم اتاق فكر در سطح تشكل هاى همسو و غير همسو به فعاليت پرداخته و آنهايى كه پايبند به اصول هستند، اما با يكديگر داراى اختلاف نظرهايى هستند را به دور يكديگر جمع كرده و مسائل مختلف را به كمك يكديگر بررسى كنند. مسائلى كه در هر سه نوع از اين اتاق فكرها مطرح مى شود قطع به يقين با يكديگر متفاوت است. وى اتاق فكر را اتاقى دانست كه بايد به وسيله يك سرى دانشجوى دغدغه دار تشكيل شود و در آن تصميم سازى براى مسئولينى كه تصميم گير هستند صورت گيرد، لذا مسئولان مى توانند در زمينه اجرا تأثير گذار باشند. وى در اين باره كه تشكيل اين اتاق چقدر مى تواند در همبستگى تشكل هاى مختلف دانشجويى مؤثر باشد گفت: اين به ذات تشكل هاى دانشجويى برمى گردد كه چقدر با يكديگر همسو باشند زيرا بايد ارزش ها و آمال هاى آنها با يكديگر بخواند مثلاً بسيج دانشجويى را نمى توان در كنار تشكلى كه در حال حاضر تعليق است، قرار داد، زيرا تفاوت در هدف تفاوت در راهكارها را نيز شامل مى شود.برخى مواردى كه بايد در اوضاع دانشگاهى حل و فصل شود مانند مسائل صنفى دانشجويان را مى توان در اتاق هم انديشى مطرح كرد. ريحانى نقش اتاق فكر در به وجود آوردن اتحاد ميان تشكل هاى همسو را مثبت ارزيابى كرد و گفت: هم انديشى در اين موارد ثمره عظيمى خواهد داشت زيرا موجب حفظ ارزش ها مى شود. تشكل هاى همسو با بسيج دانشجويى قطع به يقين دغدغه دانشجو، نظام و انقلاب را دارند و ما اگر براساس دغدغه هاى دانشجويى مان مواردى را با هم مطرح كنيم مى توان حتى منشورى چند ماده اى تدوين كرد كه از آن براى پيشبرد اهداف مختلفى استفاده كرد تا ما را به غايت هدف هايمان برساند.
|
|
|
|
|
تريبون آزاد
وقتى الفاظ از واقعيات حكايت نمى كنند
مهدى جمشيدى ۱ـ يكى از عمده ترين مباحث كه همواره از سوى برخى از تشكل هاى دانشجويى ساختار شكن مطرح شده است، مسئله برخورد كميته هاى انضباطى دانشگاه ها يا دستگاه قضايى با آنهاست. حجم فراوانى از اخبار و تحليل هاى اين گروه، مربوط به احضار دانشجويان به كميته انضباطى و صدور احكام انضباطى ـ از قبيل محروميت از تحصيل، تعليق و ... ـ و يا بازداشت فعالان دانشجويى از سوى مراجع حقوقى و قضايى است. در اين اخبار و تحليل ها، با اين نوع اقدامات مخالفت مى شود، اما علتى بر ناصواب بودن آنها اقامه نمى شود. رسانه هاى وابسته به اين گروه، به جاى «اقامه برهان و دليل» و «طرح منطقى محل مناقشه» از يك «شگرد ديرينه رسانه اى ـ تبليغى» استفاده مى كنند! اين شگرد چيست ! ۲ـ برخى عناصر سياسى و رسانه ها ـ كه چندان پايبند اصول اخلاقى و اسلامى نيستند ـ آن جا كه قصد دارند با هر «وسيله» اى به «هدف» خود دست يابند و «دليل منطقى و استدلال عقلى» نمى تواند آنها را به هدف نامعقول و نامشروع شان نايل گرداند، به «مغالطه» ـ به جاى برهان ـ در مقام وسيله روى مى آورند. اين واقعيت، همان شگرد رسانه اى ـ تبليغى است كه گروه هاى دانشجويى ساختار شكن از آن بهره ها برده اند و در عمل به آن توسل جسته اند. بهترين پاسخ به اينان، پرده بردارى از مغالطه آنها براى جلوه گر ساختن چهره حقيقت است. مغالطه اينان از قبيل «مغالطه لفظى» است؛ يعنى اينان الفاظ را در مقام متناسب با معناى شان به كار نمى برند، بلكه لفظى زيبا و مقبول را براى عمل قبيح و نامطلوب استعمال مى كنند و يا برعكس، غافل از اين كه با تغيير لفظ، ماهيت واقعيت تغيير نمى كند. به مصاديق زير توجه كنيد تا واقعيت اين مسئله روشن تر شود: الف ـ «اجراى قانون» در ارتباط با متخلفان، «سركوب»، «مهار»، «نظارت حداكثرى»، «تحديد آزادى»، «تنگ شدن فضاى نقد» و ... ترجمه مى شود! به اين ترتيب، واژه ها به گونه اى جابه جا مى شوند كه افكار عمومى دانشجويى در قبال «اجراى قانون»، جبهه گيرى منفى كنند و آن را نامطلوب بينگارند! ب ـ دانشجويى كه «متخلف»، «قانون شكن» و «مجرم» است، «معترض» و «منتقد» معرفى مى شود تا ماهيت غيرقانونى اقدام او پنهان بماند و افكار عمومى بپندارند كه وى به علت اعتراض و انتقاد ـ كه مطلوبيت دارد ـ مورد مؤاخذه قرار گرفته نه به علت قانون شكنى و ارتكاب جرم! ج ـ «دروغ پراكنى»، «اغواگرى»، «تحريف واقعيات»، «نشر اكاذيب»، «اهانت و هتاكى» ماهيت فعاليت سياسى و اجتماعى اينان را تشكيل مى دهد اما نام «نقد» و «آزادى» برآن مى نهند تا اساساً صورت مسئله دگرگون شود! اما آيا «دروغ پراكنى» به معنى «نقادى» است و قانون آن را «آزاد» مى شمارد ! جنگ امروز، جنگ برخى از رسانه ها در عرصه شكل دهى به افكار عمومى از طريق مغالطه پرورى و حيله گرى است. در مسير، بيش از هر چيزى، از «الفاظ و اصطلاحات» استفاده مى شود و همين الفاظ و اصطلاحات، حجاب حقيقت مى گردند و تشخيص «صدق» از «كذب» و «حق» از «باطل» را دشوار مى سازند! مگر در صحنه جهان امروز، دولت امريكا با شعار «دموكراسى»، «حقوق بشر» و «مبارزه با تروريسم»، جنگ افروزى نمى كند ! در ميدان داخلى نيز هستند كسانى كه با تحريف معناى الفاظ و استفاده ابزارى از آنها، به جان حقيقت و حقيقت خواهان مى افتند و افكار عمومى را به بيراهه مى كشانند. ۳ـ جالب اين است كه قوانين فعلى، در بسيارى از موارد، همان قوانين مصوب دولت پيشين اند كه همين تشكل هاى دانشجويى ، زمانى با آنها دست در يك كاسه داشته اند! تفاوت در اين است كه قوانين مذكور در آن دوره، به اجرا درنمى آمده (به علت چشم پوشى هاى جناحى و مصلحت انديشى هاى سياسى!) اما امروز همان قوانين در مقام عمل به كار بسته شده اند. اين قوانين جزو سياست هاى دولت هاى پيشين اند، نه «سياست هاى دولت نهم»! ۴ـ «تنوع سليقه» در محيط هاى دانشگاهى مطلوبيت دارد، اما نه به صورت مطلق. آن گاه كه تنوع سليقه در چارچوب «قانون» تعريف مى شود و تا حد «سلايق فراتر از قانون و ارزش ها» بسط نمى يابد، مى تواند و مى بايد مورد توجه قرار بگيرد، اما مراد برخى از دانشجويان و تشكل هاى دانشجويى ـ بويژه دفتر تحكيم وحدت و انجمن هاى به اصطلاح اس لامى دانشجويان ـ از ضرورت وجود و حضور سلايق گوناگون در دانشگاه ها، نوعى «هرج و مرج فرهنگى» و «قانون شكنى» است كه هيچ عقل سليمى آن را نمى پذيرد. روشن است كه سلايق و علايقى كه از حدود و ثغور قانونى پا فراتر مى گذارند و خطوط قرمز اسلام و انقلاب اسلامى را ناديده مى انگارند، بايد محدود و محصور شوند. اتفاقاً همين «تنوع سليقه» نيز از جمله تعابيرى است كه مورد برداشت هاى غلط و انحرافى قرار گرفته و از مرزهاى تعريف اسلامى خود خارج شده است. بنابراين، نبايد اجازه داد كه «قانون شكنان» ـ نه «منتقدان»! ـ با تكيه بر دروغ پردازى و هوچيگرى تبليغاتى، دولت را در زمينه جارى ساختن قوانين مصوب و فرهنگ و ارزش هاى اسلامى در دانشگاه ها، منفعل و وادار به عقب نشينى كنند.
|
|
|
|