چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۷ - ۲۰ رجب ۱۴۲۹
Wed, Jul 23, 2008
جوان
۳۹۸۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
تهران
سياسى و بين الملل
اجتماعى
دانشجو
جوان
زندگى
خانواده
اقتصادى
زنان
قرآن
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
ديپلماتيك
چشم انداز
نگاهى به سندرم خريد ناگهانى در بين جوانان
ايستگاه
چشم انداز
«خود»تـان باشيد
014901.jpg
لئو بوسكاليا ‎/ تهمينه مهربانى
سخت ترين نبردى كه انسان در جهان معاصر درگير آن است، نبرد «خود بودن» است. در دنيايى كه مردم تصور مى كنند شما را براى رفاه حال آنها خلق كرده اند، بايد بقيه عمرتان را به خاطر اين هدف بجنگيد، اما اگر «خود» را تسليم كنيد، ديگر هيچ چيز برايتان باقى نمى ماند. اگر بتوانيم خرت و پرت هاى خودمان را كنار هم قرار دهيم، آن وقت همگى همان چيزى مى شويم كه هستيم و فقط آن موقع مى توانيم بگوييم، « من هستم» ، «من دارم همانى مى شوم كه بايد بشوم»، «من عاشقم، چون همه چيز را كه دارم، بى توقع و چشمداشتى به تو مى بخشم و هرچه دارم رايگان به تو مى دهم.» چقدر عالى است كه بشود اين را گفت و اين گونه زندگى كرد. «هرگز» خودتان را از دست ندهيد. يك جايى در طول مسيرى كه بايد تا لحظه مرگ طى كنيد، بايستيد، با خود روبه رو شويد و با خودتان دست بدهيد و بگوييد: «سلام! اين همه سال كدام گورى بودى حالا كه آمدى، بيا بقيه راه را با هم برويم.» و آن وقت است كه متوجه مى شويد كه هيچ پايانى براى شما نيست و استعدادهاى نهفته شما بى پايانند. هرگز نمى توان براى توانايى هاى انسان، مرزى قائل شد. از امروز مى توانيد طورى به همه چيز نگاه كنيد كه تا به حال نگاه نكرده ايد، طورى بشنويد كه تا به حال نشنيده ايد، طورى احساس كنيد كه تا به حال نكرده ايد، جورى باشيد كه تا به حال نبوده ايد! و بعد از اين كه اين كارها را كرديد، تشخيص مى دهيد كه ديگر جايى نيستيد. دائم داريد بيشتر و بيشتر و بيشتر به دست مى آوريد و دائم داريد رشد مى كنيد و دائم به ديگران مى بخشيد و اين چقدر محشر است! آن وقت هنگامى كه دم دروازه بهشت از شما بپرسند، «آيا خودت بودى » ، «آيا خودت شدى » سرتان را با افتخار بالا مى گيريد و مى گوييد : «بله».
نگاهى به سندرم خريد ناگهانى در بين جوانان
مجنون خريد
با جيب هاى خالى اش!
014928.jpg
غزاله مرعشى
وقتى در مراكز خريد، فروشگاه هاى زنجيره اى و مغازه هاى گرانقيمت قدم مى زنى و... به ويترين پرزرق و برق آنها نگاه مى كنى، آرزو مى كنى صاحب يك گنج يا يك حساب بانكى پر از پول بودى و مى توانستى همه چيزهايى كه دلت مى خواهد را يك جا بخرى!
يكى از مشكلاتى كه جوانان با آن دست به گريبانند مشكلات مالى و اقتصادى است، اما به وجود آمدن اين مشكلات بعضى وقت ها خيلى هم به سطح درآمد مربوط نيست. درواقع درآمد چه پائين باشد و چه بالا، فرد بايد بتواند آن را به خوبى مديريت كند. يعنى بتواند آن را براى خريد كالاهايى صرف كند كه بيش از همه به آنها نياز دارد و البته چه بهتر كه مقدارى از آن را پس انداز كند.
بعضى جوان ها هر چقدر هم كه پول داشته باشند احساس مى كنند براى خريد تمام چيزهايى كه نياز دارند، كم مى آورند. شايد اين مسئله به اين علت باشد كه دنياى امروز، دنياى تبليغات است، تبليغاتى كه هر روز از طريق تلويزيون، راديو و مجلات ما را بمباران مى كنند و مرتباً به ما يادآورى مى كنند كه چه چيزهايى مى توانيم داشته باشيم كه الآن نداريم و بايد براى تهيه آن «فوراً» اقدام كنيم!
اگر پدر و مادرتان مرتب به شما يادآورى مى كنند كه خيلى ولخرجى مى كنيد، اگر هر ماه از اين كه اين قدر زود كفگيرتان به ته ديگ خورده تعجب مى كنيد، اگر كمدتان لبريز از كفش ها و لباس هايى است كه تقريباً هيچ وقت از آنها استفاده نمى كنيد. اگر اتاقتان پر از وسايلى است كه براى شما كارايى چندانى ندارد، يا اصلاً كارايى ندارد!، اگر هر وقت بيرون مى رويد چيزهايى مى خريد كه حتى تا يك روز قبل فكر نمى كرديد ممكن است به آن احتياج داشته باشيد، بايد اعلام كنم كه شما هم مثل خيلى از جوانان ديگر دچار سندرم «خريد ناگهانى» شده ايد!
«خريد ناگهانى» يعنى اين كه تنها علت براى خريد كالا، احساس ميل شديدى است كه در نخستين لحظه اى كه چشمتان به آن افتاده پيدا مى كنيد، در حالى كه خريد بايد براساس نياز واقع بينانه به يك كالا باشد. اغلب به خاطر پس انداز نكردن پولى كه صرف اين خريد كرده ايم، احساس بدى پيدا مى كنيم. هرچه باشد، بايد به فكر آينده مان باشيم و قطره قطره جمع گردد، وانگهى دريا شود.
اولين قدم براى كنترل اين گونه خريدها شايد چيز خاص و مفيدى باشد كه مجبور باشيد براى خريد آن مدتى پس انداز كنيد. يادآورى اين هدف بزرگ و مهم معمولاً شما را از خريدهاى كوچك و بيهوده نجات مى دهد. زمانى كه به قصد خريد بيرون مى رويد، سعى كنيد پول كمى همراه ببريد. بهتر است كارت اعتبارى تان را هم با خود نبريد چون از پول هم خطرناك تر است! چون اغلب ما وقتى كارت را داخل دستگاه مى زنيم و مثلاً پنجاه هزار تومان از حسابمان كم مى شود، درك درستى از موقعيت پيدا نمى كنيم ولى وقتى پنجاه تا هزارتومانى را مى شماريم. عمق فاجعه را بهتر حس مى كنيم! راه ديگر اين است زمانى كه براى خريد چيزى حسابى وسوسه شده ايد، به جاى آن كه فوراً كيف پولتان را دربياوريد، صبر كنيد. گذشت زمان موجب مى شود بتوانيد منطقى تر تصميم بگيريد و تسليم احساساتتان نشويد. از خودتان بپرسيد: «بدون اين كالا هم مى توانم سر كنم »، «مى تونم از جاى ديگه
ارزون ترش رو پيدا كنم » «واقعاً بهش احتياج دارم يا فقط احساس مى كنم لازمه كه بخرمش » با جواب دادن به اين سؤال ها مى توانيد بفهميد كه خريدتان منطقى است يا احساسى
ارزش يك جوان ربطى به مقدار پولش ندارد
به اين نكته دقت كنيد: بسيارى از جوانانى كه پول خود را صرف اين گونه خريدهاى ناگهانى و احساسى مى كنند از پائين بودن عزت نفس رنج مى برند. آنها براى اثبات وجود خود به ديگران، تبديل به مصرف كنندگانى شده اند كه تمام هدفشان نشان دادن خريدهايشان به ديگران است. ارزش شما به عنوان يك جوان هيچ ارتباطى به ميزان پولى كه داريد ندارد. زمانى كه شما به اين جمله اعتقاد كامل پيدا كنيد، ديگر براى بالا بردن ارزش و اعتبارتان نيازى به خريدهاى آن چنانى نداريد. با اصلاح باورهاى غلط ذهنى، متوجه مى شويد كه احساس خوب فقط با خريدكردن به وجود نمى آيد و به كار بستن همين نكته زمينه موفقيت اقتصادى شما را فراهم خواهد كرد.
يك سيب زمينى پشندى مى تواند شما را
با فيزيك آشتى دهد
015033.jpg
رقيه نيازى
براى تهيه سيب زمينى سرخ شده، بهتر است از سيب زمينى ريز استفاده كنيم يا سيب زمينى درشت چند دانش آموز و دانشجو مى شناسيد كه از فيزيك هيچ خوششان نمى آيد اشتباه مى كنيد، اين دو نكته خيلى هم به هم ربط دارد. عجله نكنيد، توضيح مى دهم و ثابت مى كنم كه سيب زمينى درشت و سيب زمينى ريز با فيزيك رابطه دارند. در واقع بدون توسل به اين قبيل مثال ها، علت و پاسخ برخى مسائل را نمى توان دريافت؛ مثلاً اين كه براى برنده شدن در مسابقات دوچرخه سوارى در جاده افقى و در جاده شيب دار به چه مواردى بايد توجه داشت. سيب زمينى مثال فوق العاده اى است، چون خوش خوراك است و به اين ترتيب خيلى آسان شما را با فيزيك آشتى مى دهد؛ البته اگر با آن قهر باشيد. فرض كنيد در يك پاكت، يك كيلو سيب زمينى ريز داريد و در يك پاكت، يك كيلو سيب زمينى درشت. حالا به اين سؤال دقت كنيد. پوست كندن كدام سيب زمينى ها زودتر تمام مى شود لابد فورى پاسخ داده ايد سيب زمينى هاى درشت، اما چرا اين روزها همه از آدم پاسخ منطقى و علمى مى خواهند. توضيح علمى ـ البته براساس علم فيزيك ـ براى اين «چرا» اين است: اگر ابعاد يك جسم را دو برابر كنيم، مساحت كلى آن چهار برابر و حجم آن هشت برابر مى شود. مثلاً اگر ضلع مكعبى ۱۰ سانتيمتر باشد، مساحت كل آن ۱۰۰ سانتيمتر مربع و حجم آن ۱۰۰۰ سانتيمتر مكعب مى شود. اگر اندازه ضلع اين مكعب دو برابر شود، مساحت كل آن ۴۰۰ سانتيمتر مربع و حجم آن ۸ هزار سانتيمتر مكعب مى شود. به عبارت ديگر، در اين دو مكعب، نسبت اضلاع به يكديگر ،۲ نسبت مساحت ها ۴ و نسبت حجم ها ۸ است. اين دو نكته هم مهم است: اول اينكه، وزن اجسام همجنس، متناسب با حجم شان است و دوم اينكه نسبت سطح مقطع اجسام مساوى مجذور نسبت اضلاع است. حالا حتماً به اين نتيجه رسيده ايد كه اگر قطر يك سيب زمينى دو برابر ديگرى باشد، مساحت پوستش چهار برابر و وزنش هشت برابر آن خواهد بود. پس به نفع ماست كه براى سرخ كردن سيب زمينى از نوع درشت آن استفاده كنيم تا هم در وقت صرفه جويى شود و هم پوست كمترى بيرون ريخته شود. گاهى دم دست ترين چيزها، به سادگى ما را وارد بعدى ديگر از يك موضوع مى كنند، بعدى كه اغلب خوشايند، غنى و عميق است. فكر نمى كنيد توجه به اين مسائل و كشاندن درس هايى مثل فيزيك به زندگى و محيط دور و برمان ـ «كشاندن» به نظرم «كشف» درست تر است ـ به جاى قرار دادن آن بالاى يك كوه سنگلاخ صعب العبور، اوضاع درسى مان بهتر مى شود.
ايستگاه
«جوانى كردن»
به مثابه يك سرماخوردگى ساده
محمد كاوه
«جوانى» واژه اى ليز است. مثل صابون آب خورده، هنوز به دست نيامده از دست مى رود. تيز است مثل تيغ؛ كه اگر فشارش دهند دست را خواهد بريد. «جوانى» زمانى است كه جز آه و افسوس براى مسن ترها و افسانه اى دور براى كودكان نيست. گذشته اى كه بازگشتى براى آن قابل تصور نيست و آينده اى كه در نظر كودكان خيلى دور است. اما در واقع، زمانى مانند فرداست كه خيلى زودتر از آنچه تصور كنيم از راه مى رسد و خيلى زود دور مى شود؛ مثل شب خوابيدن و صبح بيدار شدن هاى دوره بچگى مان.
همانگونه كه هر خودرويى پيش از حركت خود، مختصر تكانى مى خورد و سپس نرم و آرام به حركت درمى آيد، هر انسانى نيز بايد در مرحله اى از زندگى خود بتواند اين امكان را پيدا كند كه تا حدودى پاى خود را به آن سوى عرف جامعه بگذارد كه به اين كار مى گوييم «جوانى كردن».
او اين كار را در بسيارى از موارد به دو منظور انجام مى دهد. يكى به علت اين كه ثابت كند كه با ديگران تفاوت دارد و ديگرى به خاطر جلب توجه و اثبات اين نكته كه: «من مى توانم». او به دنبال كسب هويت خويش است و پس از يافتن آن، خود را جدا از ديگران مى بيند. زيرا او در دنيايى متفاوت از بزرگترها و افراد با تجربه سير و به شيوه اى متمايز زندگى مى كند. جوان پر است از تفاوت. او ممكن است به گروه هاى مختلفى گرايش پيدا كند تا جلب توجه كرده و متفاوت جلوه كند. اگر او را بشدت محدود كنند، با امر و نهى درصدد مهار او برآيند و يا به او اجازه و امكان شورشى مسالمت آميز بر ضد دنياى تكرارى اش را ندهند، چه بسا رفتارهاى خشونت آميز نشان دهد و آن وقت است كه ضرر اصلى متوجه تمام جامعه خواهد شد. در اين ميان، دختران از پسران هم كمتر امكان اين را دارند تا «جوانى» كنند.
بسيارى، آن جوانى را مى پسندند كه «جوانى» نكند، مثل مردان و زنان سالخورده يا ميانسال، سنگين رفتار كند، عجله نكند و همه پيش فرض ها و اما و اگرها را در رفتارهايش لحاظ كند. اين نگرش محافظه كارانه به «جوانى» از آنجا ناشى مى شود كه زنان جا افتاده و مردان جهان ديده، حوصله دردسرهاى «جوانى كردن» جوانان امروزى را ندارند. آنها دل و دماغ سرعت و عجله جوانان را ندارند و مى خواهند آنها را نيز به ثبات و رنگ و بوى خودشان درآورند. بزرگترها تمايل دارند جوانان هنوز پيراهن پاره نكرده، مثل آدم هاى هزار تا پيراهن پاره كرده رفتار كنند تا هم خيال خودشان از آينده جوانانشان راحت شود و هم به وجود چنين جوانان سنگين و جا افتاده اى افتخار كنند. اما آن كسى كه از جوان توقع ميانسالى و جاافتادگى دارد، كسى كه جوان را از «جوانى كردن» برحذر مى دارد ، همه و همه در يك سمفونى كشدار مى نوازند كه نام آن «بى توجهى» است. بسيارى از بزرگترها آگاهى كاملى از «جوانى كردن» جوان هاى خود ندارند و همين عاملى مى شود براى بروز اختلاف ميان اين دو نسل. جوانان و والدينشان به طور متقابل، مدام از رفتار همديگر ايراد مى گيرند و فقط تعداد محدودى از جوانان هستند كه به راحتى مى توانند با والدين خود ارتباط برقرار كرده و رابطه دوستانه خود را با حفظ حرمت پدر و مادر رعايت كنند. اما اين امر فقط و در شرايطى حاصل مى شود كه والدين هم قادر به درك شرايط روحى و اخلاقى جوانان خود باشند و از گذشته هاى دورتر، خود را براى «جوانى كردن» فرزندانشان آماده كرده باشند. از اين گذشته، جوانان به دنبال كسب اطلاعات درباره زندگى هستند. چه بسا بسيارى از كجروى ها كه در طول دوره «جوانى» رخ مى دهد به علت كنجكاوى بيش از حد جوانان باشد. وجود خانه اى امن و به دور از دغدغه، يكى از شرط هاى لازم است تا نوجوان و جوانى را كه به دنبال كسب اطلاعات درخصوص انواع و اقسام نادانسته هاى خود است، ارضا كند. كارشناسان معتقدند كه جوان هاى قديم از آنجا كه به موقع ازدواج مى كردند و صاحب خانه و زندگى مى شدند، جوانى كردن از نوع ديگر را تجربه مى كردند. اما الآن از شروع دوره «جوانى» تا هنگام ازدواج، هفت سال و حتى بيشتر فاصله است و «جوانى كردن» در زمان حاضر به نوعى متفاوت از گذشته ها شده است. البته آنها معتقدند كه جوانان در اين ميان هيچ گناهى ندارند و بزرگترها نبايد به صورت يك طرفه از جوانان توقع داشته باشند كه اينگونه «جوانى» نكنند. به هر حال طبيعت «جوانى» ناپايدار و متغير است. گاهى توفانى مى شود و طغيان مى كند و زمانى ملايم و آرام است. از ويژگى هاى مهم «جوانى» سرمايه بودن آن است با اين تفاوت كه «جوانى» سرمايه اى است رفتنى.
014916.jpg
«جوانى» بهارى ترين فصل زندگى است. تنها جوانانى كه در فصل «جوانى» زمان را زمين گير و از آن استفاده مطلوب كنند، راهى را به سوى خوديابى و خودشكوفايى گشوده اند و بى ترديد خودشكوفايى يكى از مهم ترين عناصر پيشرفت و تكامل در زندگى انسان به شمار مى رود. بدون شك، شورش، عصيان و «جوانى كردن» جوانان به شكل امروزى، يكى از نتايج عصر ارتباطات و مدرنيسم است؛ اما آنچه كه اهميت دارد درك شرايط و روحيات جوانان، شيوه صحيح برخورد والدين و مسئولان فرهنگى با مقوله «جوانى كردن» و هدايت درست آن است، طورى كه كمتر به جوانان و جامعه صدمه وارد شود. اما با اين حال عده اى اعتقاد دارند كه اگر «جوانى كردن» را رها كنند، خودش مانند يك سرماخوردگى ساده خوب مى شود.
بايد به اين نكته واقف بود كه مسئله امروز جوانان، «جوان بودن» نيست بلكه «جوانى كردن» است. بايد به ياد داشته باشيم آن جوانى كه امروزه به علت تنگناهاى آگاهانه و ناآگاهانه خود و در ازاى اعمالى كه اقتضاى سن و سال اوست، برچسب عصيان و يا هاشور بى خيالى مى خورد، آينده ساز سرزمينى است كه همگى دوستش داريم.

|   تهران   |   سياسى و بين الملل   |   اجتماعى   |   دانشجو   |   جوان   |   زندگى   |   خانواده   | 
|   اقتصادى   |   زنان   |   قرآن   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   ديپلماتيك   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |