محمد كاوه
«جوانى» واژه اى ليز است. مثل صابون آب خورده، هنوز به دست نيامده از دست مى رود. تيز است مثل تيغ؛ كه اگر فشارش دهند دست را خواهد بريد. «جوانى» زمانى است كه جز آه و افسوس براى مسن ترها و افسانه اى دور براى كودكان نيست. گذشته اى كه بازگشتى براى آن قابل تصور نيست و آينده اى كه در نظر كودكان خيلى دور است. اما در واقع، زمانى مانند فرداست كه خيلى زودتر از آنچه تصور كنيم از راه مى رسد و خيلى زود دور مى شود؛ مثل شب خوابيدن و صبح بيدار شدن هاى دوره بچگى مان.
همانگونه كه هر خودرويى پيش از حركت خود، مختصر تكانى مى خورد و سپس نرم و آرام به حركت درمى آيد، هر انسانى نيز بايد در مرحله اى از زندگى خود بتواند اين امكان را پيدا كند كه تا حدودى پاى خود را به آن سوى عرف جامعه بگذارد كه به اين كار مى گوييم «جوانى كردن».
او اين كار را در بسيارى از موارد به دو منظور انجام مى دهد. يكى به علت اين كه ثابت كند كه با ديگران تفاوت دارد و ديگرى به خاطر جلب توجه و اثبات اين نكته كه: «من مى توانم». او به دنبال كسب هويت خويش است و پس از يافتن آن، خود را جدا از ديگران مى بيند. زيرا او در دنيايى متفاوت از بزرگترها و افراد با تجربه سير و به شيوه اى متمايز زندگى مى كند. جوان پر است از تفاوت. او ممكن است به گروه هاى مختلفى گرايش پيدا كند تا جلب توجه كرده و متفاوت جلوه كند. اگر او را بشدت محدود كنند، با امر و نهى درصدد مهار او برآيند و يا به او اجازه و امكان شورشى مسالمت آميز بر ضد دنياى تكرارى اش را ندهند، چه بسا رفتارهاى خشونت آميز نشان دهد و آن وقت است كه ضرر اصلى متوجه تمام جامعه خواهد شد. در اين ميان، دختران از پسران هم كمتر امكان اين را دارند تا «جوانى» كنند.
بسيارى، آن جوانى را مى پسندند كه «جوانى» نكند، مثل مردان و زنان سالخورده يا ميانسال، سنگين رفتار كند، عجله نكند و همه پيش فرض ها و اما و اگرها را در رفتارهايش لحاظ كند. اين نگرش محافظه كارانه به «جوانى» از آنجا ناشى مى شود كه زنان جا افتاده و مردان جهان ديده، حوصله دردسرهاى «جوانى كردن» جوانان امروزى را ندارند. آنها دل و دماغ سرعت و عجله جوانان را ندارند و مى خواهند آنها را نيز به ثبات و رنگ و بوى خودشان درآورند. بزرگترها تمايل دارند جوانان هنوز پيراهن پاره نكرده، مثل آدم هاى هزار تا پيراهن پاره كرده رفتار كنند تا هم خيال خودشان از آينده جوانانشان راحت شود و هم به وجود چنين جوانان سنگين و جا افتاده اى افتخار كنند. اما آن كسى كه از جوان توقع ميانسالى و جاافتادگى دارد، كسى كه جوان را از «جوانى كردن» برحذر مى دارد ، همه و همه در يك سمفونى كشدار مى نوازند كه نام آن «بى توجهى» است. بسيارى از بزرگترها آگاهى كاملى از «جوانى كردن» جوان هاى خود ندارند و همين عاملى مى شود براى بروز اختلاف ميان اين دو نسل. جوانان و والدينشان به طور متقابل، مدام از رفتار همديگر ايراد مى گيرند و فقط تعداد محدودى از جوانان هستند كه به راحتى مى توانند با والدين خود ارتباط برقرار كرده و رابطه دوستانه خود را با حفظ حرمت پدر و مادر رعايت كنند. اما اين امر فقط و در شرايطى حاصل مى شود كه والدين هم قادر به درك شرايط روحى و اخلاقى جوانان خود باشند و از گذشته هاى دورتر، خود را براى «جوانى كردن» فرزندانشان آماده كرده باشند. از اين گذشته، جوانان به دنبال كسب اطلاعات درباره زندگى هستند. چه بسا بسيارى از كجروى ها كه در طول دوره «جوانى» رخ مى دهد به علت كنجكاوى بيش از حد جوانان باشد. وجود خانه اى امن و به دور از دغدغه، يكى از شرط هاى لازم است تا نوجوان و جوانى را كه به دنبال كسب اطلاعات درخصوص انواع و اقسام نادانسته هاى خود است، ارضا كند. كارشناسان معتقدند كه جوان هاى قديم از آنجا كه به موقع ازدواج مى كردند و صاحب خانه و زندگى مى شدند، جوانى كردن از نوع ديگر را تجربه مى كردند. اما الآن از شروع دوره «جوانى» تا هنگام ازدواج، هفت سال و حتى بيشتر فاصله است و «جوانى كردن» در زمان حاضر به نوعى متفاوت از گذشته ها شده است. البته آنها معتقدند كه جوانان در اين ميان هيچ گناهى ندارند و بزرگترها نبايد به صورت يك طرفه از جوانان توقع داشته باشند كه اينگونه «جوانى» نكنند. به هر حال طبيعت «جوانى» ناپايدار و متغير است. گاهى توفانى مى شود و طغيان مى كند و زمانى ملايم و آرام است. از ويژگى هاى مهم «جوانى» سرمايه بودن آن است با اين تفاوت كه «جوانى» سرمايه اى است رفتنى.
|
|
|
«جوانى» بهارى ترين فصل زندگى است. تنها جوانانى كه در فصل «جوانى» زمان را زمين گير و از آن استفاده مطلوب كنند، راهى را به سوى خوديابى و خودشكوفايى گشوده اند و بى ترديد خودشكوفايى يكى از مهم ترين عناصر پيشرفت و تكامل در زندگى انسان به شمار مى رود. بدون شك، شورش، عصيان و «جوانى كردن» جوانان به شكل امروزى، يكى از نتايج عصر ارتباطات و مدرنيسم است؛ اما آنچه كه اهميت دارد درك شرايط و روحيات جوانان، شيوه صحيح برخورد والدين و مسئولان فرهنگى با مقوله «جوانى كردن» و هدايت درست آن است، طورى كه كمتر به جوانان و جامعه صدمه وارد شود. اما با اين حال عده اى اعتقاد دارند كه اگر «جوانى كردن» را رها كنند، خودش مانند يك سرماخوردگى ساده خوب مى شود.
بايد به اين نكته واقف بود كه مسئله امروز جوانان، «جوان بودن» نيست بلكه «جوانى كردن» است. بايد به ياد داشته باشيم آن جوانى كه امروزه به علت تنگناهاى آگاهانه و ناآگاهانه خود و در ازاى اعمالى كه اقتضاى سن و سال اوست، برچسب عصيان و يا هاشور بى خيالى مى خورد، آينده ساز سرزمينى است كه همگى دوستش داريم.