چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۷ - ۲۰ رجب ۱۴۲۹
Wed, Jul 23, 2008
زندگى
۳۹۸۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
تهران
سياسى و بين الملل
اجتماعى
دانشجو
جوان
زندگى
خانواده
اقتصادى
زنان
قرآن
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
ديپلماتيك
رايحه درمانى
شيطنت هاى نوجوانانى پس از ورود به دبيرستان ادامه دارد
لبخند
انرژى
پنجره
عصرانه
جرقه
رايحه درمانى
زودرنجى
[آرزو محمودى ]
تركيب ۱
سه قطره عصاره نارنگى
دو قطره عصاره اسطوخودوس
تركيب ۲
دو قطره عصاره اسطوخودوس
يك قطره عصاره عطر بهارنارنج
دو قطره عصاره بابونه رومى
تركيب ۳
يك قطره عصاره بهارنارنج
چهار قطره عصاره چوب صندل
تركيب ۴
دو قطره عصاره نارنگى
سه قطره عصاره چوب صندل
تركيب ۵
سه قطره عصاره بابونه رومى
دو قطره عصاره نارنگى
يكى از تركيبات بالا را انتخاب كرده و سپس به يكى از روش هاى بخور يا دم كردن مورد استفاده قرار دهيد.
شيطنت هاى نوجوانانى پس از ورود به دبيرستان ادامه دارد
خداحافظى جانانه با كودكى
015030.jpg
[مريم دهكردى]
صميميت معلم در لحظه گذر از نوجوانى
دبيرستان، دوره اى است كه فرد با گذار از كودكى قصد قدم گذاشتن به دوران بزرگسالى را دارد، ولى اين انتقال به بزرگسالى به همين راحتى صورت نمى گيرد، بلكه با يك سرى تشريفات همراه است كه البته اين تشريفات نيز بسيار خاص است.
در اين دوره كه فرد پا به مرحله نوجوانى گذاشته همواره با دو مسئله روبه رو بوده است. يكى اين كه چگونه قدم به دوران بزرگسالى بگذارد و دوم اين كه چطور مى تواند دوران كودكى لذت بخش خود را كنار بگذارد. عده اى از نوجوانان كه به هر دليلى دوران كودكى مطلوبى نداشته اند، انتقال به اين مرحله را سريع تر انجام مى دهند. اين دوره خصوصاً وقتى خود را نشان مى دهد كه فرد از دوره راهنمايى پا به دوره دبيرستان مى گذارد. او كه حالا احساس بزرگ شدن، استقلال و تصميم گيرى بطور مستقلانه دارد وقتى كه با واكنش هاى محيط خود (خانواه، جامعه و مدرسه) روبه رو مى شود به نوعى دچار سردرگمى مى شود. از يك طرف اولياى مدرسه، والدين، آشنايان و نزديكان به نوجوان تلقين مى كنند كه بزرگ شده و بايد رفتار و تفكرى متفاوت از سال هاى قبل داشته باشد. از طرف ديگر وقتى نوجوان وارد عمل و تصميم گيرى مستقلانه مى شود به او گفته مى شود تو «هنوز قادر به انجام آن نيستى!»، «تو هنوز ناپخته تر و خا م تر از اين تجربه ها هستى و.‎/.» والدين، معلمان و ساير اولياى مدرسه و آشنايان نه اين كه بخواهند نوجوان را طرد كرده و اجازه وارد شدن را به دوران بزرگسالى ندهند، بلكه وقتى آنان با اقدامات نوجوان روبه رو مى شوند از آنجايى كه احساس مسئوليت نسبت به وى دارند از سپردن تمامى كارها و تصميم ها به خود نوجوان دچار احساس اضطراب و نگرانى كرده و با انكار ناخودآگاه بزرگ شدن نوجوان، اين احساس اضطراب را در خود كاهش مى دهند. چون او به هرحال آينده خود را در گرو تصميم گيرى ها در اين دوره مى داند. يك نوجوان چطور ممكن است از استقلال و بزرگ شدن خودش صرف نظر كند. به همين خاطر او براى اين كه به والدينش ، معلمان و.‎/‎/ نشان دهد كه چقدر بزرگ شده است دست به رفتارهايى مى زند كه البته گاه چندان هم نشانه بزرگسالى و پختگى نيست. او خصوصاً اين رفتارها را در جمع دوستان مى آموزد و تقويت مى كند، مثل جمع همكلاسى ها و بعد اين رفتارهاى خود را به خارج از مدرسه يعنى خانه انتقال مى دهد. بنابراين دست انداختن معلم در سر كلاس ، متلك گويى و حرف به ميان اندازى ودر كلاس درس فقط به خاطر اذيت كردن معلم نيست، بلكه نوجوان با اين كار قصد دارد كه به دوست و همكلاسى خود نشان دهد كه چقدر بزرگ شده و چقدر شجاعت دارد !اين ناپختگى هاى رفتارى معمولاً از طرف والدين، آشنايان و اولياى مدرسه، بى ادبانه و گستاخانه تعبير مى شود و بدين لحاظ معلم و والدين طورى رفتار مى كنند كه گويى قصد كنترل نوجوان با اين ويژگى ها را دارند. در حالى كه اينگونه رفتارها و كنترل ها نه تنها مؤثر نيست، بلكه به مخدوش شدن روابط احترام آميز ميان والدين، معلمان و.‎/‎/ مى انجامد.
نوجوان امروز ثمره خردسالى و كودكى ديروزش است. اگر پدر و مادر بيش از هر چيز بتوانند مفهوم احترام گذاشتن به خود، احترام گذاشتن به بزرگ ترها را در كودكانشان جا بيندازند در دوره نوجوانى هرچقدر هم كه بخواهد به اصطلاح خودشان شيطنت تر خودنمايى كند، در كمال احترام و با اصل قرار دادن احترام اين كار را انجام مى دهد، البته معلم هم در اين دوره بايد جدى باشد و قوانين انضباطى را در ابتداى كلاس و سال تحصيلى مطرح كند و درباره اجراى قوانين نيز جدى باشد ‎/ اين قوانين بايد ويژگى داشته باشد كه براى دانش آموزان آن كلاس از اهميت حياتى تر برخوردار باشد، زيرا مى دانيم كه يك ارزش پيش يك طبقه اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى ارزش يكسانى در طبقه ديگر ندارد. توصيه ديگر اين است كه معلم بايد از خشكى و بى تحركى و انعطاف ناپذيرى در رفتار خود بپرهيزد و صميميت بيشترى را ميان خود و دانش آموزانش برقرار كند.
نسرين زارعى - روان شناس

يكى از روزهاى سال، معلم كلاس انشا به جاى خودش يكى از دوستانش را سركلاس فرستاد. او در مدرسه خودش معلم خوبى بود و ارتباط خوبى با دانش آموزان برقرار مى كرد.
از طرف ديگر خيلى خوب بچه هاى دبيرستانى را مى شناخت؛ اما از آنجا كه قرار بود كلاس همكارش را با روش او اداره كند در مدرسه دچار دوگانگى شد.
دانش آموزان اين كلاس از سردرگمى و تازه واردى او استفاده كردند و شروع كردند به پرسيدن سؤالات سخت؛ طورى كه او از تمام تجربيات و دانسته هايش استفاده كرد تا بتواند جواب سؤالات عجيبى را كه تنها براى امتحان كردن اين معلم جانشين بود، جواب دهد.
او نمى دانست كه معلم اصلى هم چنين روزى را گذرانده است؛ اما حالا با اين كه بچه ها سر كلاسش آبنبات يا بستنى مى خورند با جديت مى تواند آنها را وادار به نوشتن كند.
دانش آموزان سال اول يك دبيرستان در مقابل اين سؤال كه معلم كدام يك از اين خصوصيات را بايد داشته باشد:
۱- سر كلاس جدى، بيرون از كلاس صميمى
۲- سر كلاس و بيرون از كلاس صميمى
۳- در هر مكان بنابر ضرورت جدى و يا صميمى باشد،
گفتند: ما معلمينى را ترجيح مى دهيم كه سر كلاس جدى باشند.
«محمد صفوى» دانش آموز سوم راهنمايى مى گويد: دوسال پيش معلم جوانى به مدرسه ما آمد كه هرچه سعى كرد نتوانست با بچه ها ارتباط برقرار كند؛ ما هم تا توانستيم اذيتش كرديم، او اوايل خيلى دست و پا چلفتى به نظر مى آمد؛ وقتى حرفى را به شوخى به او مى زديم جدى مى گرفت و ما هم مى خنديدم؛ اما.‎/‎/
محمد مى گويد: يكى از روزها معلم تازه كار سر ما چنان دادى زد كه وحشت كرديم.
وقتى از محمد مى پرسى شما بچه ها در مدرسه از چه چيزى حساب مى بريد و مى ترسيد، مى گويد: از جريمه درسى و از داد زدن همين آقاى معلم.
محمد تعريف مى كند بعد از آن «داد زدن» رفتارمان نسبت به آقاى «س» عوض شد و او از همين تغيير رفتار كم كم توانست در ما نفوذ كند. البته كم كم.
خانم نوربخش، دبير آموزش وپرورش درباره دانش آموزان سال اول دبيرستان مى گويد: يك معلم با سياست بايد در اين كلاس به كار گمارده شود؛ چون اين بچه ها از راهنمايى به دبيرستان آمده اند و معمولاً در فضاى جديد دوست دارند شيطنت كنند.
مهنوش مهرى، دانش آموز سال سوم دبيرستان مى گويد: بدترين سال، سال اول دبيرستان است. چون ما در محيط جديد غريب هستيم و بايد به نحوى خودمان را بشناسانيم و به اين محيط انس بگيريم.
اما خانم زمردى، مدير بازنشسته معتقد است اگر با هر كس باب دوستى ات را طورى باز كنى كه او بفهمد زير نظر نيست و از تو آزارى به او نمى رسد و تو خواهرانه يا برادرانه مى خواهى او را راهنمايى كنى، به تو اعتماد مى كند. اولين و مهمترين مرحله ارتباط با يك نوجوان همين اعتماد سازى است.
اما دانش آموزان به اين راحتى به كسى اعتماد نمى كنند مگر آنكه او را بيازمايند و يكى از راه هاى آزمودن معلم، مشاور يا راهنما همين آزار و اذيت هاست.
«محمد» مى گويد: معلم شيمى ما به محض اين كه سرش را به سمت تخته مى برد بچه ها ريزه گچ ها را به سمتش پرتاب مى كنند. چون قبل از اين كه او به كلاس بيايد همه گچ ها را پنهان كرده اند و حالا كه او بدنبال گچ مى گردد بهترين فرصت است.‎/‎/
«محمد» آنچنان با لذت از شيطنت مى گويد كه ديدنى است؛ اما آنچه براى همه دانش آموزان مسلم است اين كه آنها نمى خواهند معلمشان را ناراحت كنند، فقط مى خواهند مزه تازه اى از بچگى را بچشند.
وقتى سؤال مى كنى معلم ها چطور برخورد مى كنند، او مى گويد: فقط گذشت مى كنند. آنها اغلب به روى ما نمى آورند در حالى كه مى دانيم مى فهمند. يك معلم باسابقه رياضى در مراسمى به معلم هاى جوان گفت: معلم بايد ببيند و در عين حال نديده بگيرد و نبيند آنچه را مى خواهد به ديده بگيرد.
مصطفى دبيرى، پسر سوم راهنمايى هم مى گويد: ما دوست نداريم دائم بگويند: «بزرگ شده اى، اين كار را نكن» ما دوست داريم از آخرين روزهاى كودكى هم نهايت استفاده را ببريم. در حالى كه از كودكى هر سال گفته اند: «تو ديگر بزرگ شدى، شيطنت نكن!»
اما معلم راه خود را در همان لحظه اول بايد تعيين كند، اين ديد يك روانشناس است.
«سعيده عفاف» دانشجوى كارشناسى ارشد روانشناسى و معاون پژوهشى مى گويد:معلم در همان جلسه اول كار بايد بتواند دانش آموزان خود را بشناسد و براساس اين شناخت، خودش تعيين كند كه چه وقتى زمان آموزش در كلاسش و مديريت بر فضاى تدريس است و چه زمانى، زمان صميميت.او به معلم هايى كه در جلسات متعدد با شوخى ها و شيطنت هاى دانش آموزان روبه رو مى شوند توصيه مى كند از يك مشاور باتجربه كمك بگيرند، چرا كه جذبه و حرمت معلم همراه با ورود او بايد مشخص شود.
او نوع شيطنت ها را براساس فرهنگ و قوميت مناطق مختلف متفاوت مى داند و مى گويد: دانش آموزان دبيرستانى در دماوند شيطنتى دارند كه در تهران و يا مناطق شمال آن را ندارند. او به تجربه اى اشاره مى كند كه دانش آموزان حالت خاصى در برابر معلم داشتند. آنها معروف به بى ادبى و شيطنت بودند ولى در كلاس آقاى «ب» آنچنان سكوت و توجه نشان دادند كه بى سابقه بود. آقاى «ب» از تنبيه استفاده كرده بود و اين باعث شد كه دانش آموزان سركلاس او ديگر شيطنت نكنند.
حجت الاسلام شهيدى نيز در اين باره معتقد است نمى شود به گروه نوجوان گفت، شيطنت نكن، ولى مى شود طورى او را جهت داد كه خودش مراقب خود باشد.
خانم عفاف هم محدوده جديت و صميميت را در يك كلاس متناسب با معلم مى داند و مى گويد: اين معلم است كه براساس جنس درس، دانش آموزان و تيپ كار و شخصيت خود محدوده ها را تعيين و تعريف مى كند.
او سال سوم يعنى ۱۶ سالگى را آخر محدوده شيطنت مى داند.
لبخند
شروع زيبا
015042.jpg
[مينا تنهايى]
براى يك شروع زيبا هميشه به آنچه كه باعث ناراحتى ام مى شود، فكر مى كنم.
مى دانم كه بايد همه آنچه را كه باعث اندوه و غصه ام مى شود از قلبم خارج كنم تا جايى براى اندوه در وجودم باشد، هرگز فرصتى براى ورود شادمانى و رضايت برايم به وجود نخواهد آمد.
براى همين است كه هر روز صبح قلبم را سرشار از زيبايى ها مى كنم و همين كار باعث مى شود رضايت، وجودم را پر سازد و لبخند بر لب هايم بنشيند.
انرژى
خلاقيت
014991.jpg
[غزل شگرف]
شمع زرد
بيانگر فعاليت، خلاقيت، يكپارچگى، جمع آورى نيروى تمركز و تخيل است و در تشريفاتى استفاده مى شود كه افراد گرد هم جمع مى شوند تا تصميم خاصى اتخاذ كنند. شمع زرد به عنوان نماد انرژى خورشيدى از گذشته مورد توجه بوده است.
كيميا
همه ما كاشفانى هستيم كه هر كدام به همراه يك جدول خصوصى كه راهنماى ماست و هيچ كپى از آن وجود ندارد، در يك سفر اكتشافى بسر مى بريم. جهان تنها دروازه و فرصت است.
پنجره
بزرگوارى
014973.jpg
[فريده احمدى]
وقتى نگاهم به قامت خميده ات مى افتد، دلم مى گيرد.وقتى نگاهم به دست هاى لرزانت مى افتد، دلم پر از اندوه مى شود. وقتى نگاهم به چهره درهم شكسته ات مى افتد، دلم لبريز از غم مى شود. وقتى مى بينم كه بهترين لحظه هايت را به پاى من ريخته اى و من با اينكه سرشار ازتمام آنچه هستم كه تو به پاى من ريخته اى ، اينك در راهى گام گذاشته ام كه مرا از تو دور مى كند، شرمسار مى شوم. وقتى به عقب نگاه مى كنم و بدرقه نگاهت را مى بينم، از اين همه بزرگوارى بر خويش مى لرزم، پدر.
عصرانه
سالاد خوش طعم
014841.jpg
[فتانه احدى]
مواد لازم
يك فنجان سيب خرد شده
سه چهارم فنجان آب پرتقال
يك قاشق مرباخورى آب ليموترش
نصف فنجان آب گريپ فروت
نصف فنجان توت فرنگى خرد شده
يك سوم فنجان هلو خرد شده
يك چهارم فنجان انگور خرد شده
طرز تهيه
ميوه هاى خرد شده را در ظرفى مناسب قرار دهيد و با هم مخلوط كنيد. سپس آب گريپ فروت، ليموترش و آب پرتقال را با هم مخلوط كرده و به عنوان سس به آن بيفزاييد. اين سالاد مقوى و طبيعى را ميل كنيد.
جرقه
تفنگ
014964.jpg
[مرتضى پناهى]
چينى ها اولين كسانى بودند كه باروت را اختراع كرده و در سال ۱۲۳۲ براى اولين بار آن را در ساخت سلاح بكار گرفتند.
در سال ۱۳۶۴ اولين سلاح مورداستفاده قرار گرفت.
درسال ،۱۴۰۰ اولين تفنگ فتيله اى مورد استفاده قرار گرفت.
در سال ،۱۶۳۰ تفنگ سرپر چخماقى ساخته شد.
در سال ،۱۷۱۸ جيمز پاكل اهل لندن اولين اختراع خود را كه يك تفنگ تك لوله با يك سيلندر چرخان بود، ساخت. اين سلاح در هر دقيقه، ۹ بار شليك مى كرد. او بعدها دو نمونه از همين طرح را ساخت كه يكى از آنها حاوى فشنگ هاى گرد بود و در جنگ عليه دشمنان مسيحى بكار مى رفت در حالى كه نوع دوم آن حاوى فشنگ هاى مربع شكل بود و عليه مسلمانان ترك و با هدف وارد كردن صدمه بيشتر بكار گرفته مى شد.
در سال ،۱۸۳۶ ساموئل كلت، اولين هفت تير را ساخت كه حاوى پنج يا شش فشنگ بود.
اولين تفنگ قنداق دار توسط كاپيتان پاتريك فرگوسن از اهالى اسكاتلند ساخته شد.
جان مونر برونينگ اولين كسى بود كه مكانيزم تفنگ را ارتقا بخشيد و طرحى پياده كرد كه با آن مانعى بر سر راه لوله تپانچه قرار مى گرفت.
تاريخ مدرن تفنگ از جنگ جهانى دوم آغاز مى شود، پس از آن سلاح M16 توسط ارتش امريكا و در جنگ عليه ويتنام در سال ۱۹۶۸ بكار گرفته شد. اين سلاح توسط فردى به نام اوگن استونر طراحى شد.
در سال ۱۹۳۴ فردى كانادايى به نام جان گراند سلاح نيمه اتوماتيك M1 را ساخت.
در سال ۱۹۴۱ سلاح جانسون توسط ملوين.ام.جانسون اختراع شد كه بهترين ابتكار در نوع خود بشمار مى رفت.
ساموئل گاردينر در سال ۱۸۶۳ امتياز انحصارى اختراع امريكا را دريافت كرد. گلوله اين سلاح در فاصله يك و يك چهارم ثانيه پس از شليك منفجر مى شد. اين سلاح در جنگ هاى داخلى امريكا بكار گرفته شد.
درسال ،۱۸۸۰ آگوست فيدلر اولين دوربين تفنگ را ساخت.
در سال ،۱۸۸۱ هيرام ماكسيم اولين مسلسل را اختراع كرد.
اولين مسلسل خودكار توسط ژنرال جان تامپسون در سال ۱۹۱۸ ساخته شد.
در سال ۱۹۰۹ هيرام ماكسيم صداخفه كن را اختراع كرد.

|   تهران   |   سياسى و بين الملل   |   اجتماعى   |   دانشجو   |   جوان   |   زندگى   |   خانواده   | 
|   اقتصادى   |   زنان   |   قرآن   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   ديپلماتيك   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |