printlogo


یادداشت‌های ایران باستان
کوروش کبیر، ورای کاست‌ها



سهراب گنجی مراد
پژوهشگر تاریخ

این ستون سومین و آخرین قسمت تفسیر احترام نظامی بختیاری‌های سلحشور به آرامگاه کوروش کبیر است. در دو ستون قبل دو گام مهم و بلند را برای درک این احترام برداشتیم: در گام اول با کاست‌های ایران باستان و مفهوم سنتی و والای آن(طبقات فرهنگی) آشنا شده و به معنای نادرست کاست در نزد شرق شناسان غربی: طبقات اجتماعی، اشاره شد. کاست‌ها، طبقات فرهنگی ای که مبنای آن بر «تفاوت همت‌ها و اراده ها» نهاده شده است. با تصحیح نگاه محدود و نادرست شرق شناسان غربی، با روح و ضرباهنگ کاست‌ها آشنا شده و به هارمونی فرهنگی آنها دست یافتیم.
گام دوم
در گام دوم ارتباط  کاست‌های برتر، موبدان(روحانیون) و نظامیان را با دو جنبه و شأن(توانایی و دانایی) از شئون اهورا مزدا  توضیح دادیم. طبقات فرهنگی برترِ کاست‌ها که نمادی از صفات اهورا مزدا هستند. امری که برای شرق شناسان غربی و متأسفانه محققان داخلی اصلاً قابل تصور نیست: طبقات فرهنگی که نماد ساحت و بعد دیگری (صفات اهورامزدا) هستند. عشایر و مرزداران (نظامیان در کاست) نماد توانایی اهورامزدا هستند: شهریاران.
پرسش مهم
پس از برداشتن این دوگام، به گام سوم رسیدیم که این ستون متکفل بیان آن است: عشایر (در اینجا بختیاری ها= شهریاران) به چه کسی ادای احترام می‌کنند، کوروش چه‌ شأن و مقامی دارد که اینچنین مورد تکریم و احترام واقع شده و می‌شود. به عبارتی دیگر، کوروش در نظام کاست‌ها چه جایگاهی دارد و در کجای کاست می‌گنجد. این چه جایگاهی است که باعث این همه احترام شهریاران (عشایر)که کاست دوم (از نظر اهمیت، پس از موبدان) هستند، شده است.
 مقام موبد شهریاری
در نظام کاست‌ها دیدیم که هر چه به بالای کاست؛ کاست‌های برتر می‌رسیم فضایل آنها بیشتر است. هر کاستی تمامی فضایل کاست پایین‌تر را دارند به‌علاوه صفاتی برتر و والاتر از آنها. موبدان نماد جنبه مزدایی بودند و نظامیان نماد جنبه اهورایی. حالا کوروش نماد چه جنبه‌ای است و در کجای کاست جا می‌گیرد. پاسخ این است: این یگانه دوران، واجد هر دو جنبه مزدایی (دانایی) و اهورایی(توانایی) است. او، «موبد- شهریار» است. او تمامی فضایل کاست را یکجا در خود دارد. اینجاست که با توجه به تعالیم گاهان زرتشت و تعالیم معنوی مغان که اشارات فراوانی به جمع شدن این دو جنبه در انسان کامل گاهان دارند ما را به سرمنزل مقصود می‌رساند.
انسان کامل گاهان
در قطعه 16/31 از گاهان زرتشت می‌خوانیم: «می پرسم این را که آن نثارگر چگونه می‌کوشد قدرت(خویش) را بر خانه و بخش و ایالت گسترش دهد؟ آنکه مانند توست ای مزدا اهوره، او کی خواهد آمد و کردار او چگونه باشد.»
در شرح این قطعه، مؤلف دانشمند، بابک عالیخانی می‌نویسد: «انسان کامل در گاهان صرفاً مرجع علمی و روحانی نیست بلکه مرجع سیاسی یا والی نیز هست و این نکته مهمی است زیرا همین تصور زردشتی تاریخ معنوی ایران را در طول چند هزار سال تعیین کرده است.»[بررسی لطایف عرفانی در نصوص عتیق اوستایی، ص 127]
عشایر (نظامیان و مرزداران) و در واقع: شهریاران به بارگاه موبد- شهریار خود (کوروش کبیر) شتافته و ادای احترام می‌کنند. آنها که در میانه کاست جای دارند به انسان کامل فرهنگشان که ورای کاست است ادای احترام می‌کنند و فی الواقع تجدید عهد و پیمان می‌کنند. کوروش کبیر: پادشاه ظاهر و باطن، ولی خداست و مظهر اسما و صفات او. او وارث صفت مزدایی و اهورایی اهورامزداست. آنها که موبد شهریار گاهان زرتشت(کوروش کبیر) را با شاهان مصر و بابل مقایسه می‌کنند. سرنخ‌ها را گم کرده‌اند و با روح و ضرباهنگ فرهنگ ایران باستان کاملاً بیگانه اند: «گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت». در مطالب آتی راجع به این بعد از ابعاد شخصیت باطنی کوروش کبیر: موبد- شهریار، بیشتر سخن خواهم گفت. این بُعد در کوروش و البته کیخسرو که او هم موبد – شهریار است، ساحت‌های ناپیدا و سمبلیک فراوانی را به روی ما خواهد گشود. در عشایر و در بختیاری‌های گرامی نمادهای متفاوتی از کیخسرو و سیاوش وجود دارد که جز با توجه به این بُعد رمزگشایی نخواهد شد.