printlogo


حادثه خبر نمی‌کند

   صابر پیر برناش
اردیبهشت امسال بود که دستور نظارت بربنایی با حدود 2400 متر مربع مربوط به ساختمانی مسکونی با شش طبقه در یکی از جنوبی‌ترین نقاط تهران برایم صادر شد.
چند روز بعد، با بررسی نقشه‌ها و بازدید از محل، دستور تخریب ساختمان قدیمی را دادم و تأکید کردم که مالک به هیچ وجه اجازه شروع عملیات گودبرداری را ندارد.
در این 18 سالی که مشغول به این حرفه هستم، هیچ‌گاه اعتقادی به بیمه نداشتم و سعی می‌کردم کارم را به نحوی انجام دهم که هیچ ایرادی نداشته باشد و کاری هم که ایراد نداشته باشد، خطری ایجاد نمی‌کند.
دیده بودم که همکارانم، همیشه بعد از قبول مسئولیت در مورد یک ساختمان، با پرداخت مبالغ لازم، خود را در برابر هزینه‌های هنگفت ناشی از حوادث احتمالی بیمه می‌کردند. اما من این کار را نکرده بودم و کارهایم را به نحوی پیش می‌بردم که بدون پرداخت هزینه جهت بیمه، خطری متوجه سرمایه ام نباشد.
اما در مورد این ساختمان، ترس به دلم افتاده بود. موقعیت ملک به نحوی بود که از سه طرف به خیابان و از سمت دیگر به یک ساختمان دو و نیم طبقه قدیمی با بافت فرسوده و دیوار‌های خشت و گلی و سقف‌های تیر چوبی و کاهگلی محدود می‌شد. در این ساختمان قدیمی هفت خانوار ساکن بودند و ترس از ریزش آن در زمان گودبرداری باعث شد به فکر بیمه مسئولیت بیفتم.
به دفتر بیمه مراجعه کردم و با تشریح موقعیت و خطرات مربوط به این ساختمان، مبلغ حق بیمه را پرس و جو کردم. رقمی که اعلام شد، اگرچه زیاد و غیر منطقی نبود، اما دلم نیامد که پول بی‌زبان را برای چیزی هزینه کنم که با توجه به سابقه کاری من و تجربیاتم، احتمال وقوعش بسیار بعید بود.
تصمیم گرفتم که مسئولیتم در این ساختمان را به یک پنجم مبلغ اعلام شده بیمه کنم و به تبع، میزان تعهد مالی شرکت بیمه هم در مقابل هزینه‌های احتمالی به یک پنجم مبلغ معمول کاهش پیدا کرد.
مطابق روال کارم، شماره موبایلم را به ساکنان ساختمان فرسوده مجاور پروژه دادم و از آنها خواستم در صورت بروز کوچکترین تغییراتی در ساختمانشان، من را از موضوع مطلع کنند.
از شروع به کار ساختمان حدود 2 ماه گذشت و  مطمئن بودم در این مدت، مالک مشغول تخریب ساختمان قدیمی است و بدون اجازه من، شروع به گودبرداری نمی‌کند، چرا که گودبرداری آن ساختمان با شرایط خاصش، نیاز به طراحی خاصی داشت که باعث آسیب به ساختمان‌های اطراف نشود.
ساعت حدود 9 شب بود که یکی از ساکنان ساختمان قدیمی مجاور پروژه با موبایلم تماس گرفت و با ترس خبری را به من داد که وحشت به جانم انداخت.
خودم را به محل پروژه رساندم و متوجه شدم که حرف آن مرد درست بوده و متأسفانه ساختمان قدیمی ترک‌های عمیقی برداشته و در آستانه ریزش قرار گرفته است.
کارفرمای پروژه در اقدامی عجیب، بدون اجازه از من به‌عنوان مهندس ناظر ساختمان، گودبرداری را شروع کرده و9 متر هم از سطح زمین پایین رفته بود، بدون این‌که کوچکترین قواعد ایمنی را رعایت کرده باشد.
همین مسأله باعث شده بود ساختمان قدیمی در آستانه ریزش قرار بگیرد و دیگر قابل استفاده نباشد. اگرچه ساختمان ریزش نکرده و تلفات جانی به بار نیاورده بود، اما باید هزینه‌های سنگین بازسازی آن پرداخت می‌شد و این مبلغ را من باید پرداخت می‌کردم.
شاید اگر در مدت 2 ماهی که از شروع کار پروژه می‌گذشت، به این ساختمان که نظارتش به عهده من بود سرکشی می‌کردم، متوجه تخلف مالک می‌شدم و از این اتفاق جلوگیری می‌کردم.
راستی اگر آن روزحق بیمه ام را بطور کامل پرداخت می‌کردم...
برش شوک: پرداخت حق بیمه، اگرچه در نگاه سطحی به عنوان هزینه‌ای اضافه به نظر می‌رسد، اما به واقع سرمایه گذاری است که می‌تواند پشتیبانی برای ساختمان باشد.
بی توجهی ما به مقوله مهم بیمه، شاید از همین مسأله پیدا باشد که به جز بیمه شخص ثالث خودرو که بیمه‌ای اجباری است، توجه چندانی به سایر بیمه‌های موجود نداریم.
شاید هنوز به این موضوع اعتقاد پیدا نکرده ایم که «حادثه خبر نمی‌کند».