printlogo


گفت‌و‌گو با سارا اشرفی نقاش جوان ایرانی:
هنرزاییده هیجانات محیط است

یاسمین قراخانی

سارا اشرفی، نقاش جوان ایرانی است که طی چند سال اخیر نمایشگاه‌های متعددی را در گالری‌های خصوصی ودولتی سوئیس و چند کشور اروپایی دیگر برگزار کرده است. او در تهران نیز در گالری‌هایی چون طرح‌نو، نار و نگار به صورت انفرادی و چند نمایشگاه دیگر بصورت گروهی شرکت کرده است. در حال حاضر نیز، نقاشی‌های این هنرمند جوان در نمایشگاه گروهی نقاشی، مجسمه و عکس گالری سیحون به نمایش درآمده که به مناسبت نمایش آثار این هنرمند جوان در گالری سیحون با او گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

چقدر از روند برگزاری نمایشگاه گروهی گالری سیحون که در آن شرکت کرده‌اید راضی هستید؟
گالری سیحون از گالری‌های مطرح است. به طوری که یکی از گالری‌های ایرانی در سوئیس که آثار مختلف هنرمندان بزرگ ایرانی و خارجی را به نمایش می‌گذارد، تنها گالری‌ای که در تهران می‌شناسد و برایش قابل احترام است، این گالری است. به‌همین دلیل برای من بسیار باعث افتخار است که در این نمایشگاه شرکت کرده‌ام. از طرفی برای هر هنرمندی بهتر است که در کشور و بستر خودش جایگاهی داشته باشد و از طرف کشور خودش به عرصه جهانی معرفی شود. بنابراین برگزاری این نمایشگاه در ایران تأثیر بسیار خوبی در معرفی من خواهد داشت.
بازخوردی که از آثارتان در این نمایشگاه داشتید چه‌طور بود و فکر می‌کنید این بازخورد چه تفاوتی با بازخورد مخاطبان شما در کشورهای اروپایی داشته است؟
اگر بخواهم راستش را بگویم استقبال از نقاشی‌های من در کشورهای اروپایی، بویژه سوئیس بسیار بیشتر از ایران بوده است. شاید یک دلیل آن ناشناخته بودن وبالطبع جذاب بودن هنر ایرانی بویژه هنر معاصر ما برای اروپایی‌‌ها باشد. در اروپا کسانی که بیشتر اهل خریدن تابلو هستند به گالری‌ها می‌روند اما خوشبختانه در ایران، مردم از قشرهای مختلف به نمایشگاه‌ها می‌روند و گالری‌گردی می‌کنند. فکر می‌کنم که شاید یکی از دلایل این استقبال کم، از این جهت است که خود من آنچنان آدم اجتماعی نیستم و تلاش زیادی برای معرفی آثارم نکرده‌ام. اما دوست دارم که در آینده بین مردم ایران بیشتر شناخته‌ شوم و گالری‌های بیشتری را برگزار کنم.
در گفت‌و‌گویی اشاره کرده بودید که نخستین تجربه کاری‌تان در روزنامه بوده است. کمی از این تجربه برایمان بگویید و اینکه چطور شد که کار در مطبوعات را ادامه ندادید و اختصاصاً سراغ نقاشی رفتید؟
بله. من در ابتدا از طریق تماس تلفنی، سوژه گزارش‌ها را از روزنامه می‌گرفتم و برایشان تصویرسازی می‌کردم. در آن زمان کارهای من بیشتر گرافیکی و ساده بودند که فکر می‌کنم اقتضای کار در روزنامه و شتاب زیاد در این کار، باعث شده بود که طرح‌های من این‌طور باشند. بعد از آن کم‌کم طرح‌ها از این حالت درآمدند و به نقاشی تبدیل شدند. من در ابتدا با خودکار نقاشی می‌کردم، در مراحل بعد هم با آبرنگ، گواش، رنگ روغن و اکرولیک. بعد از همه این‌ها نقاشی روی بوم را شروع کردم که از آن زمان کارهای من ظریف و با جزییات شدند و بیشتر حالت فیگور به خودشان گرفتند. خصلت مطبوعات و کار خبری، هیجان و سرعت است که در طرح‌های ساده من در آن زمان وجود داشت و روزنامه‌نگاران به این طرح‌ها علاقه داشتند.
چند سالی است که در ایران، اقتصاد هنرهای تجسمی رونق بسیاری پیدا کرده است، گالری‌های زیادی برگزار می‌شود، حراج‌های هنری رونق پیدا کرده است و بسیاری از آثار ایرانی در خارج از کشور نمایش داده‌می‌شوند وبه فروش می‌روند. نظر شما در این باره چیست؟
صددرصد این اتفاقات چشم‌انداز مثبتی دارند. درست است که ما در سطح جهانی هنرمندان شناخته‌شده بسیاری داریم، اما نقاشان خوبی در هنر معاصر ما با پتانسیل‌های بالا وجود دارند که متأسفانه هنوز شناخته‌شده نیستند و این اتفاق‌ها خیلی می‌تواند به آنها کمک کند. خلاقیت و هنر ما زاییده هیجانات و نابسامانی‌های محیطی است که در آن زندگی می‌کنیم. به همین جهت این هنر برای نسل جدید مردم اروپا کمی ناشناخته است. برگزاری نمایشگاه‌های هنری در کشورهای خارجی در معرفی هنر ما ایرانی‌ها به مردم این کشورها بسیار مؤثراست.
 اگر بخواهید تعریفی از سبک نقاشی‌هایتان به مخاطب ایرانی بدهید، چه می‌گویید؟
بیشتر مخاطبان کارهای من را با سبک سوررئال می‌شناسند. سوژه نقاشی‌های من زندگی عادی‌ و روزمره مردم و روحیات آنهاست. در واقع نوع ارتباط من با مردم روی نقاشی‌های من تأثیر گذاشته است. شاید در ظاهر نقاشی‌های من پیچیده به‌نظر برسد و برای عامه مردم قبل درک نباشد، اما برگرفته از مسائل ساده و عام زندگی روزمره و نمادی از آن‌هاست.
و در آخر اینکه آیا بازهم قصد دارید که در ایران نمایشگاه برگزار کنید؟
بله حتما. طرح بعدی من که هنوز عنوان آن را انتخاب نکردم چهار فیگور در ابعاد بزرگ است که هر کدام از این فیگورهای عظیم‌الجثه در یک فصل اتفاق می‌افتند. قصد دارم هرکدام از این فیگورها را در چهار کشور مختلف نقاشی کنم. در کشور سوئیس با تأمین هزینه‌های آتلیه و... از طرف این کشور، فیگور زمستانی‌ام را در سه ماه زمستان نقاشی خواهم کرد. در ایران هم یکی از این فیگورها را یا در پاییز تهران یا بهار شیراز نقاشی می‌کنم و به نمایش می‌گذارم.