printlogo


یک رمان موفق و یک جایزه ویژه
زبانی پخته با ملاطی اصیل



الهام فلاح
داستان نویس
«بی‌کتابی» دومین رمان محمدرضا شرفی خبوشان است که امسال توانست برنده دوره دهم جایزه ادبی جلال آل احمد شود و عنوان کتاب سال را به دست بیاورد. اما آنچه بیش از هر چیز مهم است این است که بی‌کتابی برای جایزه ملی جلال آبرو خریده بس که گه‌گاه شاهد انتخاب‌های نابایسته از سوی داوران این مهم‌ترین جایزه ادبی کشور بوده‌ایم؛ کتابی که «شهرستان ادب» آن را منتشر کرده است.
«بی‌کتابی» داستان مردی‌ست که عاشقانه، مفتون کتب خطی و نسخ کمیاب و نقوش آن‌هاست و در کنار این شیدایی از خرید و فروش این قسم کتب ارتزاق می‌کند. داستان در روزگار پرآشوب به توپ بستن مجلس و حکومت محمدعلی شاه قاجار روایت می‌شود. آنچه بیشتر از هرچیز بی‌کتابی را خاص و متمایز از همه رمان‌های این سال‌های اخیر می‌کند، زبان بشدت پخته و اصیل و مالامال از لغات اصیل فارسی متداول در اواخر سلطنت قاجار است. این زبان کامل و بی‌عیب و ایراد بخوبی توانسته در برخی نقاط جور چندپار‌گی و انقطاع نخ تسبیح داستان را بر دوش بکشد. پس و پیش شدن‌های زمانی و خرده‌روایت‌های ناب و بکر در طول رمان با دقت و وسواس و ترتیب معناداری چیده شده‌اند که نشان از تسلط کامل نویسنده کتاب به زیر و بم تاریخ و رویدادهای آن روزگار به طور مستند و مطالعه شده دارد. بی‌کتابی از لحاظ زبان و نثر و دایره لغات بشدت گسترده و حتی سوژه بکر و ویژه‌ای که دارد به‌طور خودکار مخاطبین خود را غربال می‌کند. باید مخاطب جدی ادبیات باشید و هدفتان از خواندن کتاب آموختن و توشه برگرفتن باشد که بی‌کتابی به مذاقتان سازگار باشد و الا فکر اینکه با رمانی سهل‌ خوان و سرگرم‌کننده مواجهید را مطلقاً از سر بیرون کنید. روایت خاندان ظهیرالدوله و پسرشان که از مشروطه خواهان بودند و روایت جدیدی از ترور ناصرالدین شاه و روایت قزاق جوانی از به توپ بستن مجلس و کشتار روحانیون متحصن همه به طرزی آشنازدا و متفاوت از هرآنچه در کتب تاریخی خوانده‌اید، شما را از منظر دیگر شاهد این وقایع می‌کند. کما اینکه کتاب در چند جایی به دام اطناب می‌افتد و پرواضح است خبوشان حاضر نیست دست از قدرت‌نمایی خود در عرصه زبان و نقالی بردارد، حتی به قیمت آسیب زدن به تنه اصلی رمان. استنباط پایانی کتاب از هرچیزی جالب توجه‌تر است. اینکه قهر ملت با کتاب از نفرین مَلَک قرطاس، فرشته کاغذ است و نابسامانی مملکت از سر بی‌حرمتی به کتاب است و فرستادنش به کام نااهلان و اغیار.