printlogo


نگاهی تطبیقی به اشتراکات شعر سبک هندی و شعر نسل <بیت>
لهجه هندی شاعران سرخورده امریکایی



  ایمان رهبر

ادبیات تطبیقی اصول خاصی دارد و شامل حوزه‌های ویژه‌ای مثل تطابق ساختاری، تطابق زبانی و ریشه‌شناسی زبانی وتطابق مضمونی می‌شود. گاهی شاعرانی مانند گوته، خود اعتراف می‌کنند که از شعر دیگران مثل حافظ تأثیر پذیرفته‌اند، بنابراین استفاده از ادبیات تطبیقی در مورد آنها موجه است. گاهی نیز ساختار و مضمون دو شاعر از دو کشور مختلف چنان به هم شباهت دارد که در همان نگاه اول می‌توان اشتراکات بسیاری میان آن دو یافت و بررسی دقیقی به دست داد. با این حال این فرآیند، استثنایی نیز دارد و آن زمانی است که مسئول صفحه تفنگش را روی شقیقه‌ شما می‌گذارد و آن وقت است که حاضر خواهید بود هر شاعر با ربط و بی‌ربطی را با هر شاعر با ربط و بی‌ربط دیگری مرتبط کنید! اما اگر نگاه خود را کمی تغییر دهیم و خوانش‌هایی را که فیلسوفان هرمنوتیک مدرن در عرصه‌ نقد ادبی مطرح کرده‌اند قبول کنیم، چندان کار نادرستی نخواهد بود که حتی شعر شاعرانی را که به ظاهر چندان با هم هماهنگی ندارند با هم تطبیق دهیم. تنها مسأله‌ مهم این است که در پایان از بررسی خود چه نتایجی خواهیم گرفت و چنین بررسی‌هایی می‌توانند ماده‌ خامی باشند برای تحقیق دقیق‌تر در این عرصه.

صائب تبریزی شاعر قرن یازدهم هجری، از قله‌های شعری است که به شعر سبک هندی مشهور شده است. شاعران این سبک را می‌توان به دو گروه شاعران اهل هندوستان و شاعران اهل ایران تقسیم کرد. نخستین ویژگی مشترک این شاعران پیچیدگی‌های موجود در مضمون‌سازی‌های آنهاست. شعر صائب البته نسبت به بسیاری از شاعران دیگر این عرصه مثل بیدل دهلوی و ظهوری ترشیزی، سهل‌الوصول‌تر است. مضمون‌پردازی‌های شعر صائب چندان ذهنی و انتزاعی نیست بلکه او مفاهیم عمیق و فلسفی را به وسیله‌ تصاویری عینی و با جزئیات بسیار می‌نمایاند.
از سوی دیگر در عرصه شعر جهان،‌ به نسلی از شاعران می‌توان اشاره کرد که به <نسل بیت> (Beatnik) مشهورند  اما برای معرفی جنبش بیت باید گفت این جنبش تنها به ادبیات محدود نمی‌شد و هنرهای دیگر را نیز دربرمی‌گرفت. مشهورترین شاعران این جنبش، آلن گینزبرگ، ریچارد براتیگان، لارنس فرلینگتی و... بودند. ویژگی اصلی این جنبش سرخوردگی از جامعه و تلاش برای آوردن شیوه‌ای جدید در شاعری و در نگاهی کلی‌تر در فرهنگ حاکم است. همین ویژگی مدخل مناسبی است برای تطابق شعر صائب با شعر این شاعران زیرا شاعران سبک هندی نیز از شیوه‌ ادبی حاکم ناراضی بودند و تلاش می‌کردند از مضمون‌سازی‌های رایج در ادبیات بگریزند و مضمون‌هایی تازه بیافرینند.
 بازگشت به مردم
شاعران سبک هندی مانند شاعران نسل بیت تلاش کردند شعر را به میان توده‌های مردم بیاورند و حتی بسیاری از این شاعران از میان مردم عادی برخاسته بودند. این ویژگی در شعر صائب بخوبی نمود می‌یابد و او به‌جای آنکه مضامین ساخته شده توسط شاعران پیش از خود را تکرار کند، چیز‌هایی را به شعر تبدیل می‌کرد که در تجربه‌ روزمره با آن‌ها روبه‌رو بود:
دریافت مرغ تصویر، معراج بوی گل را
ما رنگ گل ندیدیم، از سستی پر خویش
صائب در این بیت از ترکیب مرغ تصویر استفاده کرده است که در اشعار شاعران پیش از سبک هندی، دیده نمی‌شود. او در بیت دیگری نیز می‌گوید:
نیستم یک چشم‌زد ایمن ز آسیب شکست/ گوییا آینه‌ام، در زنگبار افتاده‌ام
اینجا نیز صائب از کلمه‌ چشم‌زد استفاده کرده است که از مفاهیمی است که در میان عامه مردم رواج دارد و مهره‌ سیاه و سفیدی است که برای دفع چشم زخم استفاده می‌شده است. صائب این‌گونه مردم عامه را مخاطب شعر خود قرار داده است و از مفاهیم آشنا برای آنان استفاده کرده است؛ همچنین استفاده از زنگبار زیبایی شعررا دو چندان کرده است زیرا زنگبار منطقه‌ای در کشور تانزانیای امروزی‌ است که با سرزمین‌های فارسی‌زبان از دوران هخامنشی داد و ستد داشته است و از همین روی نام آن از دو کلمه‌ زنگ به معنی سیاهی و کدر شدن و بار به معنای جایی که نزدیک جویبار قرار دارد، در زبان فارسی آشنا می‌نماید اما صائب این ترکیب را به دو واژه‌ زنگ که کدر شدن آینه معنا می‌دهد و بار که به معنای باریدن مورد استفاده قرار گرفته، تقسیم کرده است و ایهام زیبایی آفریده است. مضمونی که بعدها بیدل نیز از آن استفاده کرده است:
آینه در زنگبار، چاره ندارد ز زنگ
اما این نگاه آوانگارد و پیشرو را در اشعار شاعران نسل بیت نیز به وفور می‌توان یافت. آنها نیز از آنچه در اطراف خود می‌دیدند برای آفرینش شعر الهام می‌گرفتند. لارنس فرلینگتی می‌گوید:
سگ آزادانه در خیابان می‌تازد
...
و دور می‌شود از آن‌ها / و دور می‌شود از گاوهایی / همگی آویزان / جلوی گوشت‌فروشی سان‌فرانسیسکو / ترجیح می‌دهد دندان بر گوشت لطیف گاو بگذارد / به جای آنکه لگدهای پلیسی / دندان‌هایش را بشکند / هر چند همیشه برعکسش اتفاق می‌افتاد
...
لارنس فرلینگتی در این شعر که از نظرگاه یک سگ ولگرد روایت می‌شود، فضای جامعه‌ امریکای معاصر خودش را با تصویرسازی‌هایی دقیق و جذاب می‌نمایاند و از مفاهیمی استفاده می‌کند که برای مردمانی که در چنین خیابان‌هایی زندگی می‌کنند، آشنا است.
 رجوع به طنز تلخ
ویژگی دیگری که در اشعار هر دو گروه از شاعران نمود ویژه‌ای دارد، طنز یا هجو یا باریک‌بینی‌های خنده‌آوری است که در اشعار آن‌ها وجود دارد. در اشعار صائب نمونه‌ چنین ابیاتی بسیار است:
هیچ کس حق نمک چون من نمی‌دارد نگاه
داده‌ام حاصل اگر در شوره‌زار افتاده‌ام
یا در شعر دیگری می‌گوید:
ز بس که تلخی دوران کشیده‌ام صائب
دهان مار شود تلخ از گزیدن من
طنزی که در اشعار صائب وجود دارد همواره با تلخی همراه است، همچنان که در بیت اخیر می‌توان یکی از بهترین نمونه‌های این تلخی را یافت یا در جای دیگری این طنز تلخ چنین شکل گرفته است:
نشود دیده‌ی من باز چو بادام به سنگ
بس که از دیدن اوضاع جهان سیرم من
اما طنزی که در اشعار شاعران نسل بیت وجود دارد، بسیار سهل‌گرایانه‌تر و «ابزورد»تر است. ریچارد براتیگان شعر مشهوری دارد با عنوان «هایکوی آمبولانس» که چنین می‌گوید:
تکه‌ای فلفل سبز / از کاسه‌ی چوبی سالاد / افتاد بیرون / خب که چی؟
این گونه طنز در آثار دیگر شاعر نسل بیت نیز دیده می‌شود. گرگوری کورسو در شعری با عنوان «گاو دیوانه» می‌گوید:
نگاه می‌کنم آن‌ها را / که کره می‌گیرند / از آخرین شیری که تاکنون از من گرفته‌اند / منتظرند تا بمیرم / می‌خواهند از استخوان‌هایم دکمه درست کنند
...
عموی بیچاره، گذاشت بار بزنندش / چقدر غمگین بود، چقدر خسته! / نمی دانم با استخوان‌هایش چه خواهند کرد؟ / و آن دم زیبایش! / چند بند کفش از آن درخواهند آورد!
 بیان تمثیلی
ویژگی مشترک دیگر، در استفاده از تشبیهات دقیق برای بیان حالات ذهنی یا عینی شاعر است که بیانی تمثیلی به اشعار شاعران هر دو سبک می‌بخشد. شاعران سبک هندی از صنعت اسلوب معادله برای بیان تفکرات و احساسات خود استفاده می-کردند و صائب نیز در این زمینه توانایی فراوانی دارد و این ارائه را به زیباترین شیوه به کار برده است:
عقل، سالم ز می‌ناب نیاید بیرون
کشتی کاغذی از آب نیاید بیرون
صائب سخنی عمیق و فلسفه‌ خاص خود را در مصرع اول گنجانده است و مصرع دوم را برای تبیین و تأکید مصرع اول آورده است. این شیوه به بیان او رنگ و بویی تمثیلی بخشیده است. صائب در بیت دیگری از همان شعر می‌گوید:
رو نهان می‌کند از روشنی دل شیطان / دزد ِ بیدل، شب مهتاب نیاید بیرون
در این شعر نیز شیطان در تقابل با عشقی که دل را روشنایی می‌بخشد، قرار گرفته است و دزد بیدل و عاشق که نمادی است از شیطان، شب مهتاب که فضای آن به عاشقانگی مشهور است و عشاق در چنین شبی یکدیگر را می‌بینند، گریزان است.
شاعران نسل بیت نیز گاهی بیانی تمثیلی به آثارشان می‌بخشند و گاهی نیز تنها برای آفریدن تصویرپردازی‌های شگفت‌آور از تشبیه استفاده می‌کنند. براتیگان در شعری به نام «یک قایق»، تصویرپردازی زیبایی پرداخته است:
چه زیبا بود / گرگ‌نمایی در جنگلی شیطانی / او را به یک کارناوال بردیم / و او زد زیر گریه
وقتی یک چرخ و فلک را دید / قطره‌های اشک / با درخششی سبز و قرمز / فروریخت بر گونه‌های خزپوشش / او درست مثل یک قایق بود / دور افتاده / از آب‌های تاریک
تشبیه گرگ‌نما به قایق، تصویری تمثیلی و تازه آفریده است. تازگی تصویرپردازی او بر پایه‌ همین تمثیل است و ساختار شعر او بر همین مبنا شکل گرفته است.
 تفاوت‌های معنادار
در کنار ویژگی‌های مشترکی که از آن‌ها یاد شد، نباید فراموش کرد که اشعار این دو گروه تفاوت‌های بنیادینی نیز دارد که برای رسیدن به دیدگاهی دقیق و گسترده درباره‌ تطابق داشتن و تطابق نداشتن اشعار باید آن‌ها را نیز در نظر داشت. نخستین تفاوت عمده‌ این دو، در پیچیدگی اشعار سبک هندی است که در مقابل سادگی غیر قابل انکار اشعار شاعران نسل بیت قرار می‌گیرد. پیچیدگی اشعار سبک هندی از در هم آمیختن تصورات ذهنی با تصاویر عینی نشأت می‌گیرد. صائب در یکی از اشعارش می‌گوید:
چون حباب پوچ، از پاس نفس غافل مشو
کز نسیمی رخنه افتد در حصار زندگی
برای درک کامل این بیت باید آن را چند بار خواند زیرا تصاویر بسیاری را، چنان در کنار یکدیگر و در هم تنیده است که تشخیص آن‌ها را دشوار کرده است. این ویژگی در اشعار شاعرانی مانند بیدل دهلوی به نهایت درجه‌ خود رسید و پیچیدگی و دشواری اشعار او مشهور خاص و عام است. صائب خود درباره دلیل پیچیدگی اشعارش می‌گوید:
زلف مشکین تو یک عمر تأمل دارد
نتوان سرسری از معنی پیچیده گذشت
تصویرپردازی‌های شاعران نسل بیت اما به سادگی مشهور است و این سادگی را به عنوان مثال می‌توان در اکثر اشعار ریچارد براتیگان یافت زیرا او سعی دارد اشعارش تصویر مستقیمی باشد از آنچه در جهان اطرافش می‌بیند. او در شعری با عنوان «شعر عاشقانه» می‌گوید:
خیلی خوب است / که صبح از خواب برخیزی / و لازم نباشد به کسی بگویی / که دوستش داری / وقتی دیگر / هیچ کس را / دوست نداری
براتیگان شعری عاشقانه را به ساده‌ترین شکل ممکن و بدون استفاده از آرایه‌ ادبی خاصی، آفریده است. دیگر شاعران این جنبش نیز از چنین تصویرپردازی‌های ساده‌ای استفاده کرده‌اند. کنث رکسراث، در شعری با عنوان «آواها و فرشته‌ها» می‌گوید:
نور مهتاب / حالا/ بر مالیبو می‌تابد / شبی زمستانی / با چند تایی ستاره / خیلی دور / میلیون‌ها مایل / دریا / پیش می‌آید / و می‌آید
...
اینجا نیز تصویرپردازی ساده و طبیعی ساحل دریا تنها برای نشان دادن احساس شاعر، شکل گرفته است.
در نهایت می‌توان گفت در مقایسه و تطبیق شعر صائب تبریزی و به طور کلی شاعران سبک هندی با شاعران نسل بیت، نتیجه به دست آمده این است که هر دو گروه، به دنبال یافتن راهی تازه و آفریدن اشعاری نوآورانه و آوانگارد بودند و در این راه از تمامی امکاناتی که جهان زیستی آنها در اختیارشان قرار می‌داد استفاده می‌کردند. این امکانات در اشعار شاعران سبک هندی، به شکل تجربه‌ زیستن شاعران برای نخستین بار در میان عامه‌ مردم و استفاده از باورهای عامیانه بروز می‌یافت و در اشعار شاعران جنبش بیت، زندگی و تجربه جهان مدرن را دربرمی‌گرفت. هر دو دسته از طنز و بیان طنزآمیز در اشعار خود استفاده می‌کردند تا بتوانند هم برای مخاطبان خود جذاب‌تر باشند و هم تأثیر آنچه می‌گویند افزایش دهند. همچنین باید گفت که هر دو گروه برای فرار از تصویرسازی‌ها و مضمون‌سازی‌های کهنه‌ شاعران پیش از خود به سراغ تشبیهات تازه و گاه شگفت‌آور رفتند و خیالات شاعرانه و عجیبی را در قالب کلمات گنجاندند.
این دو گروه شاعرانی بودند که به دنبال نوگرایی، هم در عرصه ساختار و هم در عرصه‌ مضمون‌پردازی بودند، اما راهی کمابیش متفاوت را پیش گرفتند. گروهی به سراغ تصاویر و مضمون‌سازی‌های پیچیده رفتند و شعر سبک هندی را پایه گذاشتند و گروهی مضمون‌ها و تصاویر خود را تا حد افراط ساده کردند و شاعران نسل بیت نام گرفتند.