گفت‌وگو با حسین خندق‌آبادی از مترجمین و ویراستاران دایرئ المعارف قرآن

دایرئ المعارف قرآن یک الگوست






  سایر محمدی

قرآن به عنوان کتاب آسمانی و مقدس مسلمانان، همواره در کانون توجه محافل پژوهشی و دانشگاهی غرب بوده است. از ترجمه و تفسیرهای متعدد از قرآن گرفته تا تک‌نگاری‌های افرادی چون نولدکه و گلدتسیهر و مقالات فراوانی که نوشته و منتشر کرده‌اند. جلوه این تحقیقات را در «دایرئ‌المعارف قرآن» می‌توان دید. «دایرئ‌المعارف قرآن» عصاره تلاش‌ها و پژوهش‌هایی است که تاکنون در غرب درباره قرآن انجام شده و رویکردهای گوناگون غربیان به اسلام و قرآن، خصوصاً تحولات اخیر در حوزه مطالعات اسلامی و قرآنی در آن آشکار است. این دایرئ‌المعارف که سرویراستار آن جین دمن مک‌اولیف است، در شش مجلد در فاصله سال‌های 2001 تا 2006 در غرب منتشر شد و اکنون توسط گروهی از مترجمان سرشناس کشور به همت انتشارات حکمت در حال انتشار است. جلد اول آن سال گذشته و جلد دوم آن دو ماه قبل به بازار آمد و مجلدات دیگر آن در دست آماده‌سازی و چاپ است. ویراستاران ترجمه فارسی «دایرئ‌المعارف قرآن» حسین خندق‌آبادی، مسعود صادقی، مهرداد عباسی و امیر مازیار هستند. حسین خندق آبادی متولد 1357 تهران، دانشجوی دوره دکترای دین‌پژوهی است و عضو هیأت علمی بنیاد دایرئ‌المعارف اسلامی. در کارنامه وی ترجمه و تألیف آثاری چون «افسانه خوان عرفان» درباره پروفسور آنه‌ماری شیمل و «منطق و تعالی» از فریتیوف شوان هم دیده می‌شود. گفت‌وگو با حسین خندق‌آبادی درباره ویژگی‌های دایرئ المعارف قرآن را می‌خوانید.

 «دایرئ‌المعارف قرآن» به سرویراستاری جین دمن مک اولیف فراهم آمده است. چه شناختی از مک اولیف و این مجموعه داشتید؟
مقدمات شکل‌گیری «دایرئ‌المعارف قرآن» از سال 1993 شروع شد و از سال 2001 چاپ مجلدات آن آغاز شد و در سال 2006 با چاپ جلد ششم (که نمایه دایرئ‌المعارف است) کار آن به پایان رسید. از زمان انتشار این دایرئ‌المعارف تحسین بسیاری را چه در غرب و چه در جهان اسلام برانگیخت و جای خودش را در مقام اثری مرجع در کنار دایرئ‌المعارف اسلام و آثار همتراز باز کرد. ما احساس کردیم وجود دایرئ‌المعارفی ویژه قرآن، یکی از نیازهای اساسی عموم علاقه‌مندان به قرآن و گامی اساسی برای شناخت عمیق‌تر و دقیق‌تر آن است. هرچند در کشورهای اسلامی برای نگارش چنین اثری درباره قرآن تلاش‌هایی شده ولی تا الآن اثر قابل قبولی که بتواند نقش کتابی مرجع را داشته باشد، به زبان‌های فارسی یا عربی تألیف نشده و این خود بزرگ‌ترین دلیل ترجمه این دایرئ‌المعارف بود.
 چهره‌های برجسته‌ای که در تألیف و تدوین دایرئ‌المعارف قرآن به زبان انگلیسی مشارکت داشتند، چه کسانی بودند؟
مک اولیف در برنامه‌ریزی برای چاپ و انتشار این مجموعه با پری بیرمن سرویراستار ارشد انتشارات بریل در لیدن هلند ملاقات می‌کند و خیلی زود چهار محقق تراز اول یعنی وداد قاضی، کلود ژیلیو، ویلیام گراهام و اندرو ریپین موافقت خودشان را برای همکاری اعلام می‌کنند و از سال 93 میلادی کارشان را شروع می‌کنند.
خود مک‌اولیف می‌گوید: «عزم من و سایر ویراستاران در مسیر برنامه‌ریزی بر آن بود که اثری مرجع شامل بهترین یافته‌های مطالعات قرآنی این قرن پدید آوریم. همچنین قصد داشتیم دایرئ‌المعارف قرآن به رونق پژوهش‌های فراوان قرآنی در دهه‌های پیش رو کمک کند. در این پروژه افرادی مانند فرانکلین لوئیس، والری گونزالس، ماهر جرار، فایرستون و روزنتال و... مشارکت داشتند.
مهم‌ترین ویژگی گروه ویراستاران این بود که سعی کردند از تمام قرآن‌شناسان و قرآن‌پژوهان استفاده کنند. ناشری که چاپ و انتشار این پروژه را به عهده داشت، در این زمینه و در حوزه مطالعات اسلامی ناشری باسابقه است. انتشارات بریل قبلاً مجموعه بسیار مهم «دایرئ‌المعارف اسلام» را چاپ کرده بود. از مک‌اولیف تاکنون مقالات متعددی به فارسی ترجمه شده اما کتابی ترجمه نشده است. یک کار بسیار مشهور دارد به اسم «عیسی در قرآن» که در این جا ترجمه و منتشر شد.
 اشاره کردید که انتشار این دایرئ‌المعارف در غرب تحسین بسیاری را در کشورهای غربی و در جهان اسلام برانگیخته است. اگر این گونه است چطور صحبت از بهره‌برداری نشدن از منابع شیعه و اندیشه فلسفی و عرفانی در تألیف آن می‌شود؟
وقتی قرار شد که دایره المعارفی را برای جهان اسلام تألیف کنند، قاعدتاً بنا را بر این می‌گذارند که در بین فرقه‌های مختلف اسلامی، فرقه‌ای که جمعیت بیشتری دارد، منابع تحقیق و پژوهش دایرئ‌المعارف و نویسندگان مدخل‌ها را از همان فرقه و مذهب انتخاب می‌کنند.
در جهان اسلام پیروان اهل سنت به لحاظ جمعیت از شیعیان بیشترند. مهم‌ترین منابع تفسیری مربوط به قرآن و آنچه باقی مانده از گذشته و امروز در دسترس هست، منابع اهل سنت است. بنابراین ویراستاران ارشد دایرئ‌المعارف روش کارشان را بر این قرار دارند، چنان که محققان در زمینه علوم قرآنی هم غالباً اساس کارشان همان منابع اهل سنت بوده است.
برای همین در تألیف این دایرئ المعارف هرچند در مقایسه با آثار مشابه توجه بیشتری به منابع شیعی شده است و برخی مدخل‌های آن به موضوع‌های مورد توجه شیعه اختصاص یافته و حتی نویسندگان شیعی با آن همکاری داشته‌اند، در بسیاری از مدخل‌ها به خوبی مواضع شیعی منعکس نشده یا به منابع خاص آن توجه کافی نشده است.
 صحبت از نولدکه و گلدتسیهر کرده‌اید. تک نگاری‌هایی که در زمینه مطالعات قرآنی نوشته‌اند، آیا به فارسی ترجمه شده‌اند؟
کار مشهور و مهم نولدکه کتاب «تاریخ قرآن» است که مقدم بر همه شهید بهشتی آن را ترجمه کرده‌ و قسمت‌های مهمی از آن را از زبان آلمانی به فارسی برگردانده بود که انتشارات بقعه مدتی است که این ترجمه را سر و سامان می‌دهد که منتشر کند. من از روند چاپ این ترجمه خبر ندارم که در چه مرحله‌ای است ولی این را می‌دانم که قدیمی‌ترین ترجمه را شهید بهشتی انجام داده‌اند. البته از همان کتاب دو، سه فصل را آقای دکتر مرتضی کریمی‌نیا ترجمه کرده و منتشر شده است. ولی ترجمه آقای بهشتی هنوز منتشر نشده است. از گلدتسیهر هم غیر از مقالاتی که از او ترجمه شده، بخشی از مهم‌ترین کتابش به نام «درس‌هایی درباره اسلام» در دو جلد قبل از انقلاب ترجمه و منتشر شده اما پس از انقلاب اجازه چاپ نگرفت.
 رویکرد کلی مقالات در این اثر را منصفانه‌تر و معتدل‌تر از آثار پیشینیان ارزیابی کرده‌اید. منظور از آثار پیشینیان، چه آثاری است؟
آثاری که تا قرن نوزدهم در فضای کلی مطالعات شرق شناسی نوشته می‌شد، عمدتاً یکسویه بود. آن موقع گرایش نویسندگان مقالات بیشتر این گونه بود که دین اسلام را خیلی جدی نمی‌گرفتند و آثارشان شکل ردیه نویسی داشت و چون شناخت کافی از اسلام نداشتند به دنبال تناقض می‌گشتند تا آن‌ها را برجسته کنند.
اما در قرن بیستم با توجه به گرایش‌های که در زمینه دین‌پژوهی به وجود آمد، احساس کردند احتیاج به تحقیقات و مطالعات عمیق‌تر دارند.
بنابراین در این دوران رویکردشان در تحقیقات و پژوهش بیشتر همدلانه است و سعی در تحقیقات علمی دارند و می‌کوشند در پژوهش‌هایشان فهم درست و دقیق دین باشد نه ارزیابی شتابزده و ناقص. برهمین اساس در تحقیقات دینی جهان غرب تلاش می‌شود پیش فرض‌های خود را کنار بگذارند و دین مورد مطالعه را تا حد امکان درست فهم کنند. طبیعتاً این رویکرد باعث شده نوعی همدلی به وجود بیاید. این مسائل همه با توجه به جریان‌هایی که در دین پژوهی وجود داشت، چه رویکرد پدیدارشناسانه و چه رویکرد پلورالیستی، همنوا شدند با گرایش‌های معتدلی که در زمینه مطالعات اسلامی وجود دارد. این رویکرد در مقدمه دایرئ المعارف قرآن به قلم مک اولیف مشهود است.
 مطرح کردید، اندک‌اند مقالاتی که دیدگاه‌های افراطی خاورشناسانه را مبنا قرار داده باشند یا از سر عناد و غرض‌ورزی نوشته شده باشند، این مقالات را از دایرئ‌المعارف حذف کرده‌اید یا...
ما هیچ مدخلی را حذف نکرده‌ایم. مقالاتی در این دایرئ‌المعارف نیستند که کوتاه یا حذف کرده باشیم. هر مقاله‌ای در این دایرئ‌المعارف به شکل کامل خودش آورده شده است. بنابراین، به خواننده این اطمینان را می‌دهیم که این مجموعه را ممیزی نکرده‌ایم. اگر مواردی بوده که نویسنده عمداً یا سهواً دچار خطا شده بود، یا برداشت نادرستی از موضوع داشت، در پانوشت صفحه توضیح داده‌ایم. انگشت‌شمار مواردی از این دست بوده که با قرائت شیعی همخوانی نداشت و ما در ذیل مدخل توضیح داده‌ایم. دو مقاله در دایرئ‌المعارف بوده که از اساس فهم درستی از موضوع نداشت و ما در فهرست مقالات و مدخل‌ها، اسم آن را آوردیم تا خواننده بداند که این دو مقاله در متن اصلی بوده اما ما در ترجمه، آن‌ها را کنار گذاشتیم. آن هم فقط در جلد اول بوده است. البته ما بنا داریم این مقالات را که ترجمه و ویرایش شده‌اند در پیوست پایان مجلد ششم همراه با نقد و بررسی چاپ کنیم.
 مهم‌ترین مدخل‌هایی که در این دایرئ‌المعارف نوشته شده، مربوط به چه موضوعی است؟
رویکرد مقالات در دو جلدی که منتشر کرده‌ایم، کمی متفاوت است. درست است که عنوان مجموعه «دایرئ‌المعارف قرآن» است، اما مدخل‌ها در مواردی فراتر از مباحث مربوط به مطالعات قرآنی است. یعنی فضای اجتماعی مسلمانان را هم در این دایرئ‌المعارف آورده‌اند. اما در جلد دوم مقالات کلیدی مربوط به قرآن بیشتر از جلد اول است. مقالاتی که در مطالعات قرآنی از اهمیت فراوانی برخوردارند. مثلاً مقالات تحریر قرآن، ترجمه‌های قرآن، تزئین و تذهیب قرآن، چاپ قرآن و جمع قرآن داریم. یا مثلاً مبحث جالب حروف مقطعه را داریم. در جلد دوم بحث کلامی در مورد خلق قرآن داریم که موضوع مهمی در عالم اسلام شناخته می‌شود. مدخل‌های مهمی در مورد خود بحث‌های علوم قرآنی هست که در جلد دوم می‌خوانیم.
این مجموعه چه زمانی کامل می‌شود؟ چون در جامعه ایران بسیاری از آثار چند جلدی یکی دو جلدش منتشر می‌شود و از ادامه‌اش خبری نیست. مانند «فرهنگ ایرانی- اسلامی» که سه جلد آن منتشر شده و باقی مجلدات چند سالی است که ...
این مشکل متأسفانه در صنعت نشر کشور وجود دارد. اما ما طوری برنامه‌ریزی کرده‌ایم که زمان طولانی چاپ و انتشار را به حداقل برسانیم. یعنی ما چهار سال به دنبال برنامه‌ریزی اولیه و تدارک ترجمه و چاپ این مجموعه بودیم. زمان زیادی صرف آماده‌سازی شد و کار را به مرحله تولید رسانده‌ایم. چنان که جلد اول را سال گذشته منتشر کردیم و جلد دوم را در ایام برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران عرضه کردیم و امیدواریم مجلدات سوم، چهارم و پنجم را طی امسال و سال آینده منتشر کنیم. چون غالب مدخل‌ها، ترجمه، ویرایش و ‌آماده شده است.
بازتاب انتشار این دو جلد در جامعه علمی و فرهنگی چگونه بود؟
همان‌طور که اشاره کردید، بخشی از مخاطبان پس از انتشار جلد اول منتظر بودند که مجلدات بعدی چه سرانجامی پیدا خواهد کرد. اما وقتی در نمایشگاه کتاب جلد دوم آن را دیدند که به فاصله کوتاهی منتشر شده، استقبال کردند. البته پس از انتشار جلد اول، این دایرئ‌المعارف مورد توجه صاحبنظران قرار گرفت و نقدها و ارزیابی‌هایی‌ هم در نشست‌ها و نشریه‌های تخصصی مطرح شد. ویراستاران بر همه نقدها ارج می‌گذارند و از برخی نکات در بهبود کار بهره می‌برند.
 بیش از سه دهه از انقلاب اسلامی می‌گذرد. با توجه به استقرار حکومت دینی چرا جامعه فرهنگی دچار فقر پژوهش در حوزه دین و دایرئ‌المعارف‌نویسی است که ما ناگزیر «دایرئ‌المعارف قرآن» را از زبان انگلیسی به فارسی ترجمه می‌کنیم؟
من نمی‌توانم بسادگی بگویم دچار فقر پژوهش هستیم. کار دایرئ‌المعارف‌نویسی با دیگر حوزه‌ها مقداری فرق می‌کند. زمینه دایرئ‌المعارف‌نویسی زمانی فراهم می‌شود و دایرئ‌المعارف پدید می‌آید که ما در زمینه تک‌نگاری و تألیفات جزء در علوم مختلف به حد قابل قبولی رسیده باشیم، هم به لحاظ کیفیت هم به لحاظ کمیت. آن وقت ملاط کار فراهم است، چون دایرئ‌المعارف گزارشی از همان تحقیقات و ماحصلی از همان پژوهش‌های جزء است. دایرئ‌المعارف منبعی پسینی است که از همان انبوه تحقیقات و مطالعات فراهم می‌آید. یعنی وقتی تک‌نگاری‌ها به یک حدی رسیده باشند، زمینه برای تألیف دایرئ‌المعارف آن رشته فراهم است. در مقدمه هم خانم مک اولیف این را گفته‌اند. حتی در کشورهای غربی که سالیان سال است کار اسلام‌پژوهی می‌کنند، تازه توانستند دایرئ‌المعارف قرآن بنویسند. اگر ما تا به حال دایرئ‌المعارف قرآن تألیف نکرده‌ایم به این معنی نیست که دچار فقر تحقیق و پژوهش هستیم. باید پذیرفت تحقیقات ما به حد کافی و جامع هنوز نرسیده است. البته این دایرئ‌المعارف می‌تواند الگویی در دایرئ‌المعارف‌نویسی ما به لحاظ روش کار باشد.

 


آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/5693/7/269911/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر