گفت‌وگو با مرضیه خسروی‌ مترجم:

وسوسه نوشتن در من هست




  سایر محمدی

متولد 1362 تهران است از مترجمان موفق نسل بعد از انقلاب، حدود 80 عنوان کتاب ترجمه و منتشر کرده است. نه کتاب‌های کم حجم، جدیدترین رمانی که ترجمه و توسط نشر روزگار منتشر شده «شرلی» اثر شارلوت برونته است در 688 صفحه. چند ماه قبل نیز ترجمه «خانه خاموش» رمانی از اورهان پاموک را توسط انتشارات نگاه منتشر کرد. صبح فلسطین از سوزان ابوالهواء، جین ایر از شارلوت برونته، رانده شده از ساموئل بکت، به خدای ناشناخته از جان اشتاین بک، جزیره محکومان اثر فرانتس کافکا، هوو از ویلیام ترور، پرده جهنم از ریونوسوکه آکوتاگاوا، عطر گل‌های داوودی از دی.اچ.لارنس و... عناوین برخی از آثار منتشر شده اوست. خسروی که فارغ‌التحصیل رشته حقوق است هم اکنون رمان «گزارش کشتیرانی» به قلم آنی رولکس و «کتاب دزد» به قلم مارکوس زوساگ را به انتشارات نگاه و رمان «امریکن پاستورال» از فیلیپ راث را به نشر چشمه سپرده است.

 خانم خسروی، شما فارغ‌التحصیل رشته حقوق هستید، آیا از این مدرک استفاده شغلی هم می‌کنید یا صرفاً به ترجمه می‌پردازید؟ حدود 80 عنوان کتاب ترجمه و منتشر کرده‌اید. چند ساعت در شبانه‌روز کار می‌کنید؟
حرفه‌ام فقط ترجمه است و در شبانه‌روز هم حدود 12 – 10 ساعت مشغول مطالعه و ترجمه هستم. زندگی من صرفاً از راه ترجمه می‌گذرد.
 الآن روی چه آثاری کار می‌کنید؟ چه کتابی زیر چاپ دارید؟
ترجمه رمان «گزارش کشتیرانی» به قلم آنی رولکس را به انتشارات نگاه واگذار کردم. این رمان برنده جایزه پولیتزر شده و جایزه ملی کتاب امریکا را گرفته و براساس این رمان یک فیلم سینمایی موفق ساخته شد. رمان دیگر «کتاب دزد» است نوشته مارکوس زوساگ که این کتاب هم توسط انتشارات نگاه منتشر می‌شود. یک رمان دیگر دارم به اسم «امریکن پاستورال» اثر فیلیپ راث که به نشر چشمه دادم. رمان «قاضی» تألیف مچ ایوان را قرار است نشر کوله‌پشتی چاپ کند.
 از بین حدود 80 عنوان آثاری که ترجمه و منتشر کردید، اگر بخواهید فقط دو، سه رمان را انتخاب کنید، کدام‌ها هستند؟
«جین ایر» شارلوت برونته، «خانه خاموش» اورهان پاموک و بعد هم «امریکن پاستورال» فیلیپ راث جزو بهترین آثاری است که تا به امروز خوانده‌ام و ترجمه کرده‌ام. علاقه خاصی به این سه اثر دارم.
 از فیلیپ راث اخیراً رمان «شوهر کمونیست من» توسط فریدون مجلسی ترجمه و منتشر شد که رمان بسیار خوبی است. خیلی از صاحبنظران معتقدند که جایزه نوبل باید پیش از اینها به فیلیپ راث داده می‌شد، در رمان «امریکن پاستورال» چه چیزی هست که این همه شما را شیفته کرده است؟
واقعیت این است که ناشر کتاب مرا از گفت‌وگو در مورد این کتاب منع کرده است. حتی خبر ترجمه‌اش را هم نمی‌باید می‌گفتم ولی شما اگر رمان امریکن پاستورال او را بخوانید، متوجه می‌شوید که چه ظلمی به او شده است. وقتی نویسندگانی در سطح پایین‌تر از او نوبل می‌گیرند، جای شگفت است که چگونه او را نادیده می‌گیرند، من رمان «شوهر کمونیست من» او را دیدم ولی رمان «امریکن پاستورال» چیز دیگری است. به قول آن شاعر بزرگ «رشک‌انگیز» است.
 رمان «خانه خاموش» پاموک چه ویژگی‌هایی دارد که او را در بین همه آثاری که ترجمه کرده‌اید، جزو سه رمان برتر می‌دانید؟
شاید برخی آثار دیگر پاموک را بیشتر دوست داشته باشند. رمان‌هایی مثل «نام من سرخ» یا «کتاب سیاه» یا «موزه معصومیت»‌اش را. بهترین کارهای پاموک تا امروز همین چند اثر است که تا حدودی در یک سطح هستند. جایزه نوبل را هم به خاطر مجموعه آثارش به او دادند، نه به یک کتاب خاص. رمان «خانه خاموش» رمان خانواده است و حوادث آن هم در بین چند خانواده می‌گذرد. آثار پاموک مترجم را خیلی به چالش می‌کشد و من این به چالش کشیدن‌ها را دوست دارم.
 شما از نویسندگان مختلفی ترجمه می‌کنید، از بورخس آرژانتینی تا آکوتاگاوا ژاپنی، از خواهران برونته در قرن نوزده تا پاموک نویسنده‌ای از هزاره سوم. از جیمز جویس راست تا فیلیپ راث چپ، از بکت غربی تا سوزان ابوالهواء شرقی و... چگونه این تضادها قابل جمع است؟
مجموعه‌ای تحت عنوان «مدرن – کلاسیک» توسط نشر روزگار نو تدارک دیده شد که شامل چهل اثر از چهل نویسنده می‌شود. از این نویسندگانی که نام می‌برید هر کدام یک کتاب از داستان‌های کوتاه آنها ترتیب داده شد و به دست چاپ سپرده شد. من هم بین داستان کوتاه و رمان، داستان کوتاه را بیشتر دوست دارم. برخی از آثار را هم به ناگزیر ترجمه کردم. یعنی ناشر پیشنهاد ترجمه آنها را به افراد دیگری داده بود که نپذیرفتند بعد به من محول شد. الآن هم نشر روزگار ترجمه یک مجموعه صد جلدی تحت عنوان «نئوکلاسیک‌ها» یا «ایده‌های برتر» را به من واگذار کرد. من دوست دارم اثری از هر کدام از نویسندگان صاحب سبک ترجمه کنم. اینکه نویسنده چپ است یا راست، شرقی است یا غربی، از نویسندگان قرن گذشته است یا امروز برای من فرقی ندارد. مهم خود اثر است فارغ از این تقسیم‌بندی‌ها. اثر شاخص و درجه یک را همه دوست دارند، بخوانند. من هم آدم سیاسی نیستم که با این معیار دست به انتخاب نویسنده و ترجمه اثرش بزنم.
 هریک از این نویسندگان زبان خاص خودشان را دارند. یکی سخت و پیچیده می‌نویسد، دیگری سهل و ممتنع و یکی با نثر معیار. شما برای پیدا کردن زبان ترجمه که ویژگی‌های اثر را نشان بدهد، چه می‌کنید؟
قبل از شروع ترجمه هر کتابی، مختصری درباره نویسنده تحقیق می‌کنم، راجع به کتابی  که از او ترجمه شده شناخت پیدا می‌کنم، در مورد سبک و شیوه کار او کسب اطلاعات می‌کنم. متن کتاب مورد نظر را مرور می‌کنم، پس از جمع‌آوری این اطلاعات و رسیدن به یک شناخت نسبی از نویسنده و اثرش، شروع به ترجمه می‌کنم. وقتی راجع به نویسنده و آثاری که از او ترجمه شده، وقت بگذارید، اشراف پیدا می‌کنید به اثری که قصد ترجمه‌اش را دارید. حداقل روزی دو- سه ساعت مطالعه می‌کنم از ادبیات کلاسیک فارسی گرفته، یعنی شعر و تاریخ، تا ادبیات مدرن و معاصر.
مثلاً وقتی ترجمه کتابی را قبول می‌کنم، می‌روم کتابی ‌پرفروش از آن نویسنده را می‌خوانم، یا به لحاظ سبک و زبان معروف شده حتماً آن را تهیه می‌کنم و در برنامه مطالعاتی‌ام قرار می‌دهم. بدون مطالعه پیشرفت ممکن نیست. مثنوی از جمله آثاری است که خیلی آن را می‌خوانم. کتابی بسیار عمیق است، انسان را عمیق بار می‌آورد، فلسفه و معنویتی که در داستان‌های مثنوی هست، کلماتی که در این اشعار به کار رفته، اندوخته انسان را افزایش می‌دهد و در ترجمه خیلی به کار می‌آید.
 یکی از آثار مورد علاقه‌ات گفته‌اید،«صبح فلسطین» نوشته سوزان ابوالهواء است. در مورد این رمان گفته‌اید هنگام ترجمه‌اش گریه کرده‌اید. چرا؟
این رمان داستان چهار نسل از یک خانواده فلسطین است، از سال‌های قبل از اشغال فلسطین تا سال2006میلادی. این کتاب بیشتر یک داستان عاشقانه است تا سیاسی. کسی که سنگ پرت می‌کند، عاشق هم می شود. همان طور که در جنگ خودمان و در دوران دفاع مقدس هم جنگ و سوگواری بود. هم عشق و ازدواج و شادی و جشن.
«صبح فلسطین» در سال 2009 به عنوان پرفروش‌ترین رمان در فرانسه معرفی شد. و تا الآن حدوداً به 20 زبان در دنیا ترجمه و منتشر شده است. سوزان ابوالهواء که فلسطینی است دوران جنگ را از نزدیک تجربه کرده و در این رمان موضوعات انسانی و اجتماعی را در لابه‌لای رویداد‌های جنگ به تصویر می‌کشد. و از زاویه تازه‌ای به مسائل فلسطین نگاه می‌کند و نشان می‌دهد که در فلسطین تنها جنگ نیست که جریان دارد، بلکه انسان‌ها در این سرزمین دغدغه‌های انسانی دیگری هم دارند. اسم شخصیت اصلی داستان هم آمال است. من واقعاً هنگام ترجمه این رمان گریه می‌کردم. این رمان وقتی چاپ شد به یکی از دوستان در حوزه هنری هدیه‌ دادم. پس از چندی به من اطلاع داد که من و همسرم هم هنگام خواندن این رمان گریه کردیم.
 در یکی – دو دهه اخیر بسیاری از مترجمان مثل مهدی سحابی،نجف دریابندری و محمود حسینی زاد پس از ترجمه چند اثر وسوسه نوشتن رهایشان نکرد و به نوشتن روی آوردند.
وسوسه نوشتن که در همه هست کم و بیش، اما در مورد من خیلی کم است. واقعیت این است که من تا دست به قلم بشوم و داستان و رمانی بنویسم خیلی زمان می‌برد، من که هیچ وقت نمی‌توانم دولت آبادی یا سیمین دانشور بشوم، هیچ وقت. وسوسه نوشتن در من هست ولی باید آن قدر ترجمه کنم و تجربه کسب کنم که همه این اطلاعات و شناختی که از این راه حاصل می‌شود، یا شگردهای داستان نویسی ملکه ذهن من بشود. در آن زمان حتماً اثری خواهم نوشت. هنوز وقت آن فرا‌نرسیده است. هنوز زمان لازم دارم تا به آن پختگی برسم.
  از خواهران برونته و آثارشان ترجمه‌های متعدد ومختلفی منتشر شده، از رضا رضایی گرفته تا نوشین ابراهیمی که به‌تازگی ترجمه جین ایر را توسط نشر افق منتشر کرد. با اطلاع از این ترجمه‌ها چطور به سراغ ترجمه مجدد آثار خواهران برونته رفته‌اید؟ آیا آن ترجمه‌ها مشکل داشتند؟ و شما فکر کردید بهتر از عهده کار برمی‌آیید؟
نه. ترجمه‌های موجود همه خوب بودند. هیچ وقت به خودم اجازه نمی‌دهم که بگویم ترجمه فلانی بد است یا ضعیف است و من دوباره ترجمه کردم. نه همه ترجمه‌ها خوب است، رمان «جین ایر» یا «شرلی» داستان‌های عامه‌پسندی هستند که چندین نسل را مجذوب خود کرده‌اند. از قرن نوزده تا امروز این آثار مرتب چاپ و خوانده می‌شوند. در آسیا، در افریقا، در اروپا و در همه کشورها آثار خواهران برونته خوانده می‌شوند. لابد چیزی در این رمان هست که همه را جذب کرده است. من در ترجمه این رمان سعی کردم از زبان ساده‌تری استفاده و مخاطبان وسیع‌تری را جلب کنم. من تنها تغییری که در مقایسه با دیگر ترجمه‌ها در این رمان اعمال کردم، این بود که زبان رمان را به روز کردم.
 


آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/5900/7/304818/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر