گفت‌و‌گو با امید بنکدار و کیوان علیمحمدی کارگردان‌های فیلم سینمایی «ارغوان»

گرم کردن دل در روزهای بارانی پاییز


 احمد محمد اسماعیلی

امید بنکدار و کیوان علیمحمدی فیلمسازان متفاوتی هستند که سبک کاری خودشان را دارند و سبک شاعرانه و عاشقانه کارهایشان همواره درمیان سایر المان‌ها، برجسته است. دیدن «ارغوان» برای مخاطبی که دوست دارد یک عاشقانه آرام ببیند لذتبخش است. «ارغوان» عاشقانه‌ای موزیکال است و در سه زمان مختلف به صورت موازی روایت می‌شود. در خلاصه داستان فیلم آمده است: یک زن و یک مرد برای شنیدن آخرین قطعه ساخته شده  یک موزیسین مشهور جهانی در شب مرگ او، رو در روی یکدیگر قرار می‌گیرند. این رویارویی مسیر زندگی هر دوآنها را تغییر می‌دهد... در این فیلم برای اولین بار تجربه فیلمنامه نویسی دو نفره امید بنکدار و کیوان علیمحمدی به تجربه‌ای سه نفره با حضور علی اکبر حیدری تبدیل شد.  ایده فیلم برگرفته از داستان کوتاه علی‌اکبر حیدری با عنوان «ممکن است خیلی‌ها برای مردنش گریه کرده باشند» است.  با  علیمحمدی و بنکدار درباره ساختار و مفاهیم تازه‌ترین فیلم سینمایی که ساخته‌اند گفت‌و‌گویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

 چرا با توجه به یک دهه فعالیت درسینما، کم کارهستید، آیا فیلمسازی دغدغه اصلی تان نیست؟
بنکدار: اگر سینما دغدغه اصلی ما نبود، طبعاً در طول این سال‌ها مانند بسیاری از هم صنفان خود به فکر گذران امور زندگی از راه هایی غیر از سینما می‌افتادیم. سینما، عشق ما و مهم ترین دغدغه در زندگی ماست. اگر  برای کم کاری یا پرکاری یک فیلمساز کارهای ساخته شده او را معیار قرار دهیم، می‌توانم بگویم ما کم کار بوده‌ایم. اما این کم کاری نتیجه به ثمر نرسیدن طرح‌ها و متن‌هایی است که کشوهای میز تحریر ما را پر کرده‌اند و در زمان‌های مختلف قربانی سلیقه مدیران و تهیه کنندگان و تصمیم گیرندگان دولتی یا خصوصی شده‌اند. وقتی اولویت‌های تولید سینمایی کشور به لحاظ مضمونی و ساختاری با سلیقه سینمایی‌ات همسو نیست، تو ناچاری کم کار شوی؛ وقتی چرخه تولید تا اکران هر فیلم، سه تا پنج سال از عمرت را به خود اختصاص بدهد و تو ناچار باشی ماه‌ها دوندگی کنی که پروانه ساخت و بعد از آن پروانه نمایش بگیری و تازه ماراتن برای اکران شروع شود، چطور می‌توانی پرکار باشی؟
 نام فیلم‌های شما («شب»، «شبانه روز» و «ارغوان») چقدر در خدمت انتقال مضمون کلی فیلم به مخاطب است و چقدر صرفا جنبه زیباشناسی دارد؟
علیمحمدی: فیلم اول ما «شبانه» نام دارد و فیلم دوم مان «شبانه روز» ادامه منطقی آن است. در هر دو فیلم همان قدر قصه و مضمون برای ما اهمیت داشته که عناصر زیبایی شناختی سینما. ما فیلم‌های مان را برای مخاطب می‌سازیم و برای تجربه‌های صرف زیبایی شناختی پیش از این در کارهای کوتاه و ویدئوآرت‌هایمان مجال داشته‌ایم. تلاش ما ارائــه تجربه هایی تازه در شکل و روایت در جهت گسترش تنوع تولیدات سینمایی و ایجاد دایره بزرگتری از حق انتخاب برای مخاطبین است. مخاطبینی که برخلاف تصور بسیاری وجود دارند و صرفاً به قصد خندیدن یا وقت گذرانی محض به سینما نمی‌روند و اگر با سینمای وطنی قهر کرده‌اند به سبب نبودن فیلم‌هایی است که سلیقه و نیازهای شان را تأمین کند. استقبال از طرح هنر و تجربه گواهی بر حضور همین طیف از مخاطبین است.
 در خلاصه داستان «ارغوان» به برخورد یک زن و مرد و تأثیراتی که این برخورد دارد اشاره شده است. این مضمون شباهتی با مضمون فیلم «شب» آنتونیونی دارد. آیا در «ارغوان» این تأثیر از سینمای آنتونیونی دیده می‌شود؟
 بنکدار: سینمای آنتونیونی برای من و کیوان علیمحمدی عرصه اسرارآمیز و مقدسی است که از سال‌های آغاز هنرجویی تاکنون با شیفتگی ستایشش کرده‌ایم، و امیدواریم که تماشاگران بعد از دیدن فیلم ما، تلقی و تحلیل شما را داشته باشند؛ اما اگر سؤالتان این است که در فیلم «ارغوان» تأثیر مستقیم و آگاهانه‌ای از سینمای آنتونیونی گرفته شده باید بگویم خیر. ارغوان نتیجه برخورد و آشنایی ما با علی حیدری نویسنده و تأثیر گرفتن از حال و هوای داستان کوتاه اوست. نطفه فیلمنامه از جادوی همان داستان کوتاه بسته شد.
 آیا به این دلیل که آدم‌های طبقه مرفه و روشنفکر را خوب می‌شناسید، اغلب شخصیت‌های فیلم هایتان را از این طبقه  انتخاب می‌کنید؟
 علیمحمدی: ترجیح می‌دهم به جای واژه طبقه مرفه از عنوان طبقه متوسط استفاده کنم. طبقه متوسطی که شاید اولین مشکل زندگی‌اش بحران مادی نباشد و نگرانی‌ها و مشکل‌هایش دایره‌ای بزرگ تر از هزینه‌های زندگی را در برمی‌گیرد. بله، دلیل انتخاب این آدم‌ها شناخت ماست و دلیل مهم تر به حاشیه رانده شدن این طبقه از سینما و حذف شدن آن از صفحه تلویزیون است. طبقه‌ای که روز به روز نحیف‌تر می‌شود و نقش آن در اجتماع مانند خودش پریده رنگ.
 آیا «ارغوان» سه گانه سینمایی شما را تکمیل کرده و یا فضای متفاوتی با آثار قبلی‌تان‌دارد؟
 بنکدار: «ارغوان» فیلمی به کلی متفاوت از فیلم‌های قبلی ماست. «شبانه» و «شبانه روز» قرار بود دو فیلم از سه گانه‌ای باشد که با فیلمی به نام «هنوز» تکمیل می‌شد. «هنوز» اما، هرگز به سرانجام نرسید. «ارغوان» فیلم اول از سه گانه دیگری است که امیدواریم این بار بتوانیم کاملش کنیم.
 در سینمای روشنفکری و خاص اروپایی (برگمان و آنتونیونی و کیشلوفسکی) بازیگران سوای تأثیرشان در نقش، در درونمایه و مفهوم شناسی فیلم هم نقش دارند. در دیدگاه شما به عنوان کارگردان آیا بازیگران چنین جایگاهی دارند؟
  علیمحمدی: سینمای اروپا سینمای اروپاست و تعاریف و شرایط منحصر به خودش را دارد و قیاس آن با شرایط سینمای ما کار ناممکنی است. و البته بازیگران سینمای ایران هم، شرایط بسیار متفاوتی دارند. از حق کپی رایت تا نظام صنفی، از دستمزد و نحوه پرداخت تا زمان پیش تولید و مدت تمرین. فکر می‌کنم بهترین بازیگران سینمای اروپا و امریکا هم در شرایط تولید فیلم‌های ایرانی، توان سه روز ایفای نقش جلوی دوربین‌های ما را نداشته باشند. از معدود بازیگرانی که همه دغدغه‌شان بالاتر بودن رقم دستمزد از رقیب و درشت‌تر بودن و زودتر بودن اسمشان در تیتراژ و پررنگ تر بودن لعاب گریم شان است می‌گذرم. بازیگران ما اکثراً هنرمندانی قابل تحسین و انسان هایی صبور و فوق‌العاده‌اند و ما همیشه رابطه بی‌نظیری در کارهایمان با آنان داشته‌ایم. و بیشتر از همه دوستانی که از صحنه تئاتر روی پرده سینما ظاهر می‌شوند و ما شانس همکاری با دو سه نفر از این عزیزان را در «ارغوان» پیدا کردیم. بدون شک جایگاه آنها برای ما جایگاه ویژه‌ای است اما کشف و تأثیر نقش آنان در مفهوم شناسی فیلم کار منتقدین و نظریه پردازهاست.
 فیلم‌های شما چندان مطابق با سیاستگذاری‌های مدیران دولتی سینما نیست. اما با ساخت مجموعه تلویزیونی «حیرانی» نشان دادید که می‌توانید در سیستم دولتی کار کنید. آیا «ارغوان» را با چنین نگاهی ساختید؟
بنکدار: «ارغوان» در بخش خصوصی تولید شده و هیچ گونه حمایت دولتی از آن نشده است. با وجود آنکه از وزارت ارشاد پروانه ساخت گرفته، حتی یک مورد اصلاحیه هم نداشته. ما نشان داده‌ایم که توان تولید در هر سیستمی را (خصوصی یا دولتی) با رعایت تمام استانداردها داریم. سیمرغ جشنواره فجر را به خاطر ساختن فیلم مستندی برنده شدیم که در شبکه چهار صدا و سیما تولید شده بود و دست بر قضا راویانش همه بازیگران سینما و تئاتر بودند. اما پروژه بعدی ما بعد از قریب به یک سال نگارش و تحقیق و تلاش در «سیما فیلم» متوقف شد! پس همه این شواهد نشان می‌دهد که این مرزبندی‌ها و خط کشی‌ها از طرف فیلمسازان اعمال نمی‌شود. وگرنه من تصور نمی‌کنم آدم‌هایی مانند ناصر تقوایی به انتخاب خودشان سال‌ها فیلم نسازند. در بین این همه پروژه‌های فاخر چرا بهرام بیضایی نباید دیباچه نوین شاهنامه را تولید کند؟
 اغلب آثارشما پر شخصیت هستند و درام و موقعیت‌های مختلف در تقابل این آدم‌ها شکل می‌گیرد. اما ارغوان تا حدی کم شخصیت‌تر است.
ارغوان فیلم خلوت تری است چون حال و هوا و لحن متفاوتی نسبت به کارهای قبلی ما دارد. فیلم در دو مقطع زمانی متفاوت روایت می‌شود که شخصیت‌های متفاوتی دارد اما تعدادشان کمتر از فیلم‌های قبلی ماست.
 فیلم ارغوان چه جایگاهی در کارنامه کاریتان دارد؟
علیمحمدی: فیلم ارغوان یک عاشقانه مدرن ایرانی با پشتوانه ادبی است که در کارنامه ما تجربه‌ای تازه محسوب می‌شود. امیدواریم مخاطب ایرانی هم با آن همراه شود و حس‌هایی را که ما در زمان نوشتن و ساخت آن تجربه کرده‌ایم، لمس کند.
  سینمای شما با سینمایی که این روزها در سایر ساخته‌های فیلمسازان می‌بینیم متفاوت است. این تفاوت داشتن چقدر برایتان مهم است؟
بنکدار: فکر می‌کنم هر فیلمسازی یا به فراخور دغدغه‌های شخصی یا به ضرورت نیازهای جامعه و یا اقتضای حرفه‌ای دست به ساختن فیلم می‌زند. اینکه عده‌ای از روی دست هم نگاه کنند و عده‌ای هم به رویکردی متفاوت بپردازند نه امتیاز است و نه اشکال. مهم آن است که فیلمساز هنگام ساختن کارش چقدر به شأن حرفه‌ای خود وفادار باشد.
 محوریت فیلم شما ستایش عشق است. عشق در جامعه امروز، که ارتباطات چهره به چهره به حداقل رسیده نسبت به گذشته چه تغییراتی داشته است؟
علیمحمدی: این به عهده جامعه شناسان است که سیر تحولات عشق را بررسی کنند و در این بررسی به نتایجی برسند که در دنیای امروز چه بر سر جامعه و عواطف انسانی آمده است، نه فیلمساز. کار فیلمساز نمایش و بازتاب چیزی است که می‌بیند و احساس می‌کند. قضاوت، کار مخاطب و تحلیل، کار کارشناس است.
 آیا خودتان هم آدم رمانتیکی هستید؟
بنکدار: شاید! مگر تفاوتی هم می‌کند؟ این اطلاعات بیشتر برای هواداران ستارگان سینما می‌تواند جالب باشد تا بتوانند شخصیت واقعی ستاره محبوب شان را بیشتر بشناسند. رنگ مورد علاقه، غذای محبوب یا ماه تولدشان. فیلمساز، جهانش را پیش روی مخاطب می‌گذارد و بیش از آن چیزی برای باز گفتن نمی‌ماند.
 آیا دوست دارید به عنوان فیلمسازانی شناخته شوید که دارای جهان اثر هستید و مخاطب بدون تیتراژ هم می‌تواند متوجه شود فیلم متعلق به شما است؟
بنکدار: خیر، ولی دوست داریم به عنوان فیلمسازانی شناخته شویم که به مخاطب خود احترام می‌گذارند و از یک فریم فیلم هم سرسری نمی‌گذرند و تمام عمر و دانش و توانایی خود را برای ارتقای سطح کیفی فیلم هزینه می‌کنند. قضاوت اینکه تا کنون به آرمان خود صادق بوده‌ایم یا نه با تاریخ است.
 استفاده از شب مه آلود و بارانی در فیلم ارغوان فقط جنبه زیبا شناسانه دارد و یا در خدمت مفهوم کلی فضای فیلم است؟
علیمحمدی: هر دو. باران و مه عناصر فضاساز هستند و در فیلم «ارغوان»، بارش ناگهانی باران موجب دعوت آوا به رساندن فربد به کتابفروشی بعدی می‌شود. پس کارکرد دراماتیک هم دارد. از سوی دیگر تصویر چهره بازیگران از پشت شیشه خیس به مراتب مؤثرتر از تصویر واضح و دقیق در ایجاد آمبیانس حسی و توازن بصری فیلم است.
 چقدر در فیلم روی این نکته تأکید دارید که بخشش اشتباه سایرین می‌تواند سبب احساس آرامش و راحتی انسان شود؟
علیمحمدی: این پرسش شما پرسش نیست و یک نظر منتقدانه است. کار فیلمساز نقد فیلم خودش نیست، ساختن آن است.
 این استفاده از تم موسیقایی و اینکه اغلب شخصیت‌های فیلم با موسیقی در ارتباط هستند چقدر برایتان به عنوان یک محور کلی در ساختار فیلم اهمیت داشت؟
بنکدار: چون داستان کوتاهی که فیلمنامه از آن اقتباس شده بر مبنای موسیقی استوار است، فیلم نیز نمی‌تواند از این قاعده مستثنی باشد.
 سینمایی که دنبال می‌کنید سینمای مستقل است. در شرایط فعلی سینما، چقدر این مستقل بودن می‌تواند تداوم داشته باشد؟
بنکدار: این را باید از کسانی پرسید که از سینمای مستقل حمایت می‌کنند.
 بخش خصوصی، یا نهادهای دولتی؟
سینمای مستقل چون تحت حمایت نیست مستقل است. ما به عنوان دو نمونه آزمایشگاهی از این سینماگران در حال تلاش برای تداوم آن هستیم. فواصل چند ساله بین تولیدات مان هم بخوبی گویای شرایط سینمای مستقل است. اینکه این سینما تا کجا می‌تواند تداوم داشته باشد معلوم نیست، اما مسلماً، روز مرگ سینمای مستقل، روز مرگ سینما به مفهوم عام است. چون سینمای گلخانه‌ای و تحت حمایت هرگز و در هیچ کشوری تا کنون نتوانسته فرهنگ‌سازی کند و موجب رشد و ارتقای سطح هنری- فرهنگی جامعه شود. با مرور تاریخ سینما براحتی می‌توان دریافت که سینمای مستقل همیشه توانسته پیشنهاد‌های تازه بدهد. چه به لحاظ فرم و بیان هنری و چه به لحاظ مفهومی. و اگر نباشد...
 اغلب فیلم‌های شما اکران مناسبی نداشتند. آیا اکران «ارغوان» در شرایط فعلی را مناسب می‌دانید؟
علیمحمدی: چون برای اولین بار در ارغوان تهیه کننده فیلم خودمان هستیم و در زمان اکران در خلأ و بی‌خبری از شرایط و امکانات رها نشده‌ایم، تمام تلاش خود را کرده‌ایم که فیلم را در بهترین زمانی که امکان اکران داشته و با بهترین سینمای سرگروه و بهترین امکانات پخش روی پرده ببریم. اینکه بخش خصوصی  و صاحبان صنایع چقدر از تبلیغات فیلم حمایت کنند و اینکه در این روزهای سرد و بارانی مردم چقدر بخواهند درون‌شان را با یک فیلم عاشقانه گرم کنند، پارامترهایی هستند که شرایط بعدی اکران را تعیین می‌کند.
 در بخش تبلیغات میدانی و شهری کار خاصی انجام نشده است. آیا در این زمینه شما و پخش کننده طرح خاصی را مد نظر دارید؟
بنکدار: ما در «ارغوان» استراتژی تبلیغات سنتی را کنار گذاشته‌ایم و هدف اصلی خود را روی شبکه‌های مجازی، اینترنت، فیس بوک و اینستاگرام تعریف کرده‌ایم. «ارغوان» توانسته حمایت بسیاری از اهالی فرهنگ از بازیگر گرفته تا نویسنده رمان و کارگردان تئاتر و مجری را به خود جلب کند و در ویدیوهایی کوتاه افراد شاخصی نظیر: فاطمه معتمدآریا، رویا نونهالی، نیکی کریمی، امیر مهدی ژوله، بهنوش بختیاری، ستاره اسکندری، پانته آ بهرام، علی مصفا، مهراب قاسم خانی، بهاره رهنما، مسعود فروتن و قریب به 60 نفر دیگر از ارغوان حمایت کرده‌اند و هواداران خود را به تماشای فیلم دعوت کرده‌اند. انتشار این ویدیوها از دو هفته پیش از اکران، در فضای مجازی آغاز شده و هم اکنون نیز در وبسایت و صفحه اینستاگرام و کانال فیلم در آپارات و یوتیوب فیلم موجود است.
 در اغلب فیلم هایی که شخصیتی میانسال سرد، روشنفکر و درونی وجود دارد، از مهدی احمدی استفاده می‌شود. در «ارغوان» هم حضور احمدی چنین کارکردی دارد. آیا این حضور چندباره او در نقش هایی مشابه، این شخصیت را به کلیشه نزدیک نکرده است؟
علیمحمدی: بازیگران به فراخور نقش، ویژگی‌های فیزیکی، جنس صدا، و شیوه بازیگری‌شان توسط من و کیوان انتخاب و به پروژه دعوت می‌شوند. ما تصور نمی‌کنیم که انتخاب مهدی احمدی یا کیفیت بازی او کلیشه‌ای باشد. اینکه او قبلاً در فیلم یا فیلم‌های دیگری نقش نویسنده بازی کرده و در «ارغوان» در نقش یک نوازنده  ویولن حضور دارد یک ویژگی است که نه بار مثبت دارد و نه منفی. علاوه بر آن، فکر می‌کنم بازیگران دیگری در ارغوان نقش‌هایی بسیار متفاوت و دور از خود بازی کرده‌اند. مثل خانم مریم بوبانی درنقش مادام، مربی پیانو یا آزاده صمدی در نقش لی‌لی نوازنده ویولنسل. پرسش من از شما این است که چرا زحمات این عزیزان در فیلم دیده نشده است.
 تیتراژ زیبای ابتدایی فیلم چه کارکرد مفهومی برای معرفی فیلم به مخاطب دارد؟
علیمحمدی: ایجاد یک فضای گرافیکی ساده و در عین حال قدیمی برای ورود کردن به فضای قصه.
 آیا استفاده از عنصر لهجه شیرازی کارکرد زیبایی شناسانه دارد؟
بنکدار: خیر. علت اصلی کارکرد دراماتیک آن است. دور بودن اقلیم خانواده مادری ارغوان از خانواده پدری اش و علت جدا شدن ارغوان از پدر پس از غیاب افروز و سوءتفاهم‌های پیش آمده. مرحله و اولویت دوم رنگ آمیزی بازیگری بود و افزودن چاشنی گویش و زبان به ساختار فیلم.
 تأکید به زمان‌های خاص (تیر 54، شهریور 86 و...) چه ویژگی دارد؟
علیمحمدی: فیلم «ارغوان» در سه مقطع زمانی مختلف به طور موازی اتفاق می‌افتد که شاید دنبال کردن آن برای همه مخاطبان کمی دشوار باشد. این کپشن‌های زمانی مانند سرفصل‌های رمان کلاسیک کارکرد تفکیک کنندگی و بازشدن سرفصل بعدی را برای بیننده دارند.
 


آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6071/8/341799/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر