مدیرکل برنامه ریزی و نظارت پژوهشی دانشگاه تهران از وضعیت پژوهش در کشور می‌گوید

به محققان اعتماد کنیم





  اعظم حمیدپور

اعتماد نکردن به پژوهشگران موجب خودسانسوری و انحراف پژوهش آنان خواهد شد.  بنابراین مسئولان باید به عنصر نیاز آفرینی، اعتبار و اعتماد  به عنوان اضلاع کلیدی یک پژوهش توجه کنند. هفته پژوهش، موسمی برای بازاندیشی در مورد راهکارهای ارتقای پژوهش و تسریع در جریان تولید علم در کشور بود. از همین رو ایرنا، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، برای بررسی وضعیت پژوهش و چالش‌های موجود بر سر راه حرکت علمی کشور با «علی باقر طاهری نیا» مدیر کل برنامه ریزی و نظارت پژوهشی دانشگاه تهران  به گفت‌و‌گو نشست. طاهری نیا در ابتدای صحبت های خود از پیشینه پرافتخار پژوهش در فرهنگ ایرانی-اسلامی سخن گفت و دوره شکوفایی علم در تاریخ تمدن اسلامی در قرن دوم و سوم را الگویی برای پیشرفت علمی کشور دانست. به گفته مدیرکل برنامه ریزی و نظارت پژوهشی دانشگاه تهران اگر چه پژوهش در کشور ما در همسنجی با دهه‌های گذشته پیشرفت محسوسی را تجربه می‌کند، اما این آهنگ حرکت کند، دستیابی به قله‌های علمی مورد نظر ما را بسیار زمانبر و دور از دسترس می‌کند

ë وضعیت کنونی پژوهش در کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
مقایسه وضعیت پژوهش با دهه‌های گذشته حاکی از این واقعیت است که در این حوزه پیشرفت چشمگیری را تجربه کرده ایم. در برخی از حوزه‌ها بسیار پیشرفت کرده ایم و در سطح جهان حرفی برای گفتن داریم اما نکته این است که هنوز تا رسیدن به قله فاصله زیادی باقی مانده است. با این آهنگ حرکت و با این عزم، رسیدن به قله علمی که مدنظر داریم، با تأخیر مواجه خواهد شد. به همین خاطر شتاب بخشی به حرکت به سوی قله علم و پژوهش دغدغه بسیاری از مدیران و پژوهشگران ما است.
ë با اینکه سال‌ها است برنامه‌های کلان ملی همواره بر شتاب بخشی به حرکت علمی تأکید می‌کنند، اما به جایگاهی که باید نرسیده‌ایم. شکی نیست که تولید علم در کشور با آسیب‌های بسیاری مواجه است. مهمترین این آسیب‌ها از نظر شما کدام است؟
در آسیب شناسی وضعیت تولید علم در کشور، دست کم می‌توان بر سه محور انگشت گذاشت. به عبارتی استخر دانش ایران را باید از سه منظر آسیب شناسی کرد؛ اصلاح ورودی استخر دانش، نگهداری از موجودی استخر و بهره برداری از استخر دانش.
ë منظور شما از ورودی استخر دانش باید تولیدهای علمی باشد. تولید علم به خودی خود خوب است. منظور شما از اصلاح ورودی استخر دانش چیست؟
ورودی استخر علم ایران زمین باید به گونه‌ای اصلاح شود که آنچه وارد این استخر می‌شود به معنای واقعی دانش نوآورانه باشد، نه دانش ترجمه ای، نه دانش تکراری و نه دانش تقلیدی. هرکدام از این‌ها مشخصاتی دارند. گاهی برخی پژوهشگران مقاله‌ای را ترجمه می‌کنند و آن را با تغییراتی به عنوان تولید علمی خود ارائه می‌کنند. گاهی افراد تولیدات علمی پیشین خود را تکرار می‌کنند و گاهی برخی به تقلید از روش و حرف پژوهشگران دیگر ایده ارائه می‌کنند و به عنوان تولید علمی تازه ارائه می‌کنند در حالی که هیچکدام از اینها به معنای واقعی تولید علم محسوب نمی‌شود، چون فاقد نوآوری است.
باید میان تولید علم واقعی و تولید شبه علم تمایز قائل شویم و از این طریق ورودی استخر دانش خود را اصلاح کنیم. وقتی درباره تولید علم در کشور سخن می‌گوییم، از تولید علم واقعی گزارش بدهیم. به عبارت دیگر در گزارش وضعیت تولید علم کشور، روی مقاله‌های دارای کیفیت و نوآوری تمرکز کنیم. به عنوان مثال به جای اینکه اعلام کنیم 32هزار مقاله «آی.اس.آی» داریم، بگوییم که 15 هزار مقاله باکیفیت و با ترازهای معتبر علمی داریم. این یعنی اصلاح ورودی استخر دانش که به سیاستگذاران و پژوهشگران جهت دهی خواهد کرد، چرا که این پیام را می‌رساند که تولید علم نوآورانه مطلوب ما است، نه هر سند یا مدرک علمی. خود پژوهشگران هم باید برای اصلاح این ورودی تلاش کنند. آنها با هر سطحی از توان پژوهشی، باز به ارتقای روشمندی در پژوهش نیاز دارند. به تعبیر برخی صاحبنظران «روشمندی» مهمتر از «دانشمندی» است. پژوهشگران برای غنی تر کردن ورودی استخر دانش باید توان علمی و پژوهشی خود را تقویت کنند. پژوهشگران همچنین باید از اولویت‌های کشور شناخت دقیق‌تر و عمیق تری حاصل کنند. این شناخت آنها را به سمت تولید دانش اثربخش هدایت می‌کند. پژوهشگر نمی‌تواند فقط در حصار ذهنی خودش پژوهش کند، آن حصار را باید به محیط پیرامونی توسعه دهد و با لحاظ اولویت‌ها و مسائل کشور به این کار بپردازد.
ë تصور کنید ما به سمت تولید علم واقعی حرکت و ورودی استخر را اصلاح کردیم. حال چگونه باید از موجودی استخر نگهداری کنیم؟
این استخر دست کم از 2 جهت نیاز به حمایت دارد. نخست حمایت از نظر تخصیص منابع که بحث بسیار مهمی است. ما بر اساس برنامه پنجم توسعه باید 5/2 درصد از تولید ناخالص داخلی یا «جی.دی.پی» را به پژوهش اختصاص می‌دادیم. امروز در سال 1394 یعنی سال پایانی برنامه پنجم توسعه ما کمتر از نیم درصد یعنی حدوداً 47 صدم درصد از سهم تولید ناخالص داخلی را به تحقیقات اختصاص داده‌ایم. این رقم در سال 1393 حدود 33 صدم درصد بود. این در حالی است که برنامه پنجم توسعه حاصل کار کارشناسان نظام مالی و بودجه‌ای کشور بوده که با مطالعه ظرفیت‌ها و توانمندی‌ها و امکانات، چشم انداز 5/2 درصد را در پایان برنامه پنجم توسعه ترسیم کرده‌اند؛ اینکه چرا این رقم محقق نشده مسأله‌ای بسیار جدی است. باید بگوییم برنامه ریزان ما واقع بینانه برنامه ریزی و کار کارشناسی نکرده‌اند یا باید ایرادی اساسی وجود داشته باشد که این برنامه تحقق پیدا نکرده است. تخصیص منابع در کشور ما معادله‌ای چندمجهولی است که خود نیاز به پژوهشی جدی دارد. این اعداد و ارقام نشان می‌دهد که ما از نظر تخصیص منابع به پژوهش نه تنها در حد استانداردهای جهانی نبوده ایم، بلکه زیر مرز عرف سهم تحقیق و پژوهش از تولید ناخالص داخلی را به این مهم اختصاص داده ایم. در حال حاضر استاندارد جهانی برای کشورهای درحال توسعه حداقل یک درصد است.
نکته دیگر در نگهداری و حمایت از استخر دانش، بستن روزنه‌های آن است. استخر دانش ایران روزنه‌ها و شکاف‌هایی دارد که موجب هدر رفت موجودی آن می‌شود. اگر استخری روزنه داشته باشد، هرچه آب در آن بریزید، آب در آن جمع نخواهد شد. روزنه هایی که وجود دارد عبارت است از اسناد و مدارک علمی که تولید می‌شود ولی بعد منزوی می‌شود، مثل پایان نامه‌های متعددی که نوشته می‌شود اما در روزنه‌ای به نام قفسه کتابخانه می‌ماند. روزنه‌های این استخر را باید پر کرد تا آب جمع شود یعنی وقتی پایان نامه نوشته شد، باید در فضای فعال تولید علم بماند نه اینکه در کتابخانه گرد و خاک بخورد یا فراموش شود و کسی به آن مراجعه نکند.
ë بهره برداری از این استخر به عنوان آخرین مرحله از به ثمر نشستن درخت پژوهش نیز در کشور ما با کاستی هایی رو به رو است. در مورد این کاستی‌ها و راهکارهای رفع آن بگویید.
علاوه بر اصلاح ورودی استخر دانش و نگهداری و حمایت از موجودی آن، باید به مقوله بهره برداری از استخر دانش هم پرداخت. سؤال این است که در جامعه چه مقدار متقاضی خرید دانش داریم یا به عبارتی بهره‌برداران از استخر دانش چقدر به این دانش احساس نیاز می‌کنند؟ اگر شما استخری ایجاد کردید اما شناگری مراجعه نکرد، آن استخر معطل است. باید کاربر و بهره‌بردار و مراجعه کننده داشته باشد.
ë به نظر می‌رسد تفاوت آشکاری از این نظر میان پژوهش‌های رشته‌های علوم انسانی با دیگر رشته‌ها چون فنی و پزشکی وجود دارد؟ تولید علمی رشته‌های علوم انسانی متقاضی کمتری دارند. این‌طور نیست؟
بله درست است. با‌وجود اینکه وضعیت ما وضعیت ایده‌آلی نیست اما برای پژوهش‌های فنی و تجربی بخصوص از سوی بخش خصوصی تقاضا در حد قابل قبولی وجود دارد یعنی بخش خصوصی به طور طبیعی از پژوهش‌های کاربردی استقبال می‌کند و خریدار آن است. البته بخش دولتی هم در سطح پایین‌تر خریدار پژوهش‌های کاربردی است. پژوهش‌های فنی و تجربی ما پیشاپیش بازار به نسبت تضمین شده‌ای دارد. نکته مهم در بحث تفاوت رشته‌های علوم انسانی این است که از مهمترین عوامل شکوفا نشدن تولید علم در حوزه علوم انسانی، نبود احساس نیاز به تولید در این حوزه است. به عبارت دیگر اگر برای محصولات حوزه فنی و تجربی خریدار فرضی وجود دارد، برای تولیدات علوم انسانی اصلاً خریداری وجود ندارد.
ë چگونه می‌توان این مشکل را رفع کرد؟ مسئولیت رفع آن برعهده کیست؟
یکی از اصول بازاریابی در علم اقتصاد نیاز آفرینی است. از نظر علم اقتصاد در کنار نیازسنجی، گاهی باید نیازآفرینی کرد. شما برای خرید خمیر دندان به داروخانه می‌روید. می‌بینید در کنار خمیر دندان محصولات دیگری چون مسواک، نخ دندان، خلال دندان، ژل سفید کننده، خوشبو کننده دهان و... قرار دارد. این خود درون شما نیاز آفرینی می‌کند. شما که برای خرید یک محصول به داروخانه رفته بودید، هنگام خروج می‌بینید که چند محصول خرید کرده اید؛ این یعنی نیازآفرینی.سیاستگذاران عرصه تولید علم اگر به دنبال شکوفایی تولیدات علمی حوزه علوم انسانی هستند باید این احساس نیاز را در لایه‌های مختلف جامعه ایجاد کنند. اگر این احساس ایجاد شد، آنگاه خود آنها در جهت رفع نیاز برخواهند آمد و متقاضی تولیدات علوم انسانی خواهند شد.به نظرم یکی از رسالت‌های مهم خود پژوهشگران علوم انسانی هم نیازآفرینی است. یعنی خود پژوهشگران علوم انسانی باید کمک کنند که احساس نیاز در جامعه شکل بگیرد و مقدمات فروش محصولشان ایجاد شود.
ë با این حال پژوهش در رشته‌های علوم انسانی در کشور ما با چالش‌های بیشتری رو به رو است؛ چالش‌هایی که به نظر نمی‌رسد تنها با تأمین مالی و نیازآفرینی حل شود. بسیاری از پژوهشگران در انتخاب موضوع و مراحل انجام پژوهش هایی با موضوع مسائل اجتماعی- سیاسی جامعه با مشکل هایی مواجه می‌شوند که برای پژوهشگران رشته‌های فنی و پزشکی موضوعیت ندارد.
بله درست است. همه پژوهشگران برای انجام کار پژوهشی افزون بر اعتبار و حمایت مالی به گونه‌های دیگر حمایت نیاز دارند. بدون اعتبار و حمایت هیچ پژوهشی صورت نخواهد گرفت، چون پژوهش واقعی هزینه بر است. پژوهش‌های علوم انسانی علاوه بر اعتبار به «اعتماد» هم نیار دارد. این مسأله‌ای مهم است. پژوهشگر علوم انسانی با بدنه جامعه سر و کار دارد. ایده‌های او که در سطح جامعه تسری پیدا می‌کند، گاهی با سیاست‌های کلان اصطکاک پیدا می‌کند. اگر به پژوهشگر علوم انسانی به‌اندازه کافی اعتماد نکنیم او را به خودسانسوری کشانده‌ایم و خودسانسوری موجب انحراف پژوهش از مسیر اصلی آن می‌شود.
ë از بی‌توجهی مدیران به پژوهش به عنوان یکی از مهم‌ترین چالش‌های حرکت علمی کشور یاد می‌شود. به نظر شما چرا بیشتر مدیران در کشور ما به‌اندازه‌ای که باید به پژوهش بها نمی‌دهند و به عنوان مثال برنامه‌های خود را بر مبنای پژوهش علمی پیش نمی‌برند؟ مگر نه اینکه تدوین برنامه و سیاستگذاری بر اساس یافته‌های علمی و پژوهش ضامن کارآمدی و ثمربخشی آن است؟
یکی از آسیب‌های مهم حوزه تولید علم در کشور عبارت است از مطالبه شتابزده از مدیران؛ یعنی اینکه جامعه از هر کسی که مسئولیت اجرایی پیدا می‌کند، انتظار اقدام‌های زودبازده دارد. شتابزدگی جامعه برای ارزیابی عملکرد مدیران آنها را وادار می‌کند که کارهای زیربنایی را واگذارند و به کارهای زودبازده بپردازند و برای انجام کارهای زودبازده هم خود را بی‌نیاز از پژوهش‌های عمیق بدانند. از این رو مدیران اغلب به دنبال تحقق اقداماتی هستند که عملکرد آنها را در چشم ارزیابان و عموم جامعه ارتقا دهد.
ë آیا می‌توان سازوکاری درنظر گرفت که تغییر مدیران به توقف برنامه‌های درحال اجرا بویژه در حوزه پژوهشی منجر نشود؟
این سازوکار وجود دارد. کشوری که مبتنی بر برنامه اداره می‌شود، یعنی سازوکار دارد. نظام اداری و حکومتی ما نظامی برنامه‌ای است، سیاست‌های کلی برای حوزه‌های مختلف تدوین شده است و رهبر معظم انقلاب در حوزه‌های مختلف ابلاغیه هایی دارند که باید اجرایی شود. سند چشم انداز 1404، برنامه‌های توسعه پنج ساله چهارم، پنجم، ششم، نقشه جامع علمی کشور، اسناد توسعه ملی، سند آمایش سرزمینی و... این‌ها نقشه راه هایی است که تابع جابه‌جایی مدیران نیست و مدیر باید مبتنی بر همین نقشه‌ها حرکت کند اما فشارهای بیرونی و انتظارهای عمومی به گونه‌ای مدیر را زیرفشار قرار می‌دهد که یا از برنامه توسعه و سند راه غافل یا به آن کم اعتماد می‌شود.
.
 


آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6111/16/352157/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر