ایران چاپ




مسئولان! لطفاً عقب‌تر بایستید...
روزنامه اصفهان زیبا در یادداشتی با عنوان «مسئولان! لطفاً عقب‌تر بایستید» به قلم سعید ساکت که در شماره 17 مهرماه منتشر کرده است نسبت به دولتی و غیر مردمی شدن مراسم عزاداری حسینی هشدار داده است:   
بافت معنوی و روحانی محرم و به قول مداحان اهل‌بیت، عظمت دستگاه امام حسین علیه السلام آنقدر زیاد است که اقلیم شهر را خیلی زودتر از آمدنش به سمت معنویتی حسینی و فضایی عاشورایی راهنمایی می‌کند.جریان فرهنگی شهر ارادتی عمیق، ولی بسیار آشکار را به اباعبدالله الحسین علیه السلام جاری می‌بیند که در پس هیأت‌های عزاداری، تکیه و حسینیه‌ها مراکز فرهنگی و محافل مذهبی بروز عینی می‌یابد.این زنجیره معنوی در اصفهان با یک روند کاملاً منطقی و غیرسطحی به سمت دهه‌های مختلف محرم و سپس صفر می‌رود. در گام اول، شور حسینی بروز ویژه‌ای دارد و در دهه‌های بعدی تا پایان ماه صفر مراسم روضه خوانی، آن شور دهه اول را به زیرلایه‌های فکری جامعه مخاطبان می‌برد؛ الگویی که سال‌هاست اجرا می‌شود، ولی گاه غفلت از جنس حرکت باعث شده در طراحی روند هدایت جامعه وسیع مخاطبان به سمت الگو پذیری‌های مذهبی و اجتماعی طراحی محتوایی بعضاً نامناسبی در دستور کار قرار گیرد که در بسیاری از موارد یا شور اولیه کار را سطحی می‌کند یا عمق ثانویه، محتوا را دچار سنگینی و ذهن مخاطب را دچار رخوت می‌کند.با این حال دو ماه بسیار طلایی با پیش زمینه ذهنی و روحی عالی اجتماعی برای تعمیق ارزش‌های اسلامی و دینی قافله سالار کربلا مهیاست که باید از آن بهره برد؛ به شرطی که بشدت از دستگاهی شدن تبلیغات و رویدادها پرهیز شود و بافت مردمی و اصالت حاکم بر فضای این ایام پابرجا و مستحکم باقی بماند. در این معنویت حاکم بر فضای شهر هر گونه تلاش برای ورود نهادهای غیرمردمی به این میدان، به اصطلاح توی ذوق می‌زند.یکی از اتفاقات نزدیک به دو دهه اخیر در اصفهان میدان داری مؤثر کانون‌ها و مراکز فرهنگی است که با بضاعت فکری مناسب در کنار پشتوانه قوی مردمی روح حاکم بر فضای ایدئولوژیک واقعه عاشورا را وارد محتواهای مناسبتی خود کرده و شور حسینی عمیق حاکم بر فضای شهر را به سمت تبیین اهداف نهضت عاشورا برده اند؛ اتفاقی که امسال نیز در لایه‌های تخصصی مخاطبان نظیر رده‌های دانش‌آموزی، دختران و پسران ولایه‌های عمومی مردمی با انسجام بهتر و رویکردهای محتوایی قوی‌تر و متناسب با نیازهای اجتماعی امروزه تبیین شده است.همچنین به نظر می‌رسد امسال محرم باشکوه و آموزنده دیگری در انتظار شهر ولایتمدار اصفهان باشد.این میـدان داری مـردمی مـراکز فرهنـگی اگر با حمـایت‌های صرفـاً پشتوانه‌ای دستگاه‌ها همـراه شود و اصراری بر اقدامات تبلیغی در این حمایت‌ها نباشد، می‌توان با سپرده شدن کاردست کاردان‌ها امیدوار بود تا هم مردم عاشقانه به ارباب خود عرض ارادت کنند ...






حسرت همیشگی!


روزنامه خبر شمال در یادداشتی به قلم عالین نجاتی به این سؤال پاسخ می‌دهد که چرا در فهرست «استان‌های پایلوت توسعه فضای پایدار در روستاها» نیستیم؟
فعلاً که فهرست حسرت‌ها و موقعیت‌های از دست رفته مازندران آنقدر زیاد شده که می‌شود از آن یک شاهنامه نوشت اما فراموش نکنیم توسعه روستاها در نگاه نخست نیازمند طرحی تبارشناسانه و مطالعاتی و سپس محتاج نگاهی عملگرایانه و واقعی نه شعاری و تزئینی است.
مازندران جزو 5 استان نخست کشور در نسبت جمعیت شهری و روستایی و همچنین تراکم و قابلیت اقتصادی روستاها است. وقتی نخستین بار طرح اصلاحات ارضی به جریان افتاد، اطرافیان شاه به صرافت افتادند که مازندران را به چنگ آورند. زمین‌های حاصلخیز، همجواری با دریا، سرسبزی و آب و هوای خوش و نزدیکی به پایتخت روستاهای مازندران را بعد از قریه‌های اطراف تهران به بهترین هدف توسعه برای دولت مرکزی بدل کرده بود.
بعد از انقلاب نیز روستاها هدف اصلی حکومت شد، این‌بار اما توسعه درونی جای خود را به جذب نیروی انسانی و مهاجرت داد. روستاییان که تا پیش از انقلاب تقریباً «شهروند درجه دو» به نظر می‌رسیدند و اسیر نگاه ارباب ـ رعیتی بودند، بدنه اصلی نیروی جنگ مازندران را در 8 سال دفاع مقدس تشکیل دادند ...
از آنجا که از دیرباز کشاورزی و دامداری شغل اصلی روستاییان به شمار می‌آمد، مازندران به واسطه برخورداری از وضعیت مناسب جغرافیایی محلی برای رونق این دو شغل بود.
کاه‌گل جای خود را به بلوک‌های زشت سیمانی داد، پراید جانشین تراکتور شد، راه‌های سنگی و شوسه، به آسفالت‌های کدر و بی‌روح بدل شدند و شلیته و جلیقه جایش را به مانتو و تی شرت داد. برای نسل جدید روستاییان مازندران، کشاورزی و دامداری نوعی کسر‌شأن است و همواره چشم به هم محلی‌های پُست گرفته شان(که کم هم نیستند) دارند تا به بدنه دولت راه پیدا کنند. بر اساس آمارهای غیررسمی بیش از 65 درصد کارمندان دولت در مازندران روستایی هستند یا حداقل پدرانشان از روستا به شهرهای استان مهاجرت کرده‌اند. این تغییر ماهیت مخصوصاً در نیروی انتظامی و آموزش و پرورش قابل مشاهده است.
اما تنها مانع توسعه روستاهای مازندران، بی‌تفاوتی نسل جدید به شغل‌های سنتی و بومی نیست. بی‌توجهی مدیران به روستاها و دست کم گرفتن آنهادر محور توسعه پایدار و عدم تطبیق برنامه‌های رشد همسان با چشم اندازها باعث شد که نگاه سیاسی و خوش نشینی بر رویکرد اقتصادی و فرهنگی چیره شود. به همین خاطر است که نام روستاهای مازندران بیشتر از آنکه به واسطه امور اقتصادی و فرهنگی ـ تاریخی مطرح شود به دلیل اخبار زمین خواری یا خسارت بحران‌های طبیعی رسانه‌ای می‌شود. نگاه دولت مرکزی به روستاهای مازندران نیز نگاهی خودکفا است. آنها معتقدند ما خودمان از پس کار بر می‌آییم چون آنقدر وضعمان خوب است که از لای آسفالت هایمان هم گیاه می‌روید. همان نگاه همیشگی، یعنی: «مازندران؛ استان برخوردار» که ما را از توسعه صنعتی محروم کرد، باعث شد دستمان به بودجه‌های اقتصادی و فرهنگی در توسعه روستایی هم نرسد.


آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6334/13/394225/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر