زیر شلاق؛ گرسنه و بی‌خواب





روایت اسیر سوری از زندان‌های هولناک داعش

   وصال روحانی/ یکی از زندانیان داعش در سوریه که بعداً به ترکیه گریخت و حتی امروز هم از ترس داعشی‌ها خودش را فقط با نام کوتاه و مستعار خالد به رسانه‌ها معرفی می‌کند، داستان‌های تلخی را از ایام اسارت خود در این کشور پر تنش نقل می‌کند. داستان‌هایی که محصول نهایی آن، فرار او از زندان مخوف داعشی‌ها و رفتن وی به ترکیه است اما مقدماتی هولناک و مضمونی جانکاه داشته است. وی با چشم‌هایی اشکبار می‌گوید: صبح مثل همیشه به مغازه‌ام رفته بودم که همسایه‌ام از راه رسید و گفت برادرت به ترکیه گریخته است. او از محل اختفای همسر برادرم نیز پرس و جو کرد و همان موقع فهمیدم که خطرات جانی بزرگی آنها و خود مرا تهدید می‌کند. بسیاری از خانواده‌ها پس از مستقر شدن داعشی‌ها در رقه، دختران خود را پنهان می‌کردند و از چشم‌ها دور نگه می‌داشتند زیرا داعشی‌ها به آنها نظر داشتند. من برای همین منظور با برادرم تماس گرفتم و به او گفتم بهتر است همراه با همسرش هر چه سریع‌تر از رقه به ترکیه برود. برای کمک به او پول‌های کلانی هم بهقاچاقچیان انسان دادم ولی نمی‌دانستم داعشی‌ها همه جا چشم و گوش دارند و از فعالیت‌های من مطلع خواهند شد. خالد می‌افزاید: آنچه نباید اتفاق می‌افتاد، افتاد و داعشی‌ها مرا گرفتند و سه روز و سه شب به حالت ایستاده و با دست‌ها و چشم‌های بسته و بدون آب و غذا رو به یک دیوار نگه داشتند. هر بار که کوشیدم برای رفع خستگی دقیقه‌ای روی زمین بنشینم، شلاق داعشی‌ها را روی بدنم یافتم. با همین روش جان چند نفر را گرفتند. من جان‌سخت بودم که زنده ماندم. بله مرا به یک سلول انفرادی تاریک بردند و 7 روز هم در آنجا نگه داشتند و بازجوها از چند کشور مختلف بودند اما همگی یک خط واحد و سیستم برخورد مشابه داشتند. در نهایت قاضی اتهام مرا تفهیم کرد و گفت تو اتباع سوریه را به خارج از مرزها و به محلی فاقد تعهد و سرشار از تخلف‌ها فرستادی و حکمت اعدام است. پس از آن، مرا شلاق زدند. تا چند روز مرا می‌زدند و با جملات معنادار مرا متهم به وابستگی به امریکا و داشتن تعلقات غربی می‌کردند. مثلاً می‌گفتند صبحانه‌ات اخضر ابراهیمی (سفیر سابق امریکا در سوریه) است و ناهارت استفان دی‌میستورا (سفیر فعلی امریکا در این کشور). آنها به واقع منظورشان این بود که با شلاق‌هایی که نام ابراهیمی و دی‌میستورا روی آنها گذاشته شده بود، صبح‌ها و ظهرها خدمتم خواهند رسید و گرسنگی و تشنگی امانم را بریده بود و فقط شلاق بود که از راه می‌رسید. من طی آن مدت طولانی کنار اسرای پرشمار دیگری مثل خودم بودم و جالب‌تر اینکه برخی اعضای سابق داعش نیز بین اسرا بودند. کسانی که متهم به تمرد از قواعد صادره و جاسوسی برای غرب و بویژه امریکا بودند. پس از شکنجه‌های جسمانی، نوبت به آزارهای روحی‌شان رسید که به شکل‌های مختلف اعمال می‌شد. بخت من فقط زمانی باز شد که نیروهای نظامی به آن بازداشتگاه حمله کردند و درها به روی همگان باز شد و داعشی‌ها هراسان پا به فرار گذاشتند و من نیز گریختم. درخیابان «واسطه‌»ای را یافتم که گفت 300 هزار  دینار  می‌گیرد تا مرا به ترکیه برساند و من هم پول را جور کردم و پرداختم و به ترکیه رفتم. او نمی‌دانست من حاضرم 10 برابر آن رقم را نیز برای آزادی‌ام بپردازم. اینک در ترکیه وقایع سوریه را تعقیب می‌کنم و هنوز هم نگران وابستگانم هستم. درست است که داعشی‌ها از بسیاری از نقاط سوریه بیرون رانده شده‌اند اما کارشان به هیچ وجه تمام نشده است و کابوس آنها در منطقه ادامه دارد.
منبع: دویچه وله


آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6454/203/406645/1
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر