حدس بزن چه کسی برای گرفتن سیمرغ می‌آید؟!




یزدان سلحشور
منتقد سینما
برای من که لااقل از جشنواره دوم، سیمرغی‌های این جشنواره برایم مهم بوده‌اند [ و اغلب اوقات، فیلم‌هایی که سیمرغ نگرفته‌اند، مهم‌تر! ] این جشنواره، دورنمای جذابی دارد نه به خاطر اینکه در آن تنوع ژانری دیده می‌شود [چه توقع بی‌جایی! مگر در سینمای ایران، روی هم رفته چند ژانر اجازه ورود به سینمای بدنه یا سینمای هنر و تجربه دارند؟ منظور البته، اجازه بضاعت تخصصی‌ است نه اجازه ممیزی!] و نه به این دلیل که سینماگران قدیمی و موج نویی و اسم و رسم‌دارهای شناخته‌ شده در فراتر از مرزهای ما، صف کشیده‌اند[ می‌دانیم که این‌طور نیست! اسامی فیلم‌ها و کارگردان‌ها را همه‌مان خوانده‌ایم! ] جذاب است چون ایده‌ها و کارگردان‌ها و بازیگران، دارند به ما گوشزد می‌کنند که جشنواره مخاطب‌پسندی خواهد بود؛ با این همه بگذارید شک بکنم که این فیلم مصطفی کیایی، شباهتی به آن فیلم خیلی موفق و البته نادیده‌ شده «بارکد» داشته باشد.ترکیب عکس‌های«چهارراه استانبول» و اسمش به ما می‌گوید که درباره پلاسکو است. آیا کیایی توانسته یک ملودرام  پرحادثه موفق، از این قصه دربیاورد؟ امیدوارم به فکر نیفتاده باشد یک آسمانخراش جهنمی[ جان گیلرمین /1974 ] تازه بسازد چون با‌وجود بازیگران خوبی که در صحنه‌اش دارد، احتمال اینکه بتواند آن شوخی‌های محشرش را وسط این حوادث بگنجاند، کم است و از یاد نبریم که موفقیت فیلم گیلرمین بیشتر از آنکه مدیون بودجه 14 میلیون دلاری‌اش باشد [ که در سال ساختش کلی پول بود و صدای جان هیوستن را هم درآورده بود!] مدیون شخصیت‌پردازی فیلمنامه «سیلیفنت» بود که آن هم از ترکیب دو رمان شکل گرفته بود؛ کیایی فیلمنامه‌نویس، «موقعیت‌پرداز» است نه «شخصیت‌پرداز» و از این جهت، من مشتاق دیدن «چهارراه استانبول» و پر از دلشوره‌ام!
آیا بهرام توکلی از عهده ساخت فیلمی در ژانر بومی «دفاع مقدس» برآمده؟ «تنگه ابوقریب» تا چه حد به سینمایی که از توکلی در «اینجا بدون من»، «آسمان زرد کم‌عمق» و «من دیه‌گو مارادونا هستم» می‌شناسیم، نزدیک خواهد بود؟
محمدعلی باشه آهنگر در «سرو زیر آب» چقدر به «ملکه» نزدیک یا از آن دور شده؟ او یکی از امیدهای ژانر بومی «دفاع مقدس» است؛ اینکه این کارگردان‌های خوب با آثار به یادماندنی، به فکر تجربه کردن حوزه‌های تازه‌اند اصلاً بد نیست، فقط دلشوره، بد است و بدتر از دلشوره جشنواره، دلشوره گیشه سال بعد.
به‌نظرم فقط در مورد فیلم حاتمی‌ کیاست که می‌دانیم دنباله کارهای قبلی‌اش‌ است.«به وقت شام» با توجه به ایده‌اش، یک ملودرام دیگر در فضای جنگی‌ است این بار نه در ایران یا بوسنی، که در سوریه؛ و این را هم می‌دانیم که اگر فیلم خوبی باشد، چند جایزه می‌گیرد و اگر نباشد، به خاطر حاتمی‌کیا بودن، یک جایزه به او می‌دهند؛ دلشوره‌ای درباره‌اش ندارم اما کنجکاوم‌ ببینم که توانسته از طلسم یکی در میان فیلم ناموفق ساختن، خلاص شود یا نه؟
دوست دارم انیمیشن «فیلشاه» هادی محمدیان را ببینم؛ عکس‌هایش که واقعاً جذابند. بدجوری دلم لک زده که ببینم بازیگر فوق‌العاده‌ای مثل مهران احمدی در نخستین فیلمش «مصادره» چه کرده، آن هم با بازی رضا عطاران و هومن سیدی و بابک حمیدیان؟ گرچه تقریباً مطمئنم که از فیلم‌های موفق در گیشه سال بعد خواهد بود. [فقط یک سؤال: مهران عزیز! با آن مشکلات مالی که سر نقد کردن چک بعضی از فیلم‌هایت داشتی، سرمایه‌گذار مطمئن چطور پیدا کردی برای این فیلم؟!] فیلم‌های روح‌الله حجازی، هومن سیدی، حمید نعمت‌الله، بهروز شعیبی و پیمان معادی هم هندوانه‌های سربسته‌اند؛ مخاطبان به‌شرط چاقو می‌خرند و منتقدها هم چاقو به دست، منتظر خریدارند! کامبوزیا پرتوی و منیژه حکمت مقابل مخاطبان امسال جشنواره، رزمایش مشکلی را در پیش دارند. در مورد فیلم پرویز شیخ طادی هم ترجیح می‌دهم حتی حدس هم نزنم، فقط ببینمش!


آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6684/13/452748/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر