printlogo


جشن سقوط استبداد




مردی که جهان را تکان داد

محمد هاشمی
فعال سیاسی
جمله ای که تیتر این یادداشت است ، عنوانی است که «مجله  اکسپرس» چاپ فرانسه درهفته آخر دی ماه 1357زیرعکس تمام قد امام خمینی قرارداد این مجله با تیتر و تصویر بدیعش درچهارراه‌ها در کیوسک‌های شیشه‌ای زینت بخش آن هفته شهرپاریس یعنی پایتخت کشور فرانسه بود. اشاره ای مختصرنسبت به اخراج امام‌خمینی ازعراق و ورودشان به پاریس می‌تواند، اهالی فکر و اندیشه را به تفکردراین آیه شریفه: «ان تنصروالله ینصرکم ویثبت اقدامکم» وادارد. دراویل مهرماه 1357 – دولت عراق جناب حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمود دعایی (از یاران صدیق امام خمینی) را به بغداد احضارمی‌نماید و از او می‌خواهد که این پیام را به امام‌خمینی برساند «دولت عراق درعین احترام بشما ولی به‌خاطر روابط با شاه ایران محذوراتی دارد وازشما می‌خواهیم رعایت کنید و فعالیت‌ها به‌ صورت علنی نباشد.»  
حضرت امام با شنیدن این پیام فرمودند: «این اول کارشماست به بعثی‌ها بگویید من چنین چیزی را نمی‌پذیرم – من نمی‌توانم ساکت باشم و در ایران کسانی که به من اعتقاد دارند مبارزه کنند وخون بدهند و اگراینها نمی‌خواهند من اینجا باشم می‌روم جای دیگرحرفم را می‌زنم» به‌ دنبال این محدودیت‌ها
امام پاسپورتشان را به آقای دعایی دادند تا برای خروج ازعراق مجوز بگیرد.
امام قصد ورود به کویت و از آنجا به سوریه را داشتند، ولی امیرکویت دستورداد از ورود امام به کویت جلوگیری کردند.
لهذا روز 14 مهرامام از بغداد به طرف پاریس حرکت کردند و وارد پایتخت فرانسه شدند.
پس از استقرار امام در پاریس مأموران کاخ الیزه نظر رئیس جمهوری فرانسه مبنی بر اجتناب از هر گونه فعالیت سیاسی را به امام خمینی ابلاغ نمودند، امام در واکنش تندی اعلام نمودند: «اینگونه محدودیت‌ها خلاف ادعای دموکراسی است. امام گفتند که اگر ناگزیرشوند تا از این فرودگاه به آن فرودگاه و از این کشور به آن کشور بروند باز دست ازآرمان خویش برنخواهند داشت. ژیسکاردستن رئیس جمهوری فرانسه درخاطرات خود می‌نویسد: «دستور اخراج امام خمینی را از فرانسه صادرکرده بودم ولی درآخرین لحظه‌ها نمایندگان سیاسی شاه که در آن‌روزها در نهایت درماندگی بودند، خطر واکنش تند و غیرقابل کنترل مردم ایران را گوشزد کرده و در مورد عواقب آن در ایران و اروپا از خود سلب مسئولیت کردند».
  درمدت اقامت 117 روزه امام خمینی درپاریس که 114 روز آن را افتخارحضورداشتم «نوفل لوشاتو» مهم‌ترین مرکز خبری دنیا بود و روزانه قریب یکصد نفرخبرنگاربرای تهیه گزارش‌هایی از سخنرانی‌ها
و مصاحبه‌های امام خمینی به نوفل لوشاتو می‌آمدند. امام خمینی در مصاحبه‌های متعدد و دیدارهای مختلف دیدگاه های خود را در زمینه حکومت اسلامی و هدف‌های آتی نهضت اسلامی برای جهانیان بازگو می کردند. به این ترتیب جمعیت بیشتری از مردم جهان با اندیشه‌های ایشان و جنایات حکومت پهلوی آشنا شدند و بدین وسیله بحرانی ترین دوران نهضت اسلامی و قیام مردم را در ایران رهبری می کردند.
 درایران دولت ها یکی پس از دیگری سقوط می کردند، حتی دولت نظامی ازهاری به‌رغم کشتارهای وسیع تأثیری درکنترل قیام مردم نداشت و شاه درنهایت استیصال از سفیرامریکا و انگلیس درخواست راه‌حل می کرد، امام هیچ‌یک ازطرح های آنها حتی طرح کودتای ژنرال‌ هایزر امریکایی نتیجه‌ای نداشت و شاه ناچار در26 دی ماه ایران را ترک نمود.
 در اواخر دی ماه بود که نمایندگان کارتر رئیس جمهوری امریکا و ژیسکاردستن رئیس جمهوری فرانسه شبانه به دیدن امام خمینی در نوفل لوشاتو آمدند و از امام درخواست نمودند، فعلاً به ایران نروند.چون برای ایشان خطر وجود دارد، به محض اینکه منزل امام را ترک کردند، امام دستوردادند اعلام کنید من روز جمعه به ایران می‌روم شاپور بختیار آخرین نخست‌وزیر شاه فرودگاه‌های ایران را برای امام بست و اجازه نداد ایران ایر برای انتقال امام به پاریس بیاید.
با تمهیداتی که همراهان امام انجام دادند سرانجام ساعت 9 صبح جمعه 12 بهمن ماه امام خمینی به همراه تعدادی از یاران خود با یک فروند هواپیمای 747 ایرفرانس وارد تهران شدند والبته دوسه روز قبل از ترک پاریس بود که مجله اکسپرس آن جمله تاریخی خود را زیرعکس تمام قد امام خمینی درشت نوشته بود: مردی که جهان را تکان داد.
روز 22 بهمن ماه 1357 رخدادی عظیم به وقوع پیوست و افقی جدید را برای رهایی و آزادی تمام ملل مستضعف جهان گشود.  اینک نگاهی گذرا و فهرست وار به بعضی از آثار و برکات انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی درجهان امروز:
 انقلاب اسلامی که با اندیشه‌های یک عالم مجاهد مبتنی برمکتب اهل بیت و اسلام راستین نظام ستمشاهی را سرنگون نمود. همه مقررات و قوانین حاکم برزمان وقوع این حادثه عظیم را درهم شکست لهذا یکی از مهم‌ترین و برجسته‌ترین حوادث درجهان است.
این انقلاب از لحاظ استراتژیک بسیار حائزاهمیت است زیرا قدرت خود را از اندیشه‌های
امام‌خمینی گرفته است.
از دیگر آثار این انقلاب – زنده کردن خدا در محور حیات انسان و نیز روشی برای زندگی فراتر از همه اختلافات ملی – قومی و مذهبی بود این انقلاب از انقلاباتی است که حرکت و آثارش درچارچوب مرزهای یک کشورخلاصه نمی شود بلکه دیدگاهی فرا ملی و جهانی دارد، اقبال لاهوری درکتاب خود «پیش‌بینی می‌کند که تهران در آینده قرارگاه مسلمانان» خواهد شد.
پس از انقلاب اسلامی نیز ایران به‌ صورت ‌ام‌القری دارالاسلام درآمد. حتی ایران می‌تواند به علت موقعیت منحصربه‌فرد و منابع عظیم بی‌پایان انرژی ابزار فرهنگی و اعتقادی نیرومند به مرکزساماندهی تمدن نوین اسلامی درآید،زیرا انقلاب اسلامی ایران «درپیدایش، درکیفیت مبارزه و در انگیزه» از سایر انقلابات جداست و می‌تواند درپیامدها و دستاوردها نیزمتمایز و پیش روتر از سایر انقلابات باشد. این ویژگی‌ها ریشه در دین و باورهای برخاسته ازمذهب دارد، این انقلاب برآمده از مذهب به احیای دین و تجدید حیات اسلام در ایران و جهان می‌رساند که یکی از ابعاد آن تولد و تداوم جنبش‌های سیاسی
و اسلامی معاصر در دو دهه اخیراست. از دیگر آثار این انقلاب بیداری جهان اسلام است، انقلاب اسلامی ایران به‌عنوان نقطه آغاز خیزش بیداری اسلامی در نیمه دوم قرن بیستم شروع دوره جدیدی از ظهور اسلام با رویکرد سیاسی را برای جهان اسلام نوید داد، البته میزان تأثیرگذاری انقلاب اسلامی بر همه جوامع اسلامی یکسان نبوده، بلکه با توجه به اوضاع خاص هرمنطقه و قرابت‌های فکری و فرهنگی
و جغرافیایی درجه تأثیر آن متفاوت است. بدین منظور نهضت‌های اسلامی در کشورهای: «اندونزی، مالزی، فیلیپین، افغانستان، پاکستان، هند، کشمیر، بنگلادش، آسیای مرکزیع قفقاز، ترکیه، لبنان، فلسطین» بررسی شده است.
... این بررسی‌ها نشان می‌دهد اگرچه شعارهای انقلاب اسلامی محدود به حرکت در چارچوب مرزهای یک کشور بوده تأثیرات فراوانی برجنبش‌های اسلامی سیاسی معاصر گذاشته است.
در حقیقت تفکرسیاسی امام خمینی منسجم‌ترین منطق اسلام‌گرایی بوده است. همچنین انقلاب اسلامی باعث تولد گروه‌ها و جنبش‌های اسلامی دیگری شده است که توانستند بر معادلات داخلی و منطقه‌ای و بین‌المللی تأثیر فراوانی داشته باشند.
برای حسن ختام این مقال و تأثیر بی‌نظیر اندیشه‌های امام خمینی بر رخدادهای منطقه فرازهایی از نامه تاریخی امام خمینی به گورباچف را مرور می‌کنیم.
..... اگر به فراتر از این مقدار فکر می‌کنید، نخستین مسأله‌ای که مطمئناً باعث موفقیت شما خواهد شد این است که در سیاست خود دایر بر«خدازدایی» و «دین زدایی» از جامعه که تحقیقاً بزرگ‌ترین
و بالاترین ضربه را بر پیکر مردم کشور شوروی وارد کرده است تجدید نظرنمایید و بدانید که برخورد واقعی با قضایای جهان جز در این طریق میسر نیست.
جناب آقای گورباچف، باید به این حقیقت روآورد – مشکل اصلی کشورشما مسأله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست، مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بن‌بست کشیده و یا خواهد کشید. مشکل اصلی مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدأ هستی و آفرینش است. «جناب آقای گورباچف برای همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جست‌و‌جوکرد، چرا که مارکسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست،
 چرا که مکتبی است مادی و با مادیات نمی‌توان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت
که اساسی‌ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است بدرآورد.»
همان‌گونه که در هفته اول بهمن ماه 1357 مجله اکسپرس پیش‌بینی نمود، امام خمینی آن
عبد صالحی است که جهان را تکان داد و سرنوشت تاریخ را تغییر داد، راهش تا استقرارصلح و امنیت برجامعه جهانی ادامه خواهد داشت. ان‌شاءالله


انقلاب اسلامی ، پاسخ به کودتای 28 مرداد

سید محمد غرضی
فعال سیاسی
فراتر از عوامل گوناگونی که برای وقوع انقلاب اسلامی ذکر شده و می‌شود، دو اتفاق، یعنی روی کارآمدن رضا شاه پهلوی پس از انقلاب مشروطه و کودتای 28 مرداد 1332 را عوامل اصلی این رویداد می‌دانم.  ملت ایران در دوران قاجار پس از سال‌ها مبارزه علیه استبداد، نظام سلطنتی مطلقه را به مشروطه تبدیل کردند. این واقعه بزرگ و سرنوشت‌سازی در تاریخ ایران بود. آن هم در زمانی که بجز چند کشور
انگشت‌شمار اروپایی و ایالات متحده امریکا، کشورهای دیگر تجربه دموکراسی نداشتند. پس از مشروطه شرایطی رقم خورد که به کودتای رضا شاه و گرفتار شدن ملت در استبداد انجامید.
 در ابتدای دهه 30شمسی، شاهد نقش آفرینی ملت در ملی شدن صنعت نفت هستیم که آن هم با کودتای بیست وهشت مرداد مواجه شد. من در هنگام کودتا 12 ساله بودم و سال‌های پس از این واقعه را بخوبی به یاد دارم. امروز هم خود را مکلف به پاسخگویی به‌سؤالات مردم و بویژه نسل جوان می‌دانم. در پاسخ به جوانان که می‌پرسند چرا انقلاب کردید، باید بگویم که انقلاب شد! بعد از 28 مرداد آن چنان به ملت ایران سخت گذشت که مردم به مجموعه جریان‌های خارجی حامی شاه بویژه انگلیس و امریکا پشت کردند. آن زجرهایی که ملت در این دوران کشید نتیجه کودتایی بود که انگلیس و امریکا به ایران تحمیل کردند. ملت ایران هم جواب کودتای 28 مرداد را در انقلاب اسلامی با تمام توان داد. اگر آنها کودتا نکرده بودند چه بسا ما احتیاجی به انقلاب نداشتیم.
 در اواخر دهه 40 و نیمه اول دهه50 شمسی، اقتصاد کشور کاملاً متکی به فروش نفت و واردات بود. نقل می‌کنند که هویدا در سال 1348 و زمانی که نخست‌وزیر بود، روزی یکی از دوستان خود را برای تحقیق میدانی به بازار می‌فرستد تا ببیند چه چیزهایی کمبود است. یکی از نکاتی که آن فرد در گزارش خودش می‌آورد این است که کمبود زردچوبه داریم، چون وارداتش قطع شده! وقتی رئیس دولت با تکیه بر ارز نفتی مشکلات را حل کند، چنین وضعیتی پیش می‌آید. اقتصادی که دستاوردهایش متکی بر تولید خارجی باشد، اقتصاد سالم و کارآمدی نیست.
 آنچه باعث نارضایتی مردم شد این بود که به‌جای یک حکومت مشروطه که برایش جانفشانی کردند، یک حکومت امریکایی و کودتایی سرکار بود. تاریخ نشان داده که اگر ما بخواهیم مطالبات مردم را به مسائل اقتصادی محدود کنیم به نا آرامی جامعه در برابر حاکمیت منجر خواهد شد.یکی از نکاتی که سال‌هاست هم از جانب برخی نویسندگان مطرح می‌شود و هم در بخشی از افکار عمومی رایج شده این است که مدرنیسم را رضاشاه پهلوی به‌ کشور آورد و پسرش آن را توسعه داد. همان چیزی که مصادیق عمده‌اش را با گسترش شهرنشینی، امکانات رفاهی و آموزشی و... می‌شناسیم. باید بگویم که مدرنیسم بر دو پایه نرم افزاری و سخت افزاری استوار است. ملت ایران در جریان انقلاب مشروطه، نرم افزار زندگی سیاسی خود را تعریف کرد، اما استبداد رضاشاهی آن را سرکوب کرد. اقدامی که محمدرضاشاه هم با کودتای سال 32 در تقابل با نهضت ملی شدن صنعت نفت انجام داد.
این دو، سخت افزار مدرنیسم را ارائه دادند اما نرم افزار را سرکوب کردند. پس بزرگترین خائنان به‌مشروطه و ملت‌اند. نسل جوان ما باید بداند که مدرنیسم ابزار نیست بلکه نرم افزار است. نظام جمهوری اسلامی، نرم‌افزار است. شاید در فیزیکش دچار مشکل باشد اما به‌هرحال شاهنشاهی را
به نظام جمهوری تبدیل کرد همان طور که انقلاب مشروطه، سلطنت مطلقه را به‌نظام سلطنت مشروطه مبتنی بر پارلمان بدل کرد. امروز ملت ما تفاوت میان نرم افزار و سخت افزار را بخوبی تشخیص می‌دهد. حکومت نمی‌تواند انسان ایرانی را با سخت افزار قانع کرده یا به سکوت وادار کند. به نویسندگان و اندیشمندان مدافع حکومت پهلوی هم باید بگویم که وجدانتان را آزاد کنید چرا که این پدر و پسر، نرم افزار مشروطه را با کودتا از بین بردند.

آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6715/9/457419/0