printlogo


پایان پهلوی در بن بست فساد و استبداد



انقلاب اسلامی در ایران و سخن گفتن از نحوه شکل‌گیری آن نیازمند مطالعات دقیق تاریخ 150 ساله اخیر ایران است. هر انقلاب، جنبش و حرکت مردمی محصول خواسته‌ها و مطالبات یک کشور از حاکمان آن است. انقلاب ایران را می‌توان یک استثنا در این میان دانست؛ انقلابی که نه برای نان و آب بلکه برای احقاق حقوق از دست رفته ملت و بسط اسلام و معنویت و استکبارستیزی بود.دو کودتا و سال‌ها اختناق و استبداد و در کنار آن فساد در همه عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و رفتارهای دین ستیزانه را می‌توان از عوامل وقوع انقلاب 1357 دانست. اما در این میان بسیاری سقوط نظام پهلوی را در استبداد و فساد سلسله پهلوی دانسته‌اند. آنچه می‌خوانید دیدگاه‌ها و نظرات صاحبان اندیشه در مورد این فرضیه است که در پی می‌آید.


سه پله تا سقوط
سیدرضا اکرمی
عضو جامعه روحانیت مبارز
من متولد 1321 هستم و 36 سال نظام پهلوی را دیدم و 39 سال، پس از پیروزی انقلاب اسلامی را نیز مشاهده کردم می‌توانم تصویر روشنی از آن 36 سال ترسیم کنم؛ نوجوانی 11 ساله بودم که کودتای 28مردادماه سال 1332 را در سمنان به چشم خود دیدم، روزی که مردم سمنان تا پیش از ظهر شعار سر دادند؛ مرگ بر شاه و درود بر مصدق و بعدازظهر همان روز، فریاد زدند؛ درود بر شاه و مرگ بر مصدق. من که یک نوجوان بودم با خودم فکر می‌کردم چه چیزی باعث شد که مردم نصف یک روز علیه یک نفر شعار بدهند و نصف روز در زمینه موافقت با آن شخص.به مرور زمان که بزرگ‌تر شدم و وارد سال1342 شدم، حادثه 15 خرداد 42 را به عینه دیدم و پس از آن تا سال 1357 که انقلاب به پیروزی رسید؛ برای من سه عامل فروپاشی رژیم پهلوی مشخص و روشن شد؛ نخست اینکه تا سال 57 کشور ایران زیر سیطره امریکا، انگلیس، شوروی و اقمار آنها بود و در حقیقت آنها تصمیم‌گیرندگان اصلی سیاست‌ها و برنامه‌های کلان ایران بودند. همان ابرقدرت‌هایی که در کنار گذاشتن رضا شاه و روی کار آمدن فرزندش؛ محمدرضا شاه و... نقش تعیین‌کننده و اصلی را ایفا کردند. به‌طوری که حتی وقتی در کودتای 28 مردادماه، محمد رضا شاه از کشور گریخت و بعد از کودتا که مجدداً به ایران بازگشت، امریکا با همکاری شوروی نقش اساسی داشتند و برای آنها بهتر این بود که محمدرضاشاه در عرصه سیاست ایران حضور داشته باشد. نفوذ و جولان کشورهای بیگانه در ایران عصر پهلوی، نکته‌ای بود که پس از سا‌ل‌ها به آن رسیدم و دریافتم که حتی مدیریت داخلی کشور نیز دست بیگانه بوده است و آنها امور کشور را تنظیم، تدبیر و اجرا می‌کردند.نکته دوم اینکه، استعمارگران غرب و شرق که شامل امریکا، اتحاد جماهیر شوروی و... بودند، با هدف استفاده از منابع اقتصادی از جمله نفت، گاز و دیگر ثروت‌های خدادادی کشور و همچنین در اختیار داشتن بازار ایران، قصد داشتند ضمن بهره بردن از منابع، ایران را به یک کشور کاملاً مصرف‌کننده تولیدات آنها تبدیل کنند. از همین رو حکومت نیز می‌کوشید به هر شکلی، رضایت ابرقدرت‌های شرق و غرب را جلب کند. حال این رضایت‌خاطر می‌توانست به قیمت سلب آزادی بیان و قلم و اسارت روشنفکران و مردم، شکنجه و زندانی کردن تا تبعید حضرت امام خمینی(ره) و... باشد. در این میان روشنفکران، مبارزان و آزادیخواهان بسیاری در زندان‌ها و زیر شکنجه، جان خود را از دست دادند که آنهم به‌دلیل اعتراض به استبداد و ظلم حکومت و حاکمیت ابرقدرت‌های شرق و غرب بود. وضعیت زندان، شکنجه و شهادت بسیاری از جوانان، مردان و زنان با مرور کارنامه ساواک قابل لمس است، با مراجعه به این اسناد می‌توانید به وضوح ببینید که خبری از آزادی بیان، استقلال و آزادی به معنای واقعی وجود نداشت و اراده و نقش مردم در حاکمیت جایی نداشت و تنها نظر شاه و رضایت بیگانه بر کشور حاکم بود و بس.نکته سوم، به مذهب ایرانیان برمی‌گردد؛ مردمی که مسلمان هستند و از آداب و رسومی چون عزاداری در محرم و روزه‌داری در ماه مبارک رمضان و... برخوردارند که این عامل باعث می‌شد نتوانند رفتار استبدادی حکومت را تحمل کنند و خداوند متعال از میان مردم، به روح‌الله خمینی(ره) مأموریت داد تا به پا خیزد، افشاگری کند، رهبری مردم را بر عهده گیرد و قربانی دهد تا بالاخره این انقلاب به پیروزی برسد.

آزادی و استقلال در نظام شاهنشاهی جایی نداشت

مهندس هاشم صباغیان
 فعال سیاسی
به‌ طور کلی وضعیت بوروکراسی در دوره پهلوی دوم، به شکل خاندانی و نسبت داشتن با دربار بود، به طوری که می‌توان گفت اداره‌ها و ارگان‌های دولتی مختص اطرافیان خاندان پهلوی بود و به شیوه‌های مختلف برادران شاه، برادرزاده‌ها و خواهران در امر فساد نقش داشتند. اما این فساد، محرک اصلی مردم در مبارزه با رژیم نبود، بلکه آنچه را می‌توان از عوامل مهم به وجود آمدن انقلاب اسلامی دانست و مردم در مبارزه برای پیروزی انقلاب اسلامی آن را سر خط نخست مبارزات خود قرار داده بودند؛ نبود آزادی بیان، قلم و اجازه نداشتن برای تشکیل اجتماعات بود. بر همین اساس مردم که طالب چنین آزادی‌هایی بودند، برای به‌دست آوردن آزادی‌های خود تلاش کردند و در نهایت توانستند رژیم شاهنشاهی را ساقط کنند و خودشان با نظر مسئولان که در رأس آنها، امام خمینی(ره) قرار داشت، به حرکت خود ادامه دهند.اما علاوه بر فقدان آزادی‌های مشروع در جامعه، هر چه زمان به سمت جلو حرکت می‌کرد، استبداد و فساد در دستگاه‌های حکومت شاهنشاهی افزایش پیدا می‌کرد. به طوری که می‌توان گفت در سال 1356، فساد در دستگاه‌های دولتی حکومت به بالاترین حد خود رسیده بود و همین عمل محرکی برای پدید آمدن انقلاب اسلامی و به پیروزی رسیدن آن در سال 57 شد.در این میان نکته مهمی که باید به آن اشاره شود، نبود اختیار و قدرت لازم در نظام شاهنشاهی بود، شاه از خود اختیاری نداشت و به نوعی اجرا‌کننده اوامر و برنامه‌های ابرقدرت‌هایی همچون امریکا و انگلیس بود و در این بین، تنها چیزی که ارزش نداشت و دغدغه شاه نبود، استقلال کشور بود؛ بنابراین هر چه امریکا به شاه دستور می‌داد، شاه سعی می‌کرد که آنها را اجرا کند. همین باعث نارضایتی مردان، زنان و روشنفکران آن زمان از رژیم پهلوی شد و انقلاب اسلامی را رقم زد.

استبداد، پهلوی را سرنگون کرد
محمد بسته نگار
 فعال سیاسی
محمد رضا شاه پس از بازگشت به‌کشور در سال 1332 و موفقیت کودتای 28 مردادماه به رویه استبدادی در حکومت روی آورد طوری که دقیقاً شاه از حالت دیکتاتوری به استبداد افتاده بود و برای هیچ چیز و هیچ‌کس ارزشی قائل نبود. مردم با حکومت مبارزه کردند تا استبداد برود و دموکراسی جایگزین آن شود و حکومت مردمی روی کار بیاید.از طرفی فساد در تمام دستگاه‌های اقتصادی، سیاسی و... نفوذ کرده بود. شاید هیچ دستگاه اقتصادی وجود نداشت که شاه و عوامل وی در آن شراکت و سهمی نداشته باشند، به شکلی که درباریان سهم زیادی از شرکت‌های مهم و متعدد اقتصادی را در اختیار داشتند و از این‌رو سودهای بسیار زیادی عاید آنها می‌شد. علاوه بر این، شرکت‌ها و مؤسسات مستقل مجبور به سهیم کردن درباریان و عوامل آن در سود خود بودند، زیرا در غیر این صورت امکان فعالیت برای آنها میسرنمی شد.شاه وقتی در شهریور 1320 بر سر کار آمد تا سال 1332 که حکومت دکتر مصدق فعالیت خود را آغاز کرده بود، قادر نشد که دیکتاتوری مدنظرش را اعمال کند، اما پس از کودتای 28 مردادماه به یکباره خود را حاکم مطلق می‌دید و بویژه بعد از سال 1342 دیگر پاسخگوی هیچ‌کس نبود و همین عامل باعث شد اعتراضات بالا بگیرد، اعتراضاتی که در سال 1342 روز پانزده خرداد را به وجود آورد و به مرور زمان به اوج خود رسید تا روزی که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد. با این حال باید یادآوری کرد که عوامل متعددی باعث شد تا در سال 42 اعتراضات مردمی که در نقاط مختلف کشور بروز پیدا کرد، منجر به انقلابی در همان سال نشود، اما موج این اعتراضات که مانند آتش زیر خاکستر بود بالاخره با رهبری حضرت امام خمینی(ره) در سال 1357 شعله کشید و به نتیجه رسید و انقلاب اسلامی پا به عرصه وجود گذاشت.

دندان پوسیده‌ای که افتاد

یعقوب توکلی
پژوهشگر، مدرس و کارشناس مسائل سیاسی
استبداد رژیم پهلوی به همراه تاریخ پردامنه‌ای از خودکامگی‌ها و خطاهای دستگاه‌های سلطنت، حافظه فکری و تاریخی را به سمتی برد که از پادشاهان جز ستمگری نمی‌توان چیز دیگری سراغ گرفت. به همین دلیل این حافظه در برابر نگاه رهبری انقلاب اسلامی، در گرایش به حکومت معطوف به اسلام به‌عنوان جمهوری اسلامی واکنش مثبت نشان داد و به آن رضایت داده و با عنایت به خواست دیگر آن یعنی استقلال تلاش کرد روی دیگر استبداد یعنی استعمار را نیز از صحنه سیاسی ایران بزداید. این زدایش همزمان که با اراده جسور و شجاع امام خمینی (ره) صورت گرفته بود به طور طبیعی از سوی مردم ایران پذیرفته شد.
از طرفی فساد سیاسی، اخلاقی و مالی شاه، خاندان پهلوی و کارگزارانش در مناطق مختلف کشور به گونه‌ای بود که تصور هرگونه مماشات یا بازگشت به شرایط سابق را نزد ایرانیان محکوم می‌کرد. مردم ایران به باور عینی و واقعی فساد رژیم پهلوی رسیده بودند و این باور به همراه شرایط دشواری که رژیم پهلوی برای مخالفان و مبارزان رژیم به وجود آورده بود، مردم را به این مهم رساند که دندان سلطنت در ایران بشدت کرم خورده است و امام خمینی(ره) این پوسیدگی را بخوبی متوجه شدند و به مردم نیز نشان دادند. بنابراین مردم دریافتند که این دندان کرم خورده را فقط با نیروهای روحانیت و مرجعیت باید کند و دور انداخت.

شاه رهبر مخفی انقلاب بود

لطف‌الله میثمی
مدیر مسئول مجله چشم اندازایران
استبداد و فساد، دقیقاً جزو مواردی هستند که می‌توان آنان را دلایلی برای وقوع انقلاب دانست. استبداد و خودکامگی به مرور زمان در محمد رضا پهلوی نهادینه شده بود. او که در اوایل حکومت از پیشنهادها و نظریات مردان سیاسی کشور استقبال و به مرحله عمل می‌گذاشت، در سال‌های آخر حکومت اجازه صحبت و اظهار نظر را به مردان حکومتی، وزیران و نمایندگان مجلس نمی داد. کار به جایی رسیده بود که نظرات امیر عباس هویدا و اسدالله علم را هم نمی‌پذیرفت و اجازه صحبت به این دو نمی‌داد. او در سال 1335 برای محدود کردن هر نوع اقدام علیه حکومت، سازمانی را به وجود آورد که حاصلی جز جنایت، شکنجه و خفقان نبود.تأسیس ساواک یکی از ارکان استبداد بود. به قول مرحوم مهندس مهدی بازرگان، شاه رهبر مخفی انقلاب بود. شاه از طریق ساواک و ضد اطلاعات ارتش آن قدر به مردم فشار آورد که ناخواسته همه مردم را با هم متحد کرد.
او خود در روزهای آخر سلطنت اعتراف کرد که از این به بعد به دستگاه‌های امنیتی اجازه شکنجه نمی‌دهیم، از این به بعد به قانون اساسی وفادار می‌مانیم و استبداد را کنار می‌گذاریم.شکنجه خود بدترین نوع استبداد است.شکنجه ترس می‌آورد، فکر آدم را مخفی می‌کند.
فساد در دستگاه حکومتی یک فساد سیستماتیک بود. بسیاری از موارد فساد سیاسی، اقتصادی و نظایر اینها در سال 1356 افشا شد. بنده چون در جریان صنعت نفت حضور داشتم می‌گویم که شخص شاه در روند امضای قراردادهای نفتی ذینفع بود. هر قرارداد نفتی که امضا می‌شد، در بدو امر مبلغ قابل توجهی به‌عنوان درصد می‌گرفت و موافقت می‌کرد که قرارداد امضا شود.
شاهزادگان، مردان سیاسی، درباریان و... اجازه داشتند از هر قراردادی اعم از نفتی و اقتصادی 30 درصد از کل قرارداد را به‌عنوان پورسانت دریافت کنند. این یک قانون نانوشته بود و از دربار تا لایه‌های میانی کشور یعنی صاحبان صنایع، تجار، پیمانکاران و مقاطعه کاران هم تسری پیدا کرده بود. طوری که هر کسی می‌خواست قراردادی را به امضا برساند، پای یکی ازشاهزادگان، درباریان و وزیران را به میان می‌آورد که قرارداد امضا شود. در پاره‌ای از اوقات دستگاه‌های نظارتی و امنیتی گزارشات فساد اقتصادی وسایر مفاسد را به اطلاع شخص شاه می‌رساندند و او در جریان تمام موارد بود اما گزارشی از برخورد وی ثبت نشده است.اشرف پهلوی شخص پرجرأتی بود. او رکن اصلی کودتای 28 مرداد 1332 و کسی بود که به شاه جرأت داد که پای خارجی‌ها را به کودتا وارد کند. همین شخص در تجارت بین‌المللی مواد مخدر و سایر مفاسد اقتصادی و... نقش فعالی داشت. او از رانت‌های خود در تمام زمینه‌ها استفاده می‌کرد و مافیایی از قدرت و ثروت بود.حکومت پهلوی جهت تبلیغات عمومی اصلی با نام از کجا آوردی را به تصویب نمایندگان مجلس رساند که ماهیت آن در ظاهر مبارزه با فساد اقتصادی بود. در همان روزهای اول و در دوره صدارت علی امینی چندین مفسد اقتصادی دستگیر و روانه زندان شدند و پس از چند روز به دستور مراجع قانونی آزاد شدند.








آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6715/14/457425/0