ایران در عصر نوین



رضا نصری
حقوقدان بین‌الملل و عضو مطالعات ژنو
دنیای امروز دیگر دنیای قدیم دولت‌-محور قرون گذشته نیست. دنیای امروز با دنیایی که در آن ائتلاف‌های استراتژیک و نظامی شکل می‌گرفت و دولت‌ها در چارچوب آن ائتلاف‌ها با هم تعامل یا رقابت می‌کردند بسیار فرق کرده است. دنیای امروز دنیای شبکه‌هاست. امروز شبکه‌ها - که بعضاً از بازیگران غیردولتی یا ترکیبی از دولت‌ها و بازیگران غیردولتی تشکیل شده‌اند - صحنه‌گردان «جامعه بین‌المللی» هستند.
در دنیای امروز، دیگر کم‌تر از توانمندی‌های کلاسیک «دولت‌ها» صحبت می‌شود. امروز شبکه‌‌‌های تروریستی، شبکه‌های قاچاق مواد مخدر، شبکه‌های قاچاق انسان، شبکه‌های پولشویی، شبکه‌های سایبری و غیره از یک سو جولان می‌دهند و از سوی دیگر شبکه‌هایی با توانمندی‌های منطبق با آنها در مقابل‌شان ایستادگی می‌کنند. در دنیای امروز، شهردار یک شهر کوچک، برای حل مشکل محیط زیست یا تأمین یک مطالبه بومی، مجبور است در صحنه «جهانی» بازی کند، در یک شبکه فرامرزی مربوط به مشکل خود ورود پیدا کند و در آن چارچوب برای شهر خود راه‌حل جست‌وجو کند. امروز حتی حوزه نظامی هم بیش از هر چیز متأثر از شبکه‌های نامرئی و مجازی‌ای است که قادرند با حملات سایبری خود چارچوب‌های امنیتی برخی کشورها را در هم بکوبند. در عصر فعلی، یک شبکه‌ تروریستی مانند داعش می‌تواند از اقصی نقاط جهان - از حومه شهر پاریس گرفته تا دورترین نقاط پاکستان - افراد مستقل (جدا از ملیت و زبان و سن و جنیست) را بسیج کند و برای مقاصد خود به‌کار گیرد. امروز حتی مقوله «متحد» و «رقیب» هم تحت تأثیر این فضا متحول شده است. چه بسا دیده‌ایم در دنیای امروز، یک دولت در چارچوب یک «شبکه» با دولت دیگری همکاری می‌کند و در چارچوب یک «شبکه» دیگر - با موضوعی دیگر - بشدت با همان دولت رقابت و دشمنی می‌ورزد. در عصر کنونی، این شبکه‌ها و بازیگران نامرئی هستند که حتی در تدوین و طراحی معاهدات بین‌المللی و قراردادهای دولت‌ها - و در نتیجه در تعیین روابط حقوق بین کشورها - ایفای نقش می‌کنند.
در نتیجه، باید پذیرفت که با فضای جدیدی روبه‌رو شده‌ایم؛ اما بازی در این فضا ملزومات خاص خود را دارد. دیگر نمی‌شود با اتکای صرف به مؤلفه‌های کلاسیک و سنتی «قدرت» - مانند قدرت نظامی یا اقتصادی - در صحنه بین‌المللی امروز تأثیرگذار بود. ورود به این صحنه مستلزم پرورش برخی مؤلفه‌ها، برخی استعدادهای جدید و نوعی هوشمندی است که کوچک‌ترین کشورها هم قادر به دستیابی به آن هستند.
یکی از آن مؤلفه‌ها، مؤلفه «اعتبار» است. در واقع، در فضای امروز، دولتی قادر به شبکه‌سازی و همکاری در قالب سایر شبکه‌‌ها خواهد بود که قادر باشد «جلب اعتماد» کند و دیگران را از پایبندی خود به تعهداتش مطمئن سازد. مؤلفه دیگر، قابلیتِ «همراهی با منافع مشترک انسانی» یا «ایجاد یک دینامیسم بُرد-بُرد» برای دهکده جهانی است که امروز اجزای آن به صورت فزاینده‌ای به هم پیوسته و وابسته شده‌اند. وقتی دولت ترامپ از معاهده محیط‌ زیستی پاریس خارج شد، بیش از ۳۰ شهردار امریکایی، چندین فرمانده ایالتی، بالغ بر 100 مدیرعامل شرکت‌های غول فرامرزی و بسیاری از صاحبان صنایع این کشور مشغول به طراحی و ساختن «شبکه‌ای» شدند که ضمن اعلام موجودیت، اعلام کرد که در راستای اجرای تعهدات فسخ شده امریکا - با وجود موضع دولت ترامپ - اقدام و فعالیت خواهند کرد!
در نتیجه، در فضایی که ایجاد شده، نباید آینده ایران و سرنوشت توافق هسته‌ای را صرفاً با معیارهای قدیمی و شاخص‌های کهنه پیش‌بینی کرد. حقیقت این است که در فضای کنونی می‌توان با اطمینان اعلام کرد که «ایران» از امریکایی که ترامپ در این 15 ماه زمامداری خود ساخته‌ به مراتب جلوتر بوده و بهتر بازی کرده است! در واقع، دولت ترامپ - به صرفِ مواضعی که در مقابل ایران و برجام اتخاذ کرده است - از یک سو بشدت به «اعتبار» ایالات متحده لطمه‌ وارد کرده است و از سوی دیگر باعث شده دولت‌ها و بازیگران غیردولتی مختلف مشغول ساختن و طراحی شبکه‌هایی شوند که در میان‌مدت قادر خواهند بود سیستم‌های مالی و بانکی و امنیتی وابسته به امریکا را «دور بزنند»، انحصار 50 ساله امریکا را در این حوزه‌ها بشکنند ‌و از منافع مشترکی که برجام برای جامعه جهانی ایجاد کرده محافظت کنند.
 در واقع، می‌توان با اطمینان اعلام کرد که «برجام» - خواسته یا ناخواسته - شبکه‌ای از صدها دولت و هزاران «منافع خصوصی» ایجاد کرده است که رویارویی و مقابله با آن به هیچ عنوان در میان‌مدت و بلندمدت به نفع ایالات متحده نخواهد بود. به عبارت دیگر، مواضع غیرموجه و نامعقول ترامپ در مورد برجام، هم اعتبار و هم قابلیت امریکا در همراهی با منافع مشترک انسانی را زیر سؤال برده است.
در نتیجه، لازم است با تحولات و اتفاقات پیش‌رو - از جمله تصمیم آتی ترامپ در مورد تداوم برجام - از این زاویه نیز نگاه کنیم. باید بدانیم در فضای امروز، هم ماندنِ تحمیلی ترامپ در توافق هسته‌ای به نفع ایران خواهد بود و هم خروج غیرموجه او می‌تواند در میان‌مدت دستاوردهای راهبردی مهم و اساسی برای ایران در پی داشته باشد. در واقع، باید به این حقیقت واقف شد که رابطه ایران و جهان - در دنیای شبکه‌ها - به پیش و بعد از برجام تقسیم شده است و امریکا نیز ناچار است در نهایت با این حقیقت سر کند. اما آگاهی به فضای جدید به این معنا نیست که باید منفعلانه انتظار کشید تا بازیگران متنوع و مختلف صحنه بین‌المللی خود به تشکیل شبکه و تلاش برای حفظ دستاوردها مبادرت کنند. ایران نیز باید با آگاهی به ملزومات این فضا، نظام تصمیم‌گیری کشور را در همه زمینه‌ها به حقایق روز تطبیق دهد و با علم به دینامیسم جدید بین‌المللی، در راستای منافع خود سیاستگذاری کند.


آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6743/41/460222/1
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر