نسخه Pdf


میزگرد «ایران» با حضور کارشناسان برجسته حوزه آب

بحران‌های اجتماعی و سیاسی از خشکسالی«آب» می‌خورند




عطیه لباف
روزنامه نگار
میزان نزولات جوی ایران در 50 سال اخیر افت چشمگیری داشته است. به‌طوری که   میزان بارش برف و باران در سال‌جاری آبی نزدیک به 50 درصد کمتر از دهه 1340 است. این موضوع را بدون بررسی آمار و ارقام شرکت مدیریت منابع آب هم می‌توان از زبان جوانان آن دوره شنید. اینکه زمستان‌هایشان سفیدپوش بوده و بهار و پاییزشان بارانی. اما اکنون به‌هر دلیلی اعم از تغییرات اقلیمی و یا مدیریت بحران زا شرایط فرق کرده است. چه باید کرد؟ آیا باید به راهمان ادامه بدهیم و مدام از سخت بودن شرایط آبی کشور گله کنیم؟ در این باره سراغ 3 نفر از کارشناسان برجسته حوزه آب کشور رفتیم. کسانی که سال‌هاست در این حوزه فعالیت و تحقیق کرده‌اند. «رضا مکنون» عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی امیرکبیر که از استادان گروه آب و محیط‌زیست این دانشگاه است و دکترای مهندسی منابع آب خود را سال 1356 از دانشگاه واشنگتن امریکا اخذ کرده است؛ «حسین صدقی» که در فرانسه تحصیل و به‌عنوان نخستین فرد ایرانی، دکترای تخصصی (PH.D) در رشته هیدرولوژی دارد و «هدایت فهمی» کارشناس منابع آب وزارت نیرو که در برنامه‌ریزی‌های آبی کشور نقش دارد. در میزگرد «ایران» هر 3 کارشناس بر سر اینکه دیگر زمان شرح مسأله نیست و باید اقدام کرد، اتفاق نظر داشتند و راهکارهایی ارائه دادند که اگر اجرایی شود، کشور با شرایط موجود هماهنگ خواهد شد. البته بزرگترین شرط آن همراهی مردم است. چراکه مردم ذی نفعان اصلی بخش آب هستند و در این زمینه از دست دولت به تنهایی کاری ساخته نیست.

   علت اصلی بحران آب ایران چیست و از چه زمانی شروع شده است؟
صدقی: 50 سال قبل جمعیت ایران حدود 20 تا
 30 میلیون نفر بود. اما این رقم به مرور افزایش یافت و در برخی از مقاطع زمانی همراه با تحولات اجتماعی شاهد جهش و رشد فزاینده جمعیت بودیم. به طوری که با وجود تداوم مرگ و میر در تمام این سال‌ها، امروز حدود 80 میلیون نفر جمعیت داریم. یعنی 50 میلیون نفر بیشتر از جمعیت دهه 30. اگر فقط مبحث تقاضای این جمعیت برای آب در نظر بگیریم، علت اصلی کم آبی و خشکسالی کنونی ایران نمایان می‌شود. چراکه رشد تقاضای آب یک شاخص خطی نیست تا با افزایش جمعیت به همان نسبت بیشتر شود؛ بلکه یک رابطه تصاعدی دارد و توسعه شهرنشینی، کشاورزی، صنعت و موارد دیگری را رقم می‌زند.
اکنون ملاحظه می‌کنیم که حتی با افزایش مهاجرت‌ها به قاره اروپا به عنوان یک قاره پرآب و سبز، یکی از دغدغه‌های مقامات کشورهای اروپایی تأمین آب بهداشتی و آب مورد نیاز برای تولید مواد غذایی جمعیت اضافه شده است. حال در نظر بگیرید ایران که در منطقه مناسبی برای تأمین آب قرار نگرفته و با محدودیت شدید منابع مواجه است، چگونه توانسته آب مورد نیاز 50 میلیون جمعیت اضافه شده طی دهه‌های اخیر را تأمین کند. شما میزان منابع آبی کشورهایی نظیر روسیه و ترکیه را با کشورمان مقایسه کنید. الان گفته می‌شود که ترک‌ها در حال ساخت سدی هستند که 30 الی 40 میلیارد مترمکعب ظرفیت ذخیره‌سازی آب دارد. اما میزان ظرفیت در نظر گرفته شده برای یک سد ترکیه معادل نصف منابع آب سطحی کشور ماست و تقریباً هیچ کدام از سدهای ما بیشتر از 3 میلیارد مترمکعب نمی‌تواند ذخیره کند. حجم آب‌های زیرزمینی هم که نتیجه بارش‌ها و نزولات جوی است، بسیار محدود است. در گذشته جمعیت کشور هم محدود بود. ما برای تأمین آب مصرفی از قنات‌ها که همان مازاد آب‌های زیرزمینی بود، استفاده می‌کردیم و مشکلی از نظر منابع آبی وجود نداشت. اکنون شرایط فرق دارد؛ به طوری که ما به منابع تجدیدناپذیر آب‌های زیرزمینی هم دست‌اندازی کرده‌ایم. چراکه منابع آبی کشور افزایش نیافته و تنها اتفاقی که افتاده، تکنولوژی‌های حفاری برای رسیدن به آب‌های عمیق پیشرفت کرده و سدسازی مد شده است. بنابراین مهم‌ترین علت مشکل بحران آب کشور، محدودیت جغرافیایی و طبیعی منابع آب کشور و افزایش جمعیت و هجوم به این منابع محدود و در نتیجه کم شدن ذخایر است.
   آقای دکتر فهمی! آیا شما هم عقیده دارید که خشکسالی و تنش‌های آبی این روزهای ایران نشأت گرفته از برهم خوردن توازن میان منابع و مصارف آبی است؟
فهمی: آنچه اشاره شد، مهم‌ترین عوامل بود. اما به طور کلی 8 عامل در پیدایش بحران آب کشور نقش دارد. افزایش جمعیت و مصرف خارج از استانداردهای جهانی، بهره‌وری پایین آب در تمام بخش‌ها از جمله کشاورزی، تغییر اقلیم و بحث خشکسالی، ساختار معیوب اقتصاد آب، کیفیت نزولی منابع اندک آب و آلوده شدن آنها، ضعف مدیریت به هم پیوسته منابع و حکمرانی ناپایدار، عدم ایجاد سیستم‌های بهره‌برداری مناسب و پیوند زدن بحث اشتغال و امنیت غذایی با بخش کشاورزی و آب.
   منظورتان از نزول کیفیت آب چیست؟
فهمی: آلاینده‌ها اعم از پسماند و پساب‌ها که به منابع آبی وارد می‌شوند، کیفیت آب را تنزل می‌بخشد. در همین حال شوری و افت کیفیت آب هم مزید بر علت شده و منابع آب قابل استفاده را محدودتر کرده است. من معتقدم که آلوده شدن آب یکی از چالش‌های بزرگ کشور است و طی 5 سال آینده مهم‌ترین چالش کشور خواهد شد. درست مانند کوهی در زیر آب که فعلاً فقط قله آن نمایان است.
بنابراین از الان باید روی این موضوع تمرکز کنیم و هشدارهای لازم را به مردم بدهیم. هر مترمکعب آب آلوده پتانسیل این را دارد که بسته به غلظتش از 10 تا 40 مترمکعب آب سالم را آلوده کند.
اما نکته دیگر، عدم وجود طرح آمایش سرزمین است. هر کشوری از ابتدا برنامه‌ای برای توسعه داشته اما ایران با آزمون و خطا پیش رفته است. ما در برخی از صنایع حتی توانستیم صاحب سبک شویم و موفق عمل کنیم اما درخصوص طرح آمایش سرزمین نتوانستیم طرح را نهایی کنیم و به نتیجه مدونی برسیم. البته چندین بار کشور پیش و پس از انقلاب برای طراحی نقشه استقرار صنایع در پهنه سرزمینی خیز برداشت اما در عمل به شکل دیگری عمل کرد. به طوری که می‌بینیم بسیاری از صنایع آب بر و زمین‌های کشاورزی امروز در مناطق خشک مستقر شده‌اند. در کنار آن توسعه عمرانی نامتوازن نیز در کشور رخ داد. بویژه بعد از جنگ تحمیلی ایران و عراق توجه به توسعه سریع کشور جلب شد اما دستورالعمل مناسبی برای توسعه عمرانی پایدار وجود نداشت. بنابراین توجه ما به جای آنکه معطوف تمام ابعاد توسعه اعم از محیط زیست و منابع آب در دسترس باشد، صرفاً متوجه توسعه و رشد بود.
نکته آخر بی‌توجهی همه بخش‌ها به محیط زیست و حقابه آن است. درحالی که نخستین صدمه از بی‌توجهی به حقابه محیط زیست به خود بخش آب باز می‌گردد. اگرچه وزارت نیرو اعلام کرده که سهم حقابه محیط زیست 7/10 میلیارد مترمکعب در سال است اما باید در عمل این حق داده شود.
از این موضوع هم نمی‌توان چشمپوشی کرد که عدم مشارکت مردم و نگاه دولتی بودن تمام راه حل‌ها، برای کشور فاجعه آفریده است. به هر حال وقتی مشارکت مردمی وجود نداشته باشد، سوء‌مدیریت هم به وجود می‌آید. لذا ضعف مدیریتی در سیر تاریخ را نمی‌توان انکار کرد. ما الان به یک بحران سرزمینی گرفتار شده‌ایم که بحران آب تنها یکی از جنبه‌های آن است. ریزگرد، تخریب و فرسایش خاک، جنگل تراشی، بهره‌وری حداقلی آب از جمله مواردی هستند که باید آسیب‌شناسی شود و برای رفع آن راهکار ارائه دهیم. این بحران جدی است و پشت درها نخواهد ماند. بحران آبی و سرزمینی حتی به فروپاشی اجتماعی و سیاسی منجر خواهد شد. مسئولان باید بدانند که این سیاه‌نمایی نیست و دیگر زمان ذکر مصیبت هم نیست بلکه باید اقدام صورت گیرد.
   فکر می‌کنید که اگر طرح‌های توسعه پایدار و آمایش سرزمین از دهه 50 اجرایی می‌شد، امروز مشکل کم آبی و خشکسالی نداشتیم؟
مکنون: قطعاً در تمام این سال‌ها ما فراتر از بحران حرکت کردیم. به طوری که در گذشته اعلام می‌شد که سالانه حدود 400 میلیارد مترمکعب آب به ایران وارد می‌شود که تقریباً 270 میلیارد متر مکعب آن تبخیر می‌شود و فقط 130 میلیارد مترمکعب باقی می‌ماند. مشکل از آنجایی شروع شد که نخست، ما فکر کردیم تمام این 130 میلیارد مترمکعب را می‌توانیم استفاده کنیم و دوم آنکه به مرور حدود 15 تا 20 درصد از این میزان آب ورودی کاسته شد. به عبارت دیگر به جای 400 میلیارد مترمکعب آب اکنون نزدیک به 350 میلیارد مترمکعب از طرق مختلف وارد کشور می‌شود و جالب است که در همین حال افت آب باقیمانده بیش از 15 تا 20 درصد بوده است. به طوری که اکنون کمتر از 100 میلیارد مترمکعب آب در سال وارد سفره‌های زیرزمینی کشور می‌شود. علت آن هم تنها مربوط به کاهش بارش نیست؛ بلکه قسمت اعظم آن مربوط به مشکلاتی است که در حوضه‌های آبریز رخ داد، تغییر الگوهای مصرف، افزایش سطح زیرکشت و مشکلاتی از این دست که فراتر از  پراکندگی جمعیت است. برای مثال ارومیه به عنوان یکی از پرآب‌ترین حوضه آبی کشور که زمانی شاهد 380 میلیمتر در سال بارش نزولات جوی بود، از اولین مکان‌هایی است که دارد خشک می‌شود. دلیلش هم دخالت‌های بشری و بی‌توجهی به حقابه محیط زیست است.
ما در حال برداشت بیش از 85 درصد از منابع آب زیرزمینی هستیم. اما با بررسی‌های وزارت نیرو برای بهبود شرایط باید بیش از 40 درصد از این منابع را دست نزده برای محیط زیست باقی بگذاریم و این موضوع را به دستگاه‌های مربوطه نیز اعلام کرده است. بنابراین ما اکنون باید برای اولین قدم یک تغییر چشمگیر در برداشت آب‌های زیرزمینی ایجاد کنیم و برداشت‌ها را از 85 الی 90 میلیارد مترمکعب به 60 میلیارد مترمکعب برسانیم. این اتفاق یک دگرگونی عظیم در رفتار ما از تولید تا مصرف به همراه دارد. به این منظور باید رفتارهایی نظیر انتقال آب بین حوضه‌ای را اصلاح کنیم.
کارهای پرآب‌بر،  قاتل آب در ایران است. بخصوص در مناطقی که با کم آبی مواجه هستیم و باید آب را از یک حوضه به حوضه دیگر انتقال دهیم. الان وزارت نیرو قبول کرده که به هیچ عنوان آب را انتقال ندهد؛ مگر برای شرب. با وجود این باید 500 هزار هکتار زمینی را که در خوزستان تصویب کردیم که آب به آن برسانیم، بدهیم. چراکه آبی برای انتقال وجود ندارد و وضعیت امروز ایران فوق حاد و بسیار بحرانی‌تر از آن است که تصور می‌کنیم.
البته بیش از 50 سال است که طرح آمایش سرزمین به عنوان مبنای استراتژی توسعه ما در برنامه‌ها می‌آید اما هرگز به آن عمل نکرده‌ایم. به طوری که صنایع، پالایشگاه‌ها و مجتمع‌های پتروشیمی را در مناطقی نصب کرده‌ایم که آبی وجود ندارد. یا آنکه برای افزایش درآمدهای غیرنفتی توسعه کشاورزی را هدف قرار می‌دهیم. الان برنامه این است که صنایع آب‌بر را در حاشیه خلیج فارس و دریای عمان توسعه دهیم. اما عملاً طرح‌ها بویژه در پتروشیمی طور دیگری تعریف شده‌اند.
   فکر می‌کنید راهکار چیست؟
مکنون: یک تغییر بزرگ باید در نگاه ما نسبت به توسعه ایجاد شود. اول؛ کاهش برداشت از منابع آب زیرزمینی به میزان 25 تا 30 میلیارد مترمکعب طی 5 سال. این میزان برابر است با 150 برابر حجم آب سد کرج. بنابراین رقم قابل ملاحظه‌ای است که ما باید برای کاهش برداشت به این میزان صرفه‌جویی و منابع آبی خود را اصلاح کنیم. برای مثال مصارف آبی کنار دریا را با استفاده از دستگاه آب‌ شیرین‌کن تأمین کنیم. اما فقط برای مصارف نزدیک به دریا یا صنایعی که توان پرداخت هزینه آن را دارند. در غیر این صورت هزینه شیرین سازی آب شور دریا صرفه اقتصادی ندارد. دوم؛ به واردات آب مجازی توجه کنیم. به این معنا که برای توسعه کشاورزی زمین‌هایی در خارج از کشور و در کشورهای همجوار را مدنظر قرار دهیم و محصول را وارد کشور کنیم. کاری که انگلستان، اسرائیل و عربستان در قزاقستان انجام می‌دهند.
البته ایران هم این موضوع را قبول دارد و وزارت جهاد کشاورزی 2 تا 3 کشور را انتخاب کرده و در حال مطالعه برای توسعه کشاورزی در آن کشورهاست. امیدواریم که در آینده برخی از محصولات آب‌بر را در کشورهای دیگر پرورش دهیم تا ضمن خودکفایی، واردات آب مجازی انجام دهیم.
وقتی حجم آب رودخانه‌ای مانند کارون نصف می‌شود اما ورود آلاینده‌ها از شهرهایی نظیر اهواز همان میزان قبلی است بنابراین غلظت آلودگی آب رودخانه دو برابر می‌شود. لذا مجبوریم برای تأمین آب شرب مردم اهواز از بالادست کارون با هزینه‌های گزاف آب بیاوریم. در حالی که اهواز شهری است که همجوارش رودخانه قرار دارد.
تالاب‌های کشور نیز خشک و بستر ریزگرد شده‌اند. تالاب هورالعظیم و شادگان منبع جدید ریزگردند. هرچند که منشأ بخش اعظم این ریزگرد‌ها خارج از کشور است. بزودی ترکیه با سدی که در حال ساخت دارد، در بالادست آب را مهار می‌کند که شرایط بدتر می‌شود. اکولوژی مرز نمی‌شناسد. برای مثال زمانی صدام می‌خواست از طریق محدود کردن هورالعظیم به ایران فشار وارد کند و بعد ما خودمان برای استخراج نفت این تالاب را نابود کردیم. البته در دولت یازدهم تلاش شد تا 80 درصد از این تالاب احیا شود. در مورد تالاب شادگان هم که زمانی در اطراف آن عده‌ای زندگی می‌کردند و از شیر گاومیش‌های آن منطقه بخش قابل توجهی از لبنیات کشور تأمین می‌شد، الان شرایط خوب نیست.
ما مراتع کشور را با چرای دام از بین برده‌ایم و به مرگ آبخوان‌ها با برداشت بی‌رویه آب زیرزمینی دامن زده‌ایم. به طوری که اگر بارش نزولات جوی در یک سال مناسب هم باشد، دیگر خلل و فرج زمین برای ذخیره این آب از بین رفته و امکان نفوذ آب به زیر زمین وجود ندارد. به عبارت دیگر ما الگوی صحیح مصرف را رها و به تشدید خشکسالی کمک کرده‌ایم. لذا مهم‌ترین راهکار اصلاح الگوی مصرف و توسعه پایدار کشور با توجه به منابع آبی موجود و داشتن نگاهی فرامزی به منابع است. دیگر زمان شرح مسأله نیست. باید اقدامات جدی صورت گیرد و به نیازها پاسخ داده شود.
   اجرای طرح آمایش سرزمین چقدر در سازگاری کشور با محدودیت منابع آبی می‌تواند نقش داشته باشد؟
صدقی: تغییر الگوی مصرف نه تنها درخصوص آب شرب بلکه در تمام منابع ما را با مشکل مواجه کرده است. در آذرماه سال 1395 مجلس شورای اسلامی یک مصوبه منتشر کرده است که در آن بر لزوم تأمین 95 درصد از نیاز انواع محصولات کشاورزی، دامی و شیلات با بهره‌برداری بیشتر از منابع آب و خاک کشور تأکید شده است. در حالی که امکان آن وجود ندارد. از طرف دیگر ما سال‌هاست که طرح‌ها و برنامه‌های آمایش سرزمین داشته‌ایم اما هیچ گاه به آنها توجهی نشده است.
برای مثال حدود 40 تا 50 درصد از منابع آب کشور در بخش مرکزی زاگرس در جریان است و با رودخانه‌های کرخه، دز، مارون و کارون وارد منطقه مصرفی به نام جلگه و دشت خوزستان می‌شود. سال 1347 فرانسوی‌ها در این منطقه آمایش سرزمین انجام دادند و من هم که دانشجوی فرانسه بودم، در این طرح با آنها همراه شدم و سپس در سمت هیأت علمی دانشگاه اهواز، مطالعات آمایش سرزمین را در خوزستان انجام دادم. بنابراین سازمان برنامه کشور قبل از انقلاب برنامه آمایش سرزمین برای توزیع و بهره‌برداری منظم منابع آبی داشت، اما بعدها کنار گذاشته شد. حتی جنگ که تمام شد برنامه سازندگی مطرح و توسعه نیشکر و صنایع جانبی به اولویت این منطقه تبدیل شد.
لذا داشتن برنامه و طرح جامع آمایش سرزمین زمانی می‌تواند در بهبود شرایط مؤثر باشد که به آن عمل شود.
   آقای دکتر فهمی! شما در وزارت نیرو هستید و از برنامه‌های آبی کشور باخبرید. آیا در دولت دوازدهم تغییری در شرایط مدیریتی منابع آبی کشور ایجاد شده است؟
فهمی: بله. برای مثال اخیراً در هیأت وزیران کارگروهی با عنوان کارگروه سازگاری با کم آبی تشکیل شده که در آن وزیران نیرو، کشاورزی، صنعت، معدن و تجارت، کشور و رؤسای سازمان برنامه و بودجه و حفاظت محیط زیست عضویت دارند. وظیفه این کارگروه توزیع اصولی منابع میان مصرف کنندگان است. اینکه بخش‌های کشاورزی، خانگی و صنعت باید چقدر آب مصرف کنند تا بتوانیم بحران آبی را رد کنیم.
این کارگروه برای بخش کشاورزی الگوی کشت متناسب با هر منطقه تعریف خواهد کرد و تصمیمات این کارگروه حکم مصوبه هیأت وزیران را دارد. برای مثال بر اساس مصوبات این کارگروه کشت برنج به جز در مازندران  و گیلان در سایر استان‌ها ممنوع است.
همچنین این کارگروه مصوبات و سازوکارهایی را تعریف خواهد کرد که از نارضایتی‌های اجتماعی در استان‌ها بویژه در میان کشاورزان جلوگیری شود. ضمناً نظارت و ارزیابی میزان پیشرفت پروژه‌ها را کارگروه‌های استانی به عهده دارند و به این منظور 2 نماینده جدید به اعضای شورای حفاظت از منابع آب‌های زیرزمینی اضافه شده است. یکی از رئیس سازمان برنامه و بودجه استان‌ها و دیگری از رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت استان‌ها.
بر اساس مصوبات این کارگروه از این پس گونه‌های گیاهی کم آب‌بر در کلانشهرها کشت خواهد شد  و صدا و سیما نیز مسئول همراه سازی مردم در مدیریت منابع آب کشور است. به هر حال مدیریت منابع آب کشور موضوعی دولتی نیست و مردم از ذینفعان اصلی هستند. باید به آب نگاهی فرابخشی داشته باشیم و در این مسیر مشارکت مردم بسیار مهم است. کار باید به واسطه مردم انجام شود و دولت فقط تسهیل‌گر است. ما باید میزان مصرف آب‌های تجدیدپذیر کشور را از 80 درصد فعلی به کمتر از 60 درصد برسانیم. آن هم با روش‌هایی که امنیت غذایی کشور را تهدید نکند. به هر حال دیگر امکان مقابله با بحران وجود ندارد. باید با شرایط سازگار شویم. اقتصاد آب را اصلاح و توسعه را بر مبنای مشارکت و حکمرانی پایدار دنبال کنیم. دستگاه‌ها باید بپذیرند که مدیریت منابع آبی کشور کاری مشترک و در راستای منافع ملی است. وزارت نیروی دولت دوازدهم به دنبال این برنامه‌هاست.

آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6743/63/460255/1
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر