printlogo


از سید جمال‌الدین حسینی تا سید حسین فاطمی

نصرالله حدادي
پژوهشگر
و استاد دانشگاه

فردا زادروز خجسته‌ ام ابیها، انسیه حورا، حضرت فاطمه زهرا(س) است. با تبریک این روز و گرامیداشت سالگشت تولد امام راحل، دو مناسبت دیگر نیز با این روز بزرگ قرین گشته است: «سالروز تأسیس کانون‌های فرهنگی هنری مساجد سراسر کشور» و همچنین «روز بزرگداشت سید جمال‌الدین اسدآبادی» که ترجیح می‌دهم به تأسی از استاد و دوست عزیزم، جناب آقای صدر واثقی، نویسنده کتاب «سید جمال‌الدین حسینی، پایه‌گذار نهضت‌های اسلامی» او را بیشتر «حسینی» بدانم تا اسدآبادی یا اسعدآبادی، ایرانی یا افغانی و از آنجا که معتقدم، به مصداق: «ای برادر توهمه اندیشه‌ای / مابقی، تو استخوان ریشه‌ای،» ما با اندیشه و تفکر مرحوم سیدجمال کار داریم تا آنکه به‌ دنبال ملیت او بگردیم؛ هرچند از این مهم نیز نمی‌توان گذشت که مشاهیر تمامی کشورها و سرزمین‌ها، پشتوانه‌های سترگ فرهنگی هستند و مرحوم سیدجمال‌الدین، نیز یکی از «بیدارگران اقالیم قبله» است و برای رهایی از بند استبداد و فساد قجری، تاوان داد و سرانجام در دیار بیگانه از دنیا رفت و سال‌ها پس از درگذشت او، افغان‌ها، استخوان‌های او را به افغانستان بردند، تا سید جمال افغانی اسدآبادی را یکی از پشتوانه‌های مبارزه، علیه ظلم و زور، در دنیای اسلام و وابسته به این سرزمین اعلام دارند.
سه‌شنبه هفته آینده، 22 اسفند ماه، سالروز دستگیری مرحوم دکتر سید حسین فاطمی در سال 1332 است که سرانجام در نوزدهمین روز از آبان ماه سال 1333 در میدان تیر لشگر دو زرهی در برابر جوخه اعدام ایستاد و مردانه جان سپرد. وجه مشترک این دو سلاله سادات، مبارزه علیه استبداد بود، از قاجار ناصرالدین شاهی، تا پهلوی محمدرضا شاهی. اما هر دو براساس برداشت‌های خاص خود، چندان کامیاب نشدند. سیدجمال، پس از بلایی که بر سر او در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) آوردند و در کوچه و بازار «کشف عورت» شده، گردانده و به سرزمین عثمانی تبعیدش کردند. فکر می‌کرد دربار سلطان عثمانی، فرق اساسی با دربار شاه قجری دارد و با تحریک میرزا رضا کرمانی، ناصرالدین شاه را راهی گورستان کرد و خود به طرز مرموزی، در آن دیار رخت به دیار باقی کشید. مرحوم سید حسین فاطمی نیز چنین می‌اندیشید و هر که با فساد و استبداد پهلوی‌ها مخالف بود، مورد ستایش او قرار می‌گرفت. بخصوص اگر جهت‌گیری فکری‌اش در ظاهر امر، با او سازگار بود. او در روز 25 بهمن سال 1330 به هنگام سخنرانی بر سر مزار محمد مسعود، توسط نوجوانی با گلوله مضروب شد و درد و جراحت این ترور ناجوانمردانه را تا لحظه شهادت به همراه داشت. ضارب که هم‌اکنون در سن بالای هشتاد سالگی است و طی سال‌های گذشته روایت‌های ضد و نقیضی از سوی وی درباره این عمل بروز و ظهور یافته، خود بهتر از هر کسی می‌داند آنچه که در اسلام وجود ندارد، ترور است و مشی امام خمینی در تمام طول مبارزات ایشان تا سرنگونی نظام شاهنشاهی و پهلوی‌ها، نفی هرگونه حرکت مسلحانه علیه رژیم، از سوی هر دسته و گروه بود و هرگز به چیزی جز «اتحاد و وحدت» مردم علیه رژیم را باور نداشت و آنچه که بر حیات رژیم پایان داد، همین امر بود و بس و تمامی ترورها، از ترور ناصرالدین شاه گرفته تا ترورهای فداییان اسلام، مجاهدین خلق، گروه‌های مارکسیستی و قبل از این‌ها، کمیته مجازات، کوچکترین تأثیری در تاریخ مبارزات ملت ایران نداشت و تنها بهانه و دستاویزی برای تلف کردن مردم به دست رژیم می‌داد. امروز اگر بزرگترین قربانی ترور در دنیا هستیم، باید و حتماً ترور را به‌هر شکل علیه هر کس، بنابه هر دلیل، با هر مرام و ایدئولوژی و در هر جایگاه و مقام محکوم کنیم، تا این نطفه شوم در فرهنگ برخی افراد تندرو و دولت‌های جاه‌طلب جهانی، بخشکد و این ایمان و باور و یقین از سرزمین ما به تمامی جهانیان برسد که مردم ایران با ترور مخالفند و خود بزرگترین قربانی ترور در جهان هستی فعلی هستند. مرحوم دکتر حسین فاطمی، بر سر مزار مردی مشغول سخنرانی بود که مغزش را متلاشی کردند تا «نعل وارونه‌»ای باشد از سوی توده‌ای‌ها، آن هم تا سال‌های سال و محمد مسعود بشود: «قهرمان ملی!» درست است که ناصرالدین شاه مستبد و فاسد بود، اما با کشته شدن او، ملت به بلایی بدتر دچار شد. چاره کار، آگاهی مردم بود که اجازه نمی‌داد تا فاسدان و مستبدان بر آنها حاکم شوند. خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد، مگر آنکه خود بخواهند. دکتر حسین فاطمی نیز با سرمقاله‌ها و نوشته‌های خود و همچنین نطق پس از فرار شاه در میدان بهارستان، بعضاً کار و حجت را برای کودتاچیان تمام کرد. بی‌تدبیری و پراکندن سخنان بی‌مغز و محتوا در دولت سابق در مجامع جهانی را به یاد دارید که با ما چه کرد و تدبیر و درایت ظریف و لطیف «محمد جواد ظریف» عزیز و نازنین را با آن کارهای نابخردانه مقایسه کنید، تا دریابید: رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود/ رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.

آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6736/24/460802/0