وقایع نگاری لیلی گلستان از چهل سال رویدادهای فرهنگی و اجتماعی ایران در تازه‌ترین کتابش

از احمد محمود تا عباس کیارستمی




حسن همایون
خبرنگار
لیلی گلستان، چهل سال یادداشت‌های منتشر شده‌اش در روزنامه‌ها ورسانه‌ها متعدد را گزینش کرده و در کتاب «آن‌چنان که بودیم» تدوین و در نشر حرفه هنرمند منتشر کرده است. او به پرسش‌هایم درباره این اثر توضیح داد. کتابی که وقایع نگاری چهل سال گذشته در حوزه فرهنگ و هنر است. این اثر امروز ساعت شش در شهر کتاب دانشگاه رونمایی می‌شود. لیلی گلستان میزبان دوستدارانش است و علی شروقی و فؤاد نظیری هم از این کتاب خواهند گفت.
در نخستین نوشته مطبوعاتی‌تان خطاب به اوریانا فالاچی جوابیه‌ای نوشتید، در حالی که فالاچی برای گفت‌وگو با محمدرضا شاه به ایران آمده بود، آن جوابیه تبعاتی امنیتی برای شما نداشت؟
اوریانا فالاچی برای مصاحبه با شاه به ایران آمد. پیش از مصاحبه یک نشست مطبوعاتی تشکیل داد، در ابتدای کار یک لنگه کفشش را در آورد و زد روی میز و گفت این حواله سر مترجم و ناشری که بدون دادن کپی رایت به ما، کتابم را چاپ کردند. من هم در کیهان آن روز در چند خط مختصر نوشتم که شما به ویتنام رفتید برای اینکه مردم دنیا را متوجه جنگ و زشتی‌هایش کنید یا قصد شما از این کار مال اندوزی بوده است. فردا که می‌رود پیش شاه به شاه می‌گوید، این چه مملکتی است که کتاب من را بی‌دادن حق من چاپ می‌کنند. شاه هم با لبخند می‌گوید شما چه خبرنگاری هستید که نمی‌دانید ما جزو کپی رایت نیستیم!
کتاب در برگیرنده گزیده یادداشت‌های شما درباره رویداد‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی و همچنین درباره فعالیت‌ها و ترجمه‌های شماست، ملاک‌های‌تان برای برگزیدن یادداشت‌ها چه بود؟!
ملاکم برای گزینش تأثیر‌گذار بودن نوشته‌هایم بود.یادداشت‌ها و مصاحبه‌ها شاید ده برابرچیزی است که در کتاب می‌بینید.ناشر به من گفت که علاقه‌مندیم گزیده‌ای ازیادداشت‌ها و مصاحبه‌های‌تان را چاپ کنیم و پرسید آیا آنها را جمع‌آوری کرده‌اید و دارید؟ من هم گفتم، یک کیسه زباله برداشتم و هر آن‌چه نوشته بودم در مطبوعات و هر آن‌چه که درباره من و کتاب‌هایم در مطبوعات نوشته شده بود را در این کیسه می‌انداختم. در نهایت پنج کیسه پر از بریده روزنامه و مجله شد. ناشر گفت از میان آنها گزینش کن که کردم و گزینش‌های من را ناشر انتخاب مجدد کرد و شد این کتاب که می‌بینید.
شماری از یادداشت‌های این کتاب برای شما عزیز‌ترند، آن یادداشت‌ها کدام است و چرا این‌ها را بیش‌تر دوست دارید؟
در چند شماره مجله هفت سلسله یادداشت‌هایی نوشتم با عنوان «الو الو این جا تهران» که خیلی کارش گرفت و از آنها استقبال شد. در مورد اتفاقات روزمره و حیرت انگیز شهر تهران بود!یا یادداشتم در سوگ بهمن جلالی دوست نازنینم که هر وقت باز خوانی‌اش می‌کنم گریه‌ام می‌گیرد. یا مطلبی در مورد احمد محمود با عنوان «سیگار کشیده اید؟» احمد محمودی که چندین هفته پیاپی به خانه‌اش می‌رفتم تا با او مصاحبه کنم و کلی با او دوست شده بودم؛ نویسنده محبوب من. نوشته‌ای در مورد پدرم در مجله نگاه نو، که خیلی‌ها به من خرده گرفتند اما خودش گفت از همه راست‌تر مال تو بود. یادداشت در سوگ عباس کیارستمی یا علی حاتمی، دوستان سالیان سال‌ام که از دست دادن‌شان آواری برسرم بود. همچنین نوشته‌ای در مورد زندگی با نعمت حقیقی در مجله فیلم با عنوان «یک اپیزود از صدها اپیزود یک زندگی» که خیلی زیاد مورد استقبال خواننده‌ها قرار گرفت. دیگر اینکه نوشته ‌ای برای بهاریه آخر سال 1388 به‌نام «آخر بهار» که در روزنامه بهار منتشر شد. این یادداشت‌ها را خیلی دوست داشتم. حالا که این کاغذ‌های بریده تبدیل به کتاب شده و در کنار هم قرار گرفته‌اند برایم معنای دیگری پیدا کرده است. تاریخچه‌ای شده از این چهل سال بیشتر در باب فرهنگ و هنر و اجتماعی که در آن زندگی می‌کنیم با تمام خوبی‌ها و بدی‌ها و کاستی‌ها. با تمام آدم‌های بزرگی که دارد و داشته است. وقتی این‌ها را پشت سر هم می‌خوانیم انگار رمان چهل سال زندگی‌مان را می‌خوانیم. همین.

آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6824/24/473738/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه