محمود دولت‌آبادی 78 ساله شد

یک عمر زخم و داستانِ باشکوه




محسن بوالحسنی
خبرنگار
«دولت‎آبادی بی‎شک یکی از بزرگ‎ترین رمان‎نویسان ایران معاصر است. او برخلاف اونوره دوبالزاک، پنجاه هزار فنجان قهوه ننوشید تا طی بیست سال و به بهای زندگی‎اش، بزرگ‎ترین شاهکار ادبی قرن نوزدهم، یعنی کمدی انسانی را خلق کند. دولت آبادی امّا موفق شد در عرض پانزده سال و با گذر از نشیب و فرازهای بسیار، یکی از جذاب‎ترین و بزرگ‎ترین حماسه‎های روستایی ایران مدرن را بیافریند؛ کلیدر را. دولت آبادی اهل خراسان است، زادگاه پرآوازۀ حکمت و ادب ایران. او، هم بزرگی این سرزمین را در خود متبلور ساخته است، هم زخم‏‎های آن را.» این کلمات بخشی از سخنان مرحوم داریوش شایگان در پاسداشت جایگاه محمود دولت آبادی است در مراسم اعطای نشان شوالیه هنر و ادب وزارت فرهنگ فرانسه به خالق «کلیدر». امروز تولد اوست. تولد مردی که گاه ‌از فرط قلم‌به‌دست گرفتن‌های دیروز و امروز دست‌بندی به دست می‌بندد تا التیام دردها و عرق‌ریزی‌هایی باشد که از کلمات می‌کشد. دولت‌آبادی یا همان دولت اهل ادبیات‌ امروز پا به 78 سالگی می‌گذارد. او نه تنها به خاطر نوشتن آثار سترگی همچون «کلیدر»، «جای خالی سلوچ»، «زوال کلنل»، «طریق بسمل شدن» و... بلکه به یمن یک عمر حضور و زیست مستمر و مثمرثمرش چهره‌ایست قابل تحسین و تقدیر و برای نسل امروز موهبتی که او در ایران، در تهران خانه‌ای دارد. چرا که خود معتقد است «ما نیز مردمی هستیم». سرسلامتی و آرزوی عمر و عزت بیش از همیشه برای او و دستانش که بوی کلمه‌های تازه دارد.


او در جایگاه درست تاریخی‌اش ایستاده است

مجید قیصری
داستان‌نویس
ادبیات داستانی امروز ما قصه‌گو نیست و اتفاقاً این همه حلقه‌ مفقوده‌ای است که داستان ما از آن بی‌بهره شده و شاید همین موضوع جذابیت را از داستان‌های امروزی گرفته است. محمود دولت‌آبادی اما از نسل قصه‌گوهای شیرین می‌آید و خود او یکی از بهترین قصه‌گوهایی است که تاریخ ادبیات معاصر ما می‌شناسند. این قصه‌گویی میراثی بود که دولت‌آبادی خوشبختانه در زمان حیاتش برای ما باقی گذاشته و امکان هم‌نفسی و کسب‌ تجربه نیز از این مسیر ممکن و مهیاست. درباره داستان‌نویسی و فنون و سبک و شرایط آنچه دولت‌آبادی در طی این سالیان دراز به آن دست یافت و تجربه کرد بسیاربسیار می‌توان حرف زد و نوشت؛ اما در این مجال ترجیح می‌دهم به چیزی جز این‌ها اشاره کنم و آن زیست آقای داستا‌‌ن‌نویس است. محمود دولت‌آبادی بجد در طول این سال‌ها همیشه در جایگاه درست تاریخ ایستاده و هرگز نسبت به مردم سرزمینی که در آن زندگی می‌کند بی‌اعتنا نبوده است. او بدرستی از فرهنگ و زبان و ادبیات استفاده کرد تا آگاهی‌رسانی کند و رسالت یک هنرمند مردمی بودن خود را تا آنجا که ممکن است به‌جای بیاورد. برای من جالب است که برخی به او و هنرمندانی دیگر همچون او انتقاد می‌کنند که‌ شأن یک هنرمند فراتر از آن است که در مسائل اجتماعی، سیاسی و... ورود کنند. من سؤال می‌پرسم چطور ممکن است هر سلبریتی در هر رده و دسته‌ای درباره همه چیز حرف بزند و اظهارنظر کند اما کسی همچون دولت‌آبادی که جایگاهی بزرگ و درخور دارد و مردم به او توجه می‌کنند به مسائل کشورش بی‌اعتنا باشد. پس همان‌طور که گفتم به همین دلیل دولت در جایگاه درست تاریخی خود ایستاده است و‌شأن او نه تنها کم نشده، بلکه پربارتر و قابل احترام‌تر شده است. او در کارش نیز طی این سال‌ها جهان‌بینی خاص خودش را دارد و این جهان‌بینی برآمده از یک باور فکری و اعتقادی یکپارچه است. از همه این‌ها گذشته حتی اگر بشود به برخی کارهای او چه سلیقه‌ای چه فنی نقدهایی وارد کرد و درباره‌شان به شرح و جزئی حرف زد اما نکته مهم اینجاست که او در تمام سال‌ها برخلاف بسیاری دیگر از همقطارانش که در سن 50-60 سالگی بازنشسته شدند، همچنان می‌نویسد. این حضور مغتنم چیز کمی نیست. باید دست و دیده او را به گرمی بوسید و از او تشکر کرد. امید که همچنان باشد و در کنار ما به عزت و سربلندی و سلامت نفس بکشد.

آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6841/24/476472/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر