برای هشتاد و شش سالگی رومن پولانسکی


آرش سنجابی
فیلمساز و کارگردان تئاتر
فیلمی دارد به‌نام «مستأجر»؛ اثری روانشناسانه و قدرتمند که هزار و نهصد و هفتاد و شش می‌سازد و خودش هم نقش اصلی‌اش را بازی می‌کند. قصه مربوط است به اضمحلال یک طبقه مهاجر. مهاجرت به مثابه کنده شدن. در فیلم، مردی لهستانی-همچون خود رومن پولانسکی- در ساختمانی سکونت دارد که همه ساکنانش فرانسوی هستند. بواسطه رنجی که به او وارد می‌کنند کارش در مدتی کوتاه به جنون می‌کشد و درنهایت نیز خودکشی می‌کند. صحنه خودکشی‌اش هرگز مابه ازای دیگری در سینما ندارد. جایی که ابتدا خودش را از بلندای ساختمان به بیرون پرتاب می‌کند و آسیب جدی می‌بیند، اما از نو بلند می‌شود و تن آسیب خورده‌اش را از پله‌ها بالا می‌کشد و یک‌بار دیگر صحنه سقوط را اجرا می‌کند. تکرار سقوط، امری فلسفی‌ست. پولانسکی همیشه در درون فیلم‌هایش زیسته و این فیلم مهم‌ترین تصویر برای این ادعاست. در ابتدای فیلم مستأجر، بیننده چند عکس را می‌بیند. فیلم که تمام می‌شود باز هم همان عکس‌ها را در تیتراژ آخر فیلم می‌بینیم، اما این بار تمام آن عکس‌ها برای ما معنای دیگری گرفتند. هوشمندانه است و درخشان. این دگرمعنایی مهم‌ترین اتفاق در سینمای پولانسکی است. مستأجر را توی سال‌هایی می‌سازد که بواسطه پرونده جنجالی سامانتا گایمر از امریکا گریخته و ساکن فرانسه شده است. چند روز مانده به فیلمبرداری، می‌رود توی یک کافه و با ریش بلند و چهره‌ای سرد عکسی به یادگار می‌اندازد و در اختیار رسانه‌ها می‌گذارد و می‌گوید این من هستم: رومن پولانسکی. انزجار هم فیلم مهمی‌ است توی کارنامه‌اش. فیلم مهجوری است اما در ردیف همان کارهایی است که می‌توان زندگی درونی پولانسکی را در آن جست. داستان دختری  است که ورای روزمره ساکن‌اش، در درون، زندگی جعلی خودساخته‌ پُرآزاری دارد. دختر در مسیر تکراری هر روزه چند کارگر ساختمانی را می‌بیند، حتی یک نیم نگاه کوتاه هم به آنها نمی‌کند و آنها هم انگار دختر را نمی‌بینند، اما در خواب‌های دختر، پیوسته به او آسیب می‌زنند. همین عکس، درست‌ترین تصویر از زندگی پولانسکی‌ است. از یک سو نابغه‌ای است تمام عیار که تک تک فیلم‌هایش را می‌توان عکس به عکس ستایش کرد و از سویی دیگر، خود حقیقی‌اش همیشه در کابوس‌هایش زندگی کرده است. کابوس چهل و خرده‌ای سال متواری بودن. کابوس مرگ همسرش شارون تیت و انبوهی کابوس دیگر. بی‌هیچ چون و چرایی دوستش دارم و حالا او هشتاد و شش ساله است.
 





آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6856/24/478972/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر