بعضی هامثل ماشین مسابقه هستند



«لایتنینگ مک کوئین» ماشین مسابقه تازه کاری است که تنها هدفش برنده شدن است. او برای برنده شدن حاضر است همه چیز، حتی اخلاق را زیر پا بگذارد. یک روز بعد از اینکه چند بار پشت سرهم برنده می‌شود، رقیبش «چیک هیکس» از او می‌بَرَد و این کار باعث عصبانیت مک کوئین می‌شود. مک کوئین تصمیم می‌گیرد تلافی کند اما به خاطر جابه‌جایی در مسیر، به‌طور غافلگیرکننده‌ای وارد یک شهر قدیمی به نام «رادیاتور اسپرینگ» می‌شود. گروهبان آن منطقه به دلیل سرعت بالا او را دستگیر می‌کند و رئیس دادگاه برای مجازات مک کوئین به او دستور می‌دهد جاده اصلی را تعمیر کند. مک کوئین سعی می‌کند توضیح بدهد که او اشتباهی به این شهر وارد شده و باید برای مسابقه آماده شود اما رئیس دادگاه و گروهبان و بقیه ساکنان شهر چون به هیچ وسیله ارتباطی دسترسی ندارند و او را نمی‌شناسند، حرفش را باور نمی‌کنند.
این، شروع داستان انیمیشن «ماشین‌ها» است که قسمت اول آن در سال 2006 یعنی 12 سال پیش توسط شرکت والت دیزنی پیکسار ساخته شده و درسال‌های بعد، قسمت‌های بعدی آن را ساخته‌اند. این انیمیشن داستان ماشین مسابقه‌ای را روایت می‌کند که در زندگی حرفه‌ای و شخصی خودش با اتفاقات زیادی مواجه می‌شود.  
داستان ماشین‌های 3 یا قسمت سوم داستان ماشین‌ها به جایی از زندگی لایتنینگ مک کوئین می‌رسد که او دیگر آن ماشین جوان و سرحال نیست. روزی به همراه رفقای قدیمی در حال مسابقه است که یک ماشین مسابقه بنفش ناشناخته به نام «جکسون استورم» از نسل جدیدی از ماشین‌های مسابقه از راه می‌رسد و از آنها جلو می‌زند. آنجاست که ماشین‌های مسابقه قدیمی می‌فهمند که دیگر دوره‌شان تمام شده و در برابر این ماشین‌های پیشرفته و مدرن ناچار به بازنشستگی هستند. در واقع در قسمت سوم، سازندگان تصمیم گرفتند تا به برهه‌ تازه‌ای از زندگی شخصی و حرفه‌ای لایتنینگ مک‌کوئین بپردازند و روزهای پایانی مسابقه‌هایش را در پیست و تأثیری که این اتفاق روی روح و روانش می‌گذارد بررسی کنند.
شما فیلمی احساسی را می‌بینید که درباره ماشین‌های سخنگوست و حتی فراموش می‌کنید که شخصیت‌های فیلم، ماشین هستند و نه انسان.
ماجرایی که در قسمت سوم ماشین‌ها برای مک کوئین یا همان شخصیت ماشین مسابقه داستان روی می‌دهد، اتفاقی است که در زندگی همه آدم‌ها می‌افتد. همه دوران کودکی و نوجوانی و جوانی را تجربه می‌کنیم و بعدش هم به پیری می‌رسیم. می‌دانیم که وقتی پیر شدیم، نمی‌توانیم خیلی کارهایی را که در نوجوانی و جوانی انجام می‌دادیم، انجام دهیم. ممکن است قهرمان مسابقات دو یا فوتبالیست بوده باشیم، خلبان هواپیمای جنگی یا ناخدای کشتی، اما در زمان پیری ناچاریم بازنشسته شویم. ممکن است به خاطرات گذشته‌مان فکر کنیم و افسوس بخوریم که دیگر نمی‌توانیم آن کارها را انجام دهیم اما توی دل‌مان هم خوشحالیم که کارهای مهم و جالبی را در جوانی انجام داده‌ایم. می‌توانید از آدم‌های پیر در این باره بپرسید. درباره اینکه چه کارهایی در جوانی انجام داده‌اند و آیا از آنها راضی هستند یا نه؟ بعضی‌هایشان شاید مثل مک کوئین در گذشته زندگی جذابی داشته‌اند. کسی چه می داند؟!


آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6874/16/481606/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه