حماسه عاشورا به روایت عالمان دین(2)

اسوه عزت و الگوی فخر مسلمانان




آیت‌الله عبدالله جوادی آملی
قرآن کریم اگر در هر عصری به صورت انسان کامل درآید، در دوران امام حسین(ع) به صورت آن حضرت متمثل می‌شود و اگر امام معصوم هر دوره‌‏ای به صورت یک کتاب مدون درآید، می‌شود قرآن حکیم. بنابراین هیچ حقیقتی در ظاهر یا باطن قرآن یافت نمی‌‏شود، مگر آنکه امام معصوم آن را یافته است و هیچ وصف یا فعلی برای امام معصوم ثابت نمی‌‏شود، مگر آنکه منبع اصلی آن در قرآن کریم ثبت شده است.
خلاصه هویت امام حسین(ع) را می‌توان چنین ترسیم کرد:
1. آن حضرت همتای قرآنی است که نه تنها وریث صُحُف گذشته است، بلکه مُهیمن بر آنهاست.
2. وارث همه انبیا و اولیایی است که مأمور نهضت الهی بوده‏‌اند؛ لذا هنگام خروج از مدینه آیه‌‏ای را تلاوت کرد که یادآور خروج حضرت کلیم از مصر بود و زمان ورود به مکه آیه‌‏ای را قرائت کرد که تذکره ورود حضرت موسی(ع) به مدین بود و در بین راه کربلا جریان شهادت حضرت یحیی و بریدن سر او را به خاطر می‌‏آورد و...
3. پیوند ویژه با خاتم پیامبران داشت که در مقطع هبوط نبوت، مستحق لقب عزت‏ آفرین «أنا من حسین» بود و در مقطع صعود امامت، شایسته وصف افتخارآور «حسینٌ منی» می‌‏شد.
چنین انسان عزیز و فاخری که مظهر تام این دو نام از نام‌های مبارک الهی است، می‌تواند اسوه عزت و الگوی فخر ملت مسلمان و امت متدین باشد و بر جامعه عزت‏مدار و فخرمحور لازم است که در تمام شئون علمی و عملی به آن امام همام اقتدا کند.
تحلیل اوضاع سیاسی عصر حسینی:
بررسی اسوه بودن سالار شهیدان(ع) که مصباح هدایت و سفینه نجات است، بدون تحلیل عمیق تاریخی اوضاع سیاسی عصر آن حضرت ممکن نیست؛ زیرا نهضتی که فروغ آن هماره بر تارک تاریخ می‏‌تابد و همه معادلات ریاضی را نادیده می‏‌گیرد و رهبر آن جنگ خونین نابرابر را تحمل می‏‌کند و با همه اعضای خاندان وحی و نبوت به استقبال آن می‌‏رود و قیامی که صفحه غابر و صحنه قادم را به دست نسیان می‌‏سپارد و سالف و آنف را در پیشگاهش به ‏کرنش وا می‌‏دارد و بالاخره اسلام «نبوی‏‌الحدوث» را «حسینی البقاء» می‌‏کند، حتماً دارای ابعاد عریق علمی، فقهی، حقوقی و سرانجام سیاسی است. عناصر محوری سیاست سیاه اموی عبارت بود از:
1ـ تفکیک قرآن از عترت که سهمگین‏‌ترین سانحه سیه‏‌رویی امویان محسوب می‌‏شود.
2ـ بعد از تفکیک این دو از هم، هر کدام را جداگانه مُثله علمی کردن؛ به این وضع که تهمت تحریف قرآن از یک ‏سو و تصدی تفسیر آن به رأی از سوی دیگر و حمایت از تز منع تدوین حدیث از سوی سوم و جعل احادیث و نشر شفاهی آن در قدح اهل‏ بیت عصمت، بویژه حضرت امیرمؤمنان(ع) از سوی چهارم و نشر اخبار منحول در مدح دست‏ اندرکاران سقیفه و ترویج ضمنی آل ابی ‏سفیان و مانند آن از سوی پنجم.
3ـ تبدیل خلافت به سلطنت و نبذ مآثر و طرد آثار پربرکت امامت و التزام به لوازم منحوس سلطنت.
4ـ تبدیل اسلام ناب به جاهلیت مستور و گاهی مشهور.
5ـ احیای بدعت و اماته سنت در تمام شئون فردی و اجتماعی، به طوری که استقلال امت اسلامی به استعباد، استثمار، استبداد، استحمار و استعمار مبدل شد، حریت آنان به رقیت تبدل یافت، تمامیت ارضی آنها به گستره کفر، الحاد و نفاق درآمد.
6ـ ایجاد اختلاف و شکاف میان مردم و اهل ‏بیت عصمت(ع) از یک سو، دامن زدن به شقاق‌های فراموش شده کهن، مانند آنچه بین اوس و خزرج بود از سوی دیگر، حمایت از نژادپرستی و قبیله‏ گرایی جاهلی از سوی سوم و بالاخره در قبال ندای اتحاد و اعتصام عمومی به «حبل الله»، نعره «منا أمیر و منکم أمیر» را تکرار کردن و شعار مشئوم فرعونی «قد أفلح الیوم من استعلی» را تبلیغ نمودن و اقتصاد کشور را به پای سیاست سلطه اموی تضحیه کردن و بنی‏ هاشم را از حقوق مسلم آنان محروم نمودن و صدها مصائب و متاعب دیگر که عرصه زندگی را بر آزادمنشان به صورت قفس آهنین در می‏‌آورد، محصول آن بود.
استخراج و تنظیم:
دفتر حضرت آیت‌الله جوادی آملی (دام ظله) استان تهران

آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6874/24/481732/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه