لزومی ندارد عقیده شاعر را به شعرش الصاق کنیم

شعر، فی‌نفسه الهی است



م. مؤید
شاعر
لزومی نمی‌بینم که اعتقادات شاعر حتماً در شعرش مطرح شود. مگر این‌که خودش بخواهد. مثل خواجه که خواست بگوید با قرآن آمدوشد دارد. از این مدخل ما می‌فهمیم که گپ‌آواهای او از آشنایی‌اش با شعر عربی خصوصاً شاعران شیدای الهی مانند ابن فارض می‌آید. من صداها و گپ‌آواهای ابن فارض را با ناب‌های شعر حافظ خیلی نزدیک می‌بینم. بالاخره به طور کلی باور من این است که شعر در ژرفای خودش نمی‌تواند الهی نباشد. شعر از ژرفای شگفتی می‌آید.
یک وقت، مثلاً در پنجاه سال پیش که من آدم امروز نبودم، بی‌اختیار نوشتم: «چه بخواهیم چه نخواهیم می‌ماند، یک». آیا این از پرزورش من می‌آمد؟ از خون و کاشت و داشت و برداشت من بود؟ مال تلألؤ گنبد آن آقا بود که از پشت بام خانه ما در نجف آن را می‌دیدم؟ یا مال هفتاد پشت پیش از من بود یا برای هفتاد پشت پس از من؟ واقعاً یک جور بی‌زمانی و بی‌مکانی است که می‌آید. شاعر اگر گفت من باورمند مذهبی‌ام، شکل شعرش یک جور دیگر می‌شود و کارش تقویت می‌شود. متفاوت می‌شود. می‌شود بیژن الهی. با آن حالاتی که بهش نزدیک بود و حتماً بدش هم نمی‌آمد که بعد از مرگش آن را آشکار کنند.
به هرحال لزومی دارد که عقاید شاعر را به شعرش الصاق کنیم و من فکر می‌کنم شعر در ماهیت خودش، اصلاً نمی‌تواند الهی نباشد. وقتی الهی است، شاعر از آن عقب نمی‌ماند. این از تعالیم مرحوم پدرم است که می‌گفت دو عامل شعر را خراب می‌کنند. یکی اینکه شاعر از شعرش عقب بماند و دیگر اینکه از آن جلو بیفتد. اگر این دو عامل نباشد، شعر آن وجه الهی خود را خواهد داشت. فرقی هم نمی‌کند که این شاعر چه کسی باشد. من وقتی بعضی از شعرهای بورخس را هم می‌خوانم یا می‌شنوم، عطر و بوی صریح آسمان را در آن می‌­بینم. وقتی می‌خوانم یا می‌شنوم. بورخس دوست عربی دارد به‌نام عیسی مخلوف که الان هم در پاریس است. نمی‌دانم مسلمان است یا مسیحی؟ من تصادفی در نمایشگاه سالانه کتاب تهران چند سال پیش، کتابی از عیسی مخلوف راجع به بورخس دیدم و آنجا با بورخس آشنا شدم؛ وگرنه فرصت خواندن ترجمه‌های فارسی از آثار بورخس را نداشتم. آن کتاب عربی برای من جذابیت داشت. شاید بخشی از این جذابیت به خاطر عربی بودن زبان کتاب بود و بخشی هم به خاطر دوستی مخلوف با بورخس که در این کتاب منعکس است. شاید عجیب باشد اگر بگویم که بورخس باعث شد که من عطار بخوانم. من آن الهی بودن شعر را در آثار بورخس بسیار دیده‌ام.
شاعر عرب‌زبان دیگری که منم خیلی به جلوه‌های آیینی و الهی در آثارش علاقه‌مند هستم، آدونیس است. آدونیس چیزهایی از امام حسین می‌گوید که آدم حیرت‌زده می‌شود. اینها باعث شد که من به سمت ترجمه شعرهای آدونیس هم بروم. او لحظات درخشان در پیوند با معنویت و الهیات بسیار دارد. مثل آنجا که می‌گوید: «زنده می‌ماند‌الله به تنهایی/ اما چه شگفت چه آسان شیطان زنده نمی‌ماند/ نمی‌تواند زنده بماند مگر در تن آدمی». این معلوم است که شعر مستقیماً حاصل الهام است و به اصطلاح از بالا آمده.
اگر این جنبه الهامی نباشد، اثر سطحی می‌شود. چرا شعر معروف محتشم کاشانی راجع به امام حسین که می‌گوید «باز این چه شورش است که در خلق عالم است/ باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است» بعد از این‌همه سال همچنان زیباست و خواننده دارد؟ هنوز تازه است چون آن جنبه الهامی و شهودی را دارد.
آیین هم همین تأثیر الهامی شعر را باید داشته باشد. من جایی یک نفر را دیدم که زیارت عاشورا می‌خواند و وقتی داشت این عبارت را که «یا اباعبدالله، انی اتقرب الی الله» می‌خواند، به محض رسیدن به کلمه «انی اتقرب..» تکانی هم به خودش داد. می‌گفت با گفتن «اتقرب» خودش هم تقرب صوری پیدا می‌کند. ارادی و با برنامه‌ریزی این کار را می‌کرد و می‌خواست همراه با تقرب درونی، تقرب شکلی هم پیدا کند.
شعر باید بتواند مانند این آیین چنین تأثیری بگذارد. مثل آنجا که خواجه می‌گوید: «ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم/ غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم». به نکره‌های این بیت دقت کنید و ببینید چقدر زیبا هستند: شبی، دعایی و جایی. جالب اینکه در مصرع دوم بیت بعد، طبیب دیگر نکره نیست. نمی‌گوید طبیبی، می‌گوید طبیبش: «تا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم». چه چیز جز الهی بودن و الهامی بودن می‌تواند چنین ابیات زیبایی را رقم بزند؟ پس بازمی‌گردم به همان جمله اول و بار دیگر می‌گویم: شعر، فی‌نفسه الهی است.

آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6918/14/488662/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر