پیوند بنیادی هنر و آیین





کلودیا مارتین
ترجمه: ماهان تیرماهی
فصل مشترک هنر و آیین چیست؟ باید گفت هر دوی اینها آفریدگان مغز منحصربه‌ فرد انسانند؛ مغزی که می‌تواند گذشته و آینده را آبستن قدرت تخیل کرده و زمانی که واقعیت به ادراکات یا تبیین‌ها تن نمی‌دهد، واقعیت‌های چندوجهی فانتزی را به‌منظور تکمیل واقعیت حقیقی به‌کار گیرد. تمام جوامع بشری بیان هنری را با تجربه به‌دست‌آمده از آیین‌هایشان آمیخته‌اند. در زبان مصر باستان، واژه هیروگلیفی یا هنر هم در قالب واژه معادل «آیین»، آن هم در یک مفهوم جدایی‌ناپذیر به‌ کار برده می‌شد. در واقع آیین، هنر را از اهداف صرف روزمره چون ابزار طراحی دکوراسیون، پوشاک، سلاح یا مسکن می‌رهاند. هنر آیینی از صخره‌های جزیره ایستر و تخته‌سنگ‌های استون‌هنج تا اهرام ثلاثه، معابد و کلیسای جامع، میراث مقدس نوع بشر تلقی می‌شود که شاهدی بر انسانیت متعارف است.
تلاقی‌گاه‌های هنر و آیین
گزاره «در آغاز کلمه بود» را در نظر بگیرید؛ می‌توان گفت قصه‌گویی یکی از اساسی‌ترین نمودهای هنری تخیل انسان بوده و تمام آیین‌ها، قصه‌گو هستند. قصه‌هایی را که به طور شفاهی و مکتوب منتقل شده است، باید لنگرگاه باورهای آیینی هزاران سال بشر تلقی کرد.
گاهی زبان‌هایی که دیگر در کاربرد روزمره به کار نمی‌روند و تنها به طور ناقص درک می‌شوند به زبانی مقدس تبدیل می‌شوند که در ترانه‌ها و خطوط مورد استفاده قرار می‌گیرد. مانند خط زیبای عربی در مساجد که غالب مسلمانان قادر به خواندن آن نیستند اما این هنر، به هنری تزئینی- تذهیبی تبدیل شده است. یا زبان لاتین که در کلیساهای کاتولیک استفاده می‌شود، مانند زبان سانسکریت متون مقدس هندو، در واقع زبانی است که عامه مردم دیگر به آن صحبت نمی‌کنند اما به زبان متخصصان و زبان رموز مقدس در مناسک و موسیقی تبدیل شده است. آواهای طنین‌افکن واژگان لاتین، زیبایی هنری خاص خود را دارند. کلیسای ارتدوکس روسیه کماکان از زبان اسلاوی برای مناجات‌ها و سرودهای نیایش خود استفاده می‌کنند که حتی برای کسی که تخصصی در آن نداشته یا با این فضا ناآشنا است و نمی‌فهمد که این واژگان دال بر چیستند، زیبایی ملموس و محسوسی می‌آفریند.
زمانی که میراث فرهنگی گروه‌های آیینی مختلف از طریق شکل بیان بصری یکپارچه متبلور شد، فرم‌های آنان با تغییر اندکی باقی ماند. مثلاً تاریخ ترسیم شمایل بودا را در نظر بگیرید. نخست بودا فقط با جای پا و هاله نوری مشخص می‌‌شد؛ چرا که وی به نیروانا یا بهشت برین وارد شده بود و دیگر به لحاظ جسمانی نشان‌دادنی نبود اما مؤمنان خواستار دیدن یک فرد بودند؛ بنابراین هنر بودایی در قالب نقاشی‌ها و مجسمه‌هایی از یک بودای خوش‌قواره و پرعطوفت - هم به شکل نشسته در قالب لوتوس (یا نیلوفر آبی) و هم ایستاده یا خفته بر بستر مرگش- تجلی یافت. بعدها جواهرات و روکش طلایی هم به تندیس‌های بزرگ افزوده شد تا بیانگر ارزشمندی بودا باشد. او به یک ایزد تبدیل شده بود. از آنجایی که چنین پنداشته می‌شود که فردی که به روشن‌ضمیری می‌رسد نه مرد است و نه زن، شمایل‌های بودا همواره تلفیقی از مؤلفه‌های مردانه و اِلِمان‌های شایسته زنانه بوده است.
موسیقی را هم بایست شایع‌ترین شکل هنر آیینی در کنار هنر تجسمی تلقی کرد. اکثر آیین‌ها از صدای انسان، ابزارهای موسیقایی و اقسام رقص‌های موزون استفاده می‌کنند. پیش از شکل‌گیری سمفونی‌ها و اُپراهای غیرمذهبی، موسیقی آیینی یکی از اجزای اصلی مناسک آیینی بود که کشش عاطفی و احساسی بالایی با خود به همراه داشت. جنبش فیزیکی بدن انسان با اِلِمان‌های موزون موسیقی درهم تنیده می‌شود. در آینده نیز چون گذشته اهمیت آیین‌ها در زندگی انسان یحتمل به قسمی ادامه خواهد داشت که بیشتر اقنا‌کننده شوق معنوی، عاطفی و حسی ما در برابر ‌حیرت و زیبایی از طریق هنرهای مختلف خواهد بود. هنر، این نقش را در تلاقی با آیین‌های گوناگون از دیرباز ایفا کرده است.
منبع: درسنامه کالج واشنگتن

آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6918/14/488665/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر