موسیقی یادآور خانه ازلی انسان است


ادامه از صفحه 12
شما به این مسأله اشاره داشتید که موسیقی آیینی دو بخش کلام و فواصل را دارد؛ کدام‌یک از این دو وجه پررنگ‌تر است؟
به هر روی چون دلالت کلام معین است، می‌توان کلمات مقدس را جدا کرد؛ اما این مسأله در فواصل موسیقی بسیار سخت است؛ یعنی کار مشکلی است که هنرمند بتواند فواصلی را تعیین کند که کاربرد معنایی داشته باشد. این اتفاق البته در موسیقی سنتی ما افتاده است. «نی‌نوا»، اثر علیزاده بیان فراق انسان از خلقت است. این اثر از آنجا که از بار معنایی بالایی برخوردار است، به‌عنوان یک موسیقی آیینی مطرح است. مقام‌هایی نیز در این رابطه ساخته شده‌اند که از جمله آنها می‌توان به «الله مدد» در موسیقی خراسان اشاره کرد. اینها بر اساس فواصل این معانی را بیان می‌کنند.
چرا گنجینه ما در این شکل موسیقی تا این اندازه فقیر است؟
به‌خاطر سخت بودن آن است. مگر آنکه ساز و آواز با هم گره بخورند، نکته مشکل آنجاست که صرفاً ساز وجود دارد و ما می‌خواهیم یک مقام معنوی را بیان کنیم. هنرمند باید با اتصال به خیر مطلق و توانایی خود آثاری بیافریند که خودش آماده پذیرش این مفهوم شود. در این صورت این هنرمند موفق بوده است. به هر حال صرف ادعا کافی نیست و باید نسبت‌ها به شکل دقیقی رعایت شوند.
آهنگسازان ایرانی در این سال‌ها به شکل بسیار اندکی وارد این حوزه شده‌اند، در حالی که آهنگسازان بزرگ غربی آثار بسیار زیادی در این زمینه خلق کرده‌اند؟
هر هنرمندی مافی‌الضمیر خود را بیان می‌کند که آن هم چیزی نیست جز حس درونی یک شخص که ناخودآگاه بیان می‌شود و ناخودآگاه نیز چیزی نیست جز تفکرات و تخیلات. اگر قسمت اعظم آثار باخ مراثی است، به‌خاطر شخصیت متفکر او و تسلطش بر تمام انجیل است که می‌تواند آن را به زبان موسیقایی بیان کند. اگر در موسیقی ما نیز آثاری یافت می‌شود که می‌تواند جایگاهی بیابد، مربوط به حس درونی خالقان آنهاست که نیاز به ادعا ندارد. بنابراین می‌توانیم براساس مقبولیت آثار، هنرمندان را طبقه‌بندی کنیم و به این نتیجه برسیم که چه هنرمندی کارش آیینی است و چه هنرمندی نیست. هر هنرمندی براساس احساس و درکی که از معانی و مفاهیم دارد، اثر خود را بروز می‌دهد. از قرن چهارم تا نهم افراد بسیار بزرگی در حوزه ادبیات وجود دارند که مفاهیم متعالی عرفان را به بهترین شکل بیان می‌کنند؛ اما از قرن دهم تاکنون هیچ شخص بزرگی هم‌پایه حافظ، مولوی، سنایی و... وجود ندارد. این را در موسیقی، هنرهای تجسمی و معماری می‌توان مشاهده کرد. کسانی که در نسبت با حق قرار گرفته‌اند می‌توانند آن را از طریق فواصل هنری بیان کنند، که موفقیت اصلی با این گروه است و بقیه بر اساس میزان درک معمولی خود یا تکنیک و تجربه چیزی را ساخته‌اند که به قطع ماندگار نخواهد شد. در واقع آن دسته از آثار ماندگار می‌شود که آن جهانی باشند.
انحرافاتی که هم‌اکنون در موسیقی آیینی ما وجود دارد و وجه بارز آن را می‌توان در مراسم عزاداری سالار شهیدان مشاهده کرد، به چه علت رخ داده است؟
هم‌اکنون در مراسم مذهبی از چیزهایی استفاده می‌شود که مبین آن حقیقت نیست؛ در نتیجه هیچ تأثیر معنوی‌ای نمی‌توان در آن مشاهده کرد. در ایام محرم، در اقصی نقاط ایران مراسم عزاداری برپا می‌کنند، اما این‌که تا چه میزان تأثیرگذارتر است، بحث دیگری است. اعمال ما هیچ تناسبی با مدینه فاضله و انسان‌هایی که در جهت تعالی گام برمی‌دارند، ندارد. این در حالی است که رسانه‌های ایران به شکل جامعی به پوشش دادن مسائل معنوی می‌پردازند، اما نتیجه‌ای مؤثر به‌دست نمی‌آید؛ چرا که ما در بیان حقیقت دچار مشکل هستیم و لااقل در بخش هنر نتوانسته‌ایم آن را بیان کنیم. چون در موسیقی مذهبی که تحت عنوان مرثیه استفاده می‌شود، تناسب کامل از لحاظ فرم، شکل و نسبت‌های هنری وجود ندارد.

آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6918/14/488666/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر