روز دوم دانشجویی در کالیفرنیا




محمد‌ هاشمی
فعال سیاسی 
دوران دانشجویی من در امریکا بود و در آنجا تحصیلات عالیه را آغاز کردم. روز دوم ورودم به امریکا در ایالت کالیفرنیا  کنگره دانشجویان ایرانی در دانشگاه برگزار می‌شد که با محل سکونت من نیم ساعت بیشتر فاصله نداشت. یکی از اقوام که من در منزل آنها اقامت داشتم، درباره این کنگره به من گفت و از من خواست به آنجا برویم. چون قرار بود دانشجویان ایرانی کنار هم جمع شوند. حدود 2 هزار دانشجو آمده بودند و در سخنرانی‌هایی که انجام می‌دادند، خیلی صریح و واضح علیه نظام شاهنشاهی شعار می‌دادند و سخن می‌گفتند. آن فضا برای من که تازه از جو خفقان ایران بیرون آمده بودم، خیلی جذاب بود. ظهر که شد، از یکی از مسئولین برگزاری کنگره پرسیدم که «آقا اینجا قبله از کدام طرف است؟  می‌خواهم نماز بخوانم.» نگاهی به من کرد و گفت: «تو اگر می‌خواستی نماز بخوانی، چرا آمده‌ای امریکا؟» گفتم: «کجا باید می‌رفتم؟» گفت: «باید می‌رفتی نجف؛ پیش خمینی.» گفتم: «یعنی توی امریکا نمی‌شود نماز بخوانی؟» گفت: «نه». گفتم: «خیلی خب؛ حالا من می‌خوانم و ببینیم که می‌شود یا نه.» یک ساک دستم بود که در آن سجاده، جانماز، قطب‌نما و قرآن داشتم. با پیدا کردن جهت قبله و پهن کردن سجاده نماز روی زمین چمن، نماز خواندم؛ ولی برایم خیلی سنگین تمام شد که فردی درباره امام بی ادبانه صحبت کرد. از دوستم پرسیدم که اینها کی هستند و این حرف‌ها چیست؟ گفت: «بیشتر نیروهای چپ و توده‌ای هستند.» ساعتی بعد در صف ناهار که حدود دو هزار نفر بودند و ولوله‌ای برپا بود، دو خانم محجبه دیدم که در آن فضا روسری بر سر داشتند. نزد دو خانم محجبه رفتم و سلام کردم. یکی از دو خانم من را شناخت و گفت: «شما فلانی برادر فلانی نیستی؟» گفتم: «چرا.» آنجا به من گفتند که کنگره امروز تصمیم گرفته بورسیه افتخاری یک دانشجوی ایرانی مسلمان را لغو کند. پرس و جو کردیم دیدیم مصطفی چمران است که عضویت افتخاری که کنفدراسیون به او اعطا کرده بود به دلیل مسلمان بودنش پس گرفته شده. شب ما را همراه چمران دعوت کردند. 5 نفر آنجا جمع شدیم که به اصطلاح بچه مسلمان بودیم و تصمیم گرفتیم تا مجمعی تشکیل  داده و بتوانیم با چمران صحبت بکنیم. همانجا تصمیم گرفتیم انجمن اسلامی را به هر شکلی شده تشکیل دهیم تا بتوانیم بچه مسلمانانی که مثل ما می‌آیند و بی پناه می‌مانند، پناه و جایی داشته باشند. در این زمینه خوشبختانه موفق شدیم و این یکی از بهترین خاطره دوران دانشجویی
 ما شد.

آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6941/8/492294/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر