سونامی رسانه‌ای




یحیی نطنزی
 روزنامه‌نگار و منتقد فیلم
با مرور تاریخ سینما در میانه‌ قرن بیستم به نقل قول‌ها و مصاحبه‌های متعددی از سینماگرانی برمی‌خوریم که همگی در نکوهش تلویزیون گفته‌اند و نسبت به خطراتش هشدار داده‌اند. از آلفرد هیچکاک گرفته که تماشای تلویزیون را کاری عبث و ناتوان در تغییر عادات بینندگان توصیف می‌کرد، تا گروچو مارکس که در نقل قول مشهور و کنایه‌آمیزی گفته بود: «تلویزیون خیلی برایم آموزنده‌ست. هر وقت کسی در پشت صحنه آن را روشن می‌کند به اتاق دیگری می‌روم و شروع به خواندن یک کتاب می‌کنم.» حالا اما بعد از گذشت چند دهه و تحولات عظیمی که تلویزیون تجربه کرده و تأثیرات شگرفی که بر نظام سرگرمی‌سازی گذاشته، پناه بردن به این جور نقل قول‌ها برای توصیف کارکرد تلویزیون و برنامه‌ها و بخصوص سریال‌هایش بیش از حد ساده‌انگارانه به نظر می‌رسد. در دورانی به سر می‌بریم که بیش از 15 درصد از ترافیک اینترنتی در سطح دنیا متعلق به نت‌فلیکس به‌عنوان اصلی‌ترین شبکه‌ نمایش خانگی‌ و یکی از مهم‌ترین بسترها برای پخش سریال‌های پرمخاطب است؛ دورانی که ورود سینماگران برجسته به عرصه سریال‌سازی دیگر نه یک اتفاق جدید، بلکه یک عرف پذیرفته‌شده است. و دورانی که سینمای جریان اصلی برای نباختن قافیه به رقبای قدرتمندش در شبکه‌های تلویزیونی، بیشتر از گذشته برای استفاده از تکنولوژی‌های جدید در عرصه‌ نمایش هول می‌زند تا بلکه به لطف فیلم‌های سه‌بعدی و سالن‌های «آی‌مکس» بتواند از وفاداری مخاطبان به تلویزیون بکاهد. مهم‌تر اینکه در این مبارزه‌ قدیمی و در عین حال تازه از اینکه قواعد قصه‌گویی‌اش را با الگوهای داستان‌گویی در سریال‌ها سازگار کند هم ابایی ندارد و به همین دلیل بیشتر از گذشته از تجربه‌های دنباله‌دار سینمایی که اساساً ماهیتی سریال‌گونه دارند استقبال می‌کند.
سریال‌های تلویزیونی به‌دلیل بازار شدید رقابتی‌شان بخصوص در سال‌های اخیر ناگزیر از به کارگیری ایده‌های فرمی و روایی بدیع و غافلگیرکننده‌ بوده‌اند. مکانیسم رابطه‌ بیننده با تلویزیون به‌گونه‌ای تنظیم‌شده که سریال‌ها بدون این ایده‌ها خیلی زود شکست می‌خورند و جای خود را به آلترناتیوهایی می‌دهند که بی‌رحمانه جایگزین برنامه‌های کم‌مخاطب می‌شوند. همین عامل باعث شده سریال‌ها ریسک‌پذیری بیشتری از خود نشان بدهند و بتوانند با نمونه‌های موفقی مثل «بازی تاج و تخت»، «خانه‌ پوشالی» و «تئوری بیگ‌بنگ» مخاطبانی از نسل‌های مختلف به دست بیاورند و در سرگرمی‌‌سازی و سلیقه‌سازی برای آنها تا حد زیادی موفق عمل کنند. سریال‌های موفق این دوره و زمانه چنان به فرهنگ عامه رسوخ می‌کنند که گاهی حتی بیشتر از سینما در قالب عاملی هویت‌ساز ظاهر می‌شوند و می‌توانند بر رفتارهای طیف وسیعی از بینندگان خود تأثیر بگذارند. از طرف دیگر سریال‌ها به‌دلیل بستر مناسبی که برای تجربه‌ورزی دارند به سازندگان خود امکان استفاده از نوآوری‌هایی می‌دهند که می‌توانند پیشگام زمان خود باشند و موج‌ها و جریان‌های فراگیر ایجاد کنند. نمونه‌اش امکان تماشای اینتراکتیو و تعاملی که سازندگان سریال «بلک میرر» اخیراً ایجاد کردند و با الگوبرداری از ساختار تعاملی بازی‌های رایانه‌ای شاید بتواند در آینده نزدیک به شکل‌گیری یک گونه هیبریدی یا تلفیقی پرطرفدار تبدیل شود.
سریال‌های تلویزیونی مثل هر پدیده‌ پرطرفدار و پرنفوذ دیگری در معرض نقد‌های منفی و نگاه‌های آسیب‌شناسانه زیادی قرار دارند. خصوصاً که تأثیرگذاری آنها به‌دلیل قالب پخش مستمر می‌تواند در برخی مواقع از سینما، ادبیات یا بازی‌های رایانه‌ای فراتر برود و گستره‌ وسیع‌تری از مخاطبان را هم هدف بگیرد و جهان‌بینی و تعاملات فردی و جمعی آنها را متأثر کند. طبعاً سریال‌ها و به طور کلی هر برنامه‌ تلویزیونی‌ای می‌تواند کیفیت بالا یا پایینی داشته باشد اما دسترس‌پذیر بودن آنها برای هر مخاطبی و هزینه نسبتاً پایین این دسترسی باعث شده با پدیده‌ای مواجه باشیم که دامنه رسوخش از بین مخاطبان عادی محصولات سرگرمی‌ساز فراتر رفته و به دیگر اجزای جوامع سرایت کرده است. تا جایی که، مشابه اتفاقی که چند وقت پیش افتاد، گاهی سیاستمداران هم برای فرستادن پیام‌های منفی یا مثبت خود ترجیح می‌دهند از نشانه‌های آشنای سریال‌ها بهره ببرند. احتمالاً اگر خود این سیاستمداران هم ندانند مشاوران‌شان به گوش آنها رسانده‌اند که فراگیری سریال‌های تلویزیونی در دنیای امروز به شکل‌گیری یک جور سونامی سرگرمی/رسانه‌ای منجر شده‌ و ضریب نفوذش از قالب تلویزیون‌ها و سقف اتاق خانه‌های بینندگان بسیار فراتر رفته است. سریال‌ها حالا در کنار همه کارکرد‌های جذاب، فریبنده و چند‌بعدی‌شان نوعی زبان ارتباطی جدید هم خلق کرده‌اند. زبانی که در سایه نوآوری‌های تکنیکی و ابداعات روایی هر روز بیشتر از گذشته موقعیت‌ رقبای قدیمی‌اش را در معرض خطر قرار می‌دهد و لایه‌های معنایی خودش را پیچیده‌تر می‌کند. شاید به‌همین دلیل سریال را باید اصلی‌ترین رسانه سرگرمی‌ساز قرن بیست و یکم دانست و سرفصل‌های مطالعات رسانه‌‌ای را با توجه به کارکرد‌ها و قابلیت‌های آن بازتعریف کرد.

آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6971/10/496920/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر