در جست‌وجوی روایتی خالی از قضاوت آدم‌ها






ترجمه: 
فاطمه رحمانی
جایزه بهترین کارگردانی جشنواره گلدن گلوب به آلفونسو کوارون برای فیلم «رُما» رسید. فیلمسازی که پیش از این با فیلم «جاذبه» برنده اسکار بهترین کارگردانی شد. حالا فیلم تازه او همین جایزه را در گلدن گلوب از آن خود کرده و از آن به عنوان یکی از بخت‌های اسکار نام برده می‌شود. آنچه می‌خوانید بخش‌هایی از حرف‌‌های آلفونسو کوارون در نشستی رسانه‌ای است که سپتامبر گذشته پیرامون فیلم رُما برگزار شد.
در این فیلم سعی کردم شخصیت‌ها را بدون قضاوت به تصویر بکشم. مثلاً در صحنه‌ای که پدر، مادر را ترک می‌کند، احساس کردم صحنه به اندازه کافی منسجم نیست. حس خوفناکی داشتم. از گروه خواستم که دقایقی کار را متوقف کنیم. رفتم و در خیابان‌های دوران کودکی قدم زدم. وقتی به انتهای خیابان رسیدم، داشتم با خودم فکر می‌کردم که مردم برای بازسازی کردن زندگی خود چقدر فرصت دارند؟ به خیابان نگاه کنید. طراح صحنه نمادهایی را در دو طرف خیابان تعبیه کرده تا همان‌طوری به نظر برسد که 50 سال پیش بود.
سر یکی از صحنه‌ها آنجا که بازیگر احساس خفگی دارد و باید سوار ماشین شود، از بازیگرم پرسیدم آیا تا به حال هنگام خستگی احساس خفگی داشته‌ای؟ او گفت بله. منظور من احساسی بود که شخصیت مرد حس مسیر رسیدن به ماشین دارد. در چنین شرایطی وقتی شما با احساس خفگی به ماشین می‌رسید، احساس خوبی دارید. چون وقتی ماشین را روی دنده یک می‌گذارید و راه می‌افتید، در واقع احساس خفگی را پشت سر گذاشته‌اید و می‌توانید تنفس کنید. ما این صحنه را آن‌طور که می‌خواستیم اجرا کردیم و حاصل کار به نظر من فوق‌العاده درآمد. بعد متوجه شدم داشتم صحنه را به سمتی می‌بردم که پدرم خانواده‌مان را ترک کرده بود. همیشه پدرم را قضاوت می‌‌کردم و در این صحنه ناگهان به احساس خفگی این مرد فکر کردم. بله، اگر او خودخواه یا هر چیز دیگری نبود، این کار را انجام نمی‌داد اما آنچه احساس می‌کرد این خفگی بود و من هرگز از این زاویه به این موضوع فکر نکرده بودم.
درست نمی‌دانم که از چه وقت فکرکردن به طرح این فیلم را شروع کردم. می‌دانم که در سال 2006 در بعضی از مصاحبه‌ها گفتم این فیلم بعدی من است. درگیر مسائلی شدم که نتوانستم در آن مقطع این کار را انجام بدهم و از این بابت خوشحالم. چون در آن زمان ابزار کافی برای این کار نداشتم. اگرچه من دارم در مورد منابع لازم برای اجرای پروژه حرف می‌زنم اما در مورد ابزارهای عاطفی هم موضوع به‌همین صورت است. تا دو سال پیش که تصمیم گرفتم این فیلم را بسازم.
در این فیلم شخصیت کلئو (Cleo) برای من به‌معنای حضور مادر بود. این فیلم مرا بر آن داشت تا او را به‌عنوان یک زن ببینم. زنی متعلق به یک طبقه اجتماعی محروم. آن هم در جامعه‌ای که طبقه اجتماعی، پول و‌نژاد ملاک‌های اصلی‌ ارزشگذاری‌اند و این مواردی بسیار دردناک بود. همچنین می‌خواهم یادآوری کنم که «رُما» فیلمی درباره من نیست بلکه درباره کلئو است. فیلم به وضوح از خاطرات من می‌آید اما در این فیلم با در نظر داشتن جنبه‌های اجتماعی به‌دنبال چیزی فراتر بودم.
فیلمنامه «رُما» بسیار دقیق است. حتی جزئی‌ترین چیزها در فیلمنامه توصیف شده است. چالش این بود که بازیگران و دیگر عوامل فیلم باید توضیحات مرا در مورد حافظه‌ام برای کارهایی که باید انجام می‌دادند، تفسیر می‌کردند و ابزاری که در این بین وجود داشت، فقط فیلمنامه بود. تا چند هفته قبل از فیلمبرداری هیچ کس فیلمنامه را در اختیار نداشت. فیلمنامه، چیزهای جدیدی را به لحاظ جزئیات وارد کار کرد. طراح لباس کار را بدون فیلمنامه شروع کرد و بعد از پنج هفته فیلمنامه به دستش رسید. فرآیند کار دائم در حال تحول بود اما منبع و مرجع همه چیز فیلمنامه بود.

آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6971/12/496925/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر