زینب تبریزی از «تمام چیزهایی که جایشان خالی است» می‌گوید

برخورد جشنواره فجر با سینمای مستند نامحترمانه است





کامبیز حضرتی
خبرنگار
زینب تبریزی در مستند «تمام چیزهایی که جایشان خالی است» به سرطان پستان زنان می‌پردازد که موضوع بسیار مهم و اساسی به حساب می‌آید و کسی در لزوم و ضرورت طرح آن تردیدی ندارد. هر سال زن‌های بسیاری به خاطر ناآگاهی و نسبت به بدن خود و سهل‌انگاری در مراقبت از آن، یا پستان‌شان را از دست می‌دهند و یا جانشان را. در طول فیلم یک زن که جانش را به خاطر سرطان از دست داده، درباره بیماری‌اش با ما حرف می‌زند و این فرصت را فراهم می‌کند که مخاطب از زاویه دید او به موضوع نزدیک شود. فیلم با تصویر زنانی عادی آغاز می‌شود که هر کدام به کاری مشغولند و صدای راوی می‌گوید من می‌توانستم هر کدام از این زن‌ها باشم و در انتها می‌فهمیم که این زن‌ها موفق شده‌اند دوران سخت بیماری‌شان را پشت سر بگذارند و زنده بمانند. فیلمساز می‌کوشد با برجسته کردن یکی از آنها در برابر زن راوی از تقابل مرگ و زندگی به‌عنوان دو روی بیماری سخن بگوید. با زینب تبریزی درباره اولین حضورش در جشنواره فیلم فجر و این مستند به گفت‌وگو پرداختیم.
«والسی برای تهران» آخرین مستند شما بود که اخیراً هم اکران آن به پایان رسید. این فیلم سوژه سختی داشت. درباره پیدا کردن سوژه این مستند بگویید.
یک مسیر عجیب وغریبی طی شد تا من توانستم به این کاراکتر برسم. زمانی که شروع به تحقیق درباره این مسأله کردم به صفحه‌ای در فیس‌بوک با نام «حمایت از موسیقی خیابانی» برخوردم که این صفحه طرفداران زیادی داشت و بسیاری از افراد ویدئوهای خود را برای هم ارسال می‌کردند به همین ترتیب با خیلی از گروه‌های موسیقی خیابانی آشنا شدم و کارهای آنها را رصد کردم البته خیلی از آثار آنها را نمی‌پسندیدم چون نوعی از موسیقی که ارائه می‌دادند برای من بسیار مهم بود. به همین ترتیب از طریق یکی از دوستان موسیقایی‌ام در رشت با یک فردی که مغازه سازفروشی داشت، آشنا شدم که توانستم شماره یکی از دوستان مهرداد مهدی را از او بگیرم و سپس با مهرداد مهدی ارتباط گرفتم. پس از حدود چهار ساعت صحبت با او به این نتیجه رسیدم که به طور قطع کاراکتر اصلی فیلم من است و بر همین اساس به طور کلی قصه فیلم تغییر کرد و براساس شخصیت مهرداد مهدی نوشته شد.
با توجه به حساسیت موضوع برای پیدا کردن سوژه مستند «تمام چیزهایی که جایشان خالی است» با چه مشکلات وسختی‌هایی درگیر بودید؟
وقتی تصمیم گرفتم از یک کاراکتر فوت شده در فیلم استفاده کنم اتفاق جالبی افتاد. من از زبان آن زن فیلم را روایت کردم و این کار شیوه خلاقه‌ای بود که به فیلم جهت داد. من دنبال کسی می‌گشتم که بر اثر سرطان پستان فوت شده باشد و در ضمن یک زن معمولی باشد و نه مربوط به یک طبقه خاص.
چرا به‌دنبال زنی از طبقه متوسط گشتید؟ دلیل این تأکید چه بود؟
این هر دو زنی که در فیلم انتخاب شدند از یک طبقه معمولی آمده بودند تا به تمام زنان جامعه تعمیم‌پذیر باشند. خیلی‌ها به من پیشنهاد دادند که فیلم را با یک هنرمند یا آرتیست جلو ببرم تا اثرگذارتر باشد. هنرمندی که با چنین مشکلی مواجه شده باشد اما تصور من این بود که انتخاب این مدل از شخصیت‌ها به یک جمع خاصی محدود می‌شد و نه تمام جامعه. از سوی دیگر چون من به فکر نمایش فیلم هم هستم دلم می‌خواست مخاطب هدف فیلم جمع گسترده‌تری باشد. قشر هنرمندان آگاهی بیشتری به چنین مسائل دارند درحالی که این مستند کار آگاهی بخشی به مردم ناآگاه را نیز مورد تأکید قرار داده بود. دلم می‌خواست مخاطب با دیدن سوژه‌های فیلم خودش را درمیان آنها ببیند. تا به حال در چند نمایشی که این فیلم داشته تصور می‌کنم این اتفاق افتاده است. در همین احوال دوستی درباره یکی از آشنایانشان به من توضیحاتی داد که یکی از اقوام‌شان شوهری بوده که زنش را خیلی دوست داشته اما زن به‌دلیل این بیماری فوت کرده است. من با همسر مهناز تماس گرفتم و ایشان گفت من تمام زندگی‌ام را جلو روی شما می‌گذارم تا یک یادگاری از مهناز به جا بماند. کاراکتر روح درگذشته تاحدی اتفاقی پیدا شد و در فیلم جا گرفت.
اما پرداختن به چنین سوژه‌هایی تا حد زیادی سخت و در جامعه ما سنت‌شکنی است. این طور نیست؟
درمستند قرار است که وارد زندگی افراد شوی و این سرطلان یک مقدار تابو دارد و خیلی‌ها دوست ندارند بگویند که به سرطان سینه مبتلا هستند. به نظر من سنت‌های فرهنگی ما باعث شده است که این موضوع چندان شفاف مطرح نشود و همیشه گفته شده که یکسری مشکلات زنانه در بیمار وجود دارد. حال آنکه این بیماری تنها مختص به زنان نیست و می‌تواند ابعاد زیادی داشته باشد که از خانواده طرف شروع شود و به جامعه تسری پیدا کند. وقتی راجع به این موضوع تحقیق می‌کردم متوجه شدم که چقدر درباره این بیماری تابو وجود دارد و افراد مبتلا به سرطان پستان خجالت می‌کشند که بیماریشان را با همسر و آشنایان مطرح کنند. افراد مدام این موضوع را پشت گوش می‌اندازند تا اینکه کار به فاجعه می‌کشد. من متوجه شدم که دلیل مرگ ومیر این سرطان به خاطر خجالت و پشت گوش‌اندازی است. در کشورهای پیشرفته مدام درباره این موضوع آگاهی‌رسانی می‌شود اما در کشور ما خود کلمه پستان ممیزی می‌شود و تابو دارد و همه به آن سرطان سینه می‌گویند. در حالی که سینه بخش دیگری از بدن فرد است که قفسه سینه را شامل می‌شود. وقتی خود کلمه سانسور می‌شود شما می‌توانید حدس بزنید که درباره این بیماری چه میزان پنهانکاری وجود دارد.
با وجود موضوعی که فیلم داشت شاید تصور حضور آن در جشنواره سخت بود. چون فیلم درباره زنان و مشکلات ناشی از آنهاست. در این باره توضیح دهید و اینکه اصلاً مخاطب این مستند چه کسانی هستند؟
مستند«تمام چیزهایی که جایشان خالی است» اولین فیلم بلندی است که من ساخته‌ام و طبیعتاً اولین حضور من در جشنواره فیلم فجر است. من فکر نمی‌کنم فیلم مختص زنان درگیر سرطان پستان باشد اتفاقاً شاید بخش اعظم مخاطب فیلم زنان باشند اما مردان را هم شامل می‌شود. من واکنش‌های مثبت زیادی از طرف مخاطبان مرد گرفته‌ام. یعنی هرکسی از ظن خودش یار این فیلم می‌‍‌شود. یکی فکر می‌کند موضوع آن راجع به پذیرش مرگ است دیگری به موضوع همسر وفادار یا موضوعات دیگر واکنش نشان می‌دهد و برایش جذاب است. پس از تماشای این مستند لایه‌های مختلفی برای مخاطبان پیش آمده است و این برای من جالب توجه است. مخاطب فیلم بیش از همه نیمی از مردمان ایران یعنی زنان هستند اما موضوع تابو و کنار گذاشتن سنت‌های غلط شامل همه ما می‌شود. این فیلم برای زنانی که هیچ آگاهی‌ای از این اتفاق ندارند خیلی کاربردی‌تر است چون این گروه نسبت به بدنشان خیلی توجهی نداشته و بی‌تفاوت هستند. به همین دلیل دایره مخاطبان فیلم بسیار گسترده است و فقط زنان را هم شامل نمی‌شود.
نکته پایانی؟
من فکر می‌کنم همان‌طور که جشنواره فجر برای خیلی از فیلمسازان سینمای داستانی اهمیت دارد برای ما هم اهمیت دارد. به این دلیل که جشنواره فجر مهم‌ترین جشنواره ملی کشور است و مانور و پوشش خبری گسترده رسانه‌ای راجع به آن وجود دارد. به همین دلیل هر فیلم مستندی می‌تواند از چنین فضایی بهره ببرد. واقعاً در سینمای مستند فیلم‌های دیگری وجود داشتند که می‌توانستند در جشنواره باشند اما باتوجه به سیاست‌هایی که متأسفانه هرسال عوض می‌شود این اتفاق نیفتاد. یکی از نقدهایی که ما همیشه به جشنواره داریم این است که تصمیم خودتان را درباره مستند تحت یک ضابطه کلی دربیاورید و شایسته نیست که این طور با سینمای مستند برخورد شود. سینمای مستند بچه بی‌پدرومادری نیست که هرسال با بی‌مهری یکی از والدین مواجه شود. برخورد جشنواره فجر با سینمای مستند نامحترمانه است.

آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6995/8/500693/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر