اروپا و مسیر دشوار تدوین نظام امنیتی تازه


 یوشکا فیشر وزیر خارجه اسبق آلمان
مترجم:وصال روحانی
فقط 25 ماه بعد از به قدرت رسیدن دونالد ترامپ در کاخ سفید اروپایی‌ها یک‌بار دیگر در برهوت سرد روابط بین‌الملل گرفتار آمده و از خود می‌پرسند برای رهایی از این وضعیت چه باید کرد. البته مبرهن است که آنها باید مبادلات بانکی و ذخایر طبیعی خود را تقویت کرده و نوعی از ارتباط‌های مؤثر بین‌الملل را بین خود و سایر اروپایی‌ها دایر سازند، اما در روزهای پس از بلاتکلیفی‌های برگزیت و سرسام اروپایی از شرایط لرزان یورو باید پذیرفت اروپا جایگاه محکمی در ستیزه‌های آشکار و نهانش با امریکا ندارد و از هرگونه تصمیم‌گیری بنیادین عاجز است.
با این حال به صرف تزلزل‌های بریتانیا در‌مورد برگزیت و دیگر نا‌آرامی‌های سیاسی در این کشور نباید تصور کرد که اروپا باید دست‌بسته تسلیم امریکا و یا هر کشور و عامل دیگری شود که قصد تضعیف این قاره و پیشتازی در عرصه رقابت‌های بین‌المللی را دارد. در دو دهه اخیر این به یک عادت و تکیه‌گاه روحی در اروپا تبدیل شده که هرگونه بازی قدرت را در این قاره ابتدا از آلمان بطلبد و انتظار داشته باشد که ژرمن‌ها با غلبه بر رقبا برای آنها و کل اروپایی‌ها اعتبار به ارمغان آورند و تضعیف و سقوط اخیر آنگلا مرکل از جایگاه دست‌نیافتنی‌اش نیز این معادله و توقع را تغییر نداده است. آلمان در تمامی این مدت در قلب روابط بین‌الملل اروپا قرار داشته و به لطف اقتصاد قوی و نمونه‌اش و مدیریت درست و دقیق بر سرمایه‌ها و کارخانجات خود و داشتن یک مکانیزم قوی اجتماعی، همیشه کشور شماره یک اروپا جلوه کرده و هیچ ساختار قدرتی در اروپا بدون مشارکت ژرمن‌ها امکانپذیر نبوده است. امروز هم تدوین یک سیاست ایمن اقتصادی - امنیتی و نظامی در اروپا مستلزم به میدان آمدن آلمان و مشارکت نزدیک آن با دیگر کشورهای قدرتمند دیگر قاره سبز مانند فرانسه است که هرچند مردم آن اخیراً علیه نظام پوسیده سرمایه‌داری سر به قیام برداشته‌اند اما هنوز سیستم بانکی قدرتمندی دارد. بین فرهنگ‌های اجتماعی دو کشور و روش‌های سیاسی آنها تفاوت‌ها بسیار است اما هر دو آن‌قدر خویشتن‌دار و عاقل هستند که بدانند یک سیستم مشترک امنیتی در اروپا که حیات همگان را میسر سازد، طبعاً بهره‌اش به آنها هم خواهد رسید.
در این میان باید دید آلمانی‌ها تا چه حد حاضرند از نقش همیشه پیشرو خود بکاهند و به جای ایفای مجدد رل «منجی اروپا» در قالب کشوری ظاهر شوند که از خودش می‌گذرد تا اعتبار اروپا حفظ شود. فرانسوی‌ها در این عرصه پیشینه‌ای طولانی‌تر و آمادگی بیشتر برای انجام وظیفه دارند. آنها سال‌ها روی کاکل شارل دوگل حرکت کرده و سیمای کشوری را داشتند که در عین ناکامی‌های تجاری و ناآرامی‌های سیاسی همچنان مهد دموکراسی است و خود دوگل استاد در جلوه دادن حالت‌های شکست به صورت موقعیت‌های پیروزی بود. آلمانی‌ها همواره مغرورتر از آن بوده‌اند که بردهای بزرگ‌شان را با دیگران شریک شوند و شاید حق داشته باشند زیرا بعد از بدنامی‌های برخاسته از جنایات و آتش‌افروزی‌های هیتلر در جنگ جهانی دوم سال‌ها طول کشید دیگران را متقاعد سازند که دوباره معتدل و صاحب حسن نیت و اندیشه‌های انسان‌دوستانه شده‌اند. همین امروز هم آلمان واحد که محصول ادغام مجدد آلمان غربی و آلمان شرقی در سال 1990 است، سعی دارد بی‌طرف بودن ظاهری خود را در مناقشات بین‌المللی فریاد کند تا مبادا متهم به تندروی‌های تازه شود. آلمان می‌تواند با دوری جستن از فرانسه و هر شریک احتمالی دیگری در امر تأمین یک سیمای متحد برای اروپای فعلی، چهره سال‌های اخیر خود به عنوان یک قدرت مسلم اروپایی را تجدید و حفظ کند اما در عصر و زمانه‌ای که اتحادیه اروپا (EU) تضعیف شده و «امریکای ترامپ» حریف می‌طلبد، هماوردی با این کشور فاقد اصول جوانمردانه مبارزه اقدامی بی‌فایده خواهد بود. اضافه بر این نرخ رشد اقتصادی آلمان در دو سال اخیر چنان نزول کرده که در یک فضای پربرخورد تازه نمی‌توان به ترمیم آن خوشبین بود. بنابراین سؤال روز این است که آلمان چقدر حاضر است از خودش بگذرد تا کل اروپا قدرتمند جلوه کند و خودستایی‌های ترامپ رنگ ببازد؟
منبع: project-syndicate

آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/7006/22/502380/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر