ننه سرما بالاخره عمو نوروز را می‌بیند؟



سال هاست همه اسمش را می‌شنوند اما کسی تا به حال او را از نزدیک ندیده است. اسمش «ننه سرما» است. ننه سرما شوهری دارد به اسم «بابا نوروز» یا همان «عمونوروز». این دو داستان عجیبی دارند. آخرین روز زمستان عمو نوروز با کلاه نمدی از بالای کوه روبه‌روی شهر، با لبی خندان و دلی شاد یواش یواش پایین می‌آید. ریش سفید دارد و عصا توی دستش است. نرسیده به دروازه شهر، خانه ننه سرماست که یک دل نه هزار دل عاشق عمو نوروز است. پیرزن اول هر بهار خورشید درنیامده، بیدار می‌شود و چشم به در می‌دوزد تا عمو نوروز بیاید. اما هر سال آنقدر کار می‌کند و مهیای آمدن عمونوروز می‌شود که از خستگی خوابش می‌برد.  عمو نوروز از راه می‌رسد اما دلش نمی‌آید پیرزن را بیدار کند. یک شاخه گل همیشه بهار از باغچه می‌چیند، یک نارنج را نصف می‌کند، یک استکان چای برای خودش می‌ریزد و بعد هم می‌رود. آفتاب یواش یواش توی ایوان پهن می‌شود و پیرزن آرام چشم‌هایش را باز می‌کند. اول چیزی دستگیرش نمی‌شود اما یک خرده که چشمش را باز می‌کند می‌بیند ای داد بی‌داد همه چیز دست خورده است. او گل همیشه بهار، استکان چای و نارنج نصف شده را می‌بیند و آن وقت می‌فهمد که عمو نوروز آمده و رفته و نخواسته او را بیدار کند. ننه سرما ناراحت می‌شود و غصه می‌خورد که چرا بعد از آن همه زحمتی که برای دیدن عمو نوروز کشیده، درست همان موقعی که باید بیدار می‌ماند خوابش برده و نتوانسته عمو نوروز را ببیند. هر روز پیش این و آن درد دل می‌کند که چه کند و چه نکند تا بتواند عمو نوروز را دوباره ببیند؛ تا اینکه روزی از روزها به او می‌گویند: «ننه جان! چاره‌ای نداری جز اینکه یک بار دیگر باد بهار بوزد، روز اول بهار برسد و عمو نوروز باز از سر کوه راه بیفتد بیاید پایین تا بتوانی چشم به دیدارش روشن کنی.» پیرزن هم چون چاره‌ای ندارد قبول می‌کند. او بار و بندیلش را می بندد و می رود تا زمستان سال دیگر. اما هرسال دوباره همان اتفاق می‌افتد و او از خستگی خوابش می‌برد و هیچ‌کس هرگز نمی‌داند که سال دیگر پیرزن می‌تواند عمو نوروز را ببیند یا نه. داستان ننه سرما و عمونوروز یکی از داستان‌های قدیمی ایران است که نسل به نسل بین مردم نقل می‌شده است. شاید این روزها زیاد آن را نشنیده باشیم اما باید بدانیم که قصه‌های قدیمی، بخش مهمی از فرهنگ هر کشور است.

آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/7021/16/504524/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر