ابوالفضل زرویی نصرآباد (۱۵ اردیبهشت ۱۳۴۸- ۱۰ آذر ۱۳۹۷)

کهنسال مثل سرو




مرتضی کاردر
خبر‌نگار
سال‌های آخر را به خانه پدری‌اش در احمدآباد مستوفی رفته بود و فارغ از هیاهوی تهران در روستایی که حالا کم‌کم تبدیل به شهر می‌شد و باغ‌ها و تالارها احاطه‌اش می‌کردند، روزگار می‌گذراند. بیشتر به مطالعه مشغول بود و گردآوری و انتشار آثار سال‌های گذشته و کنار آمدن با بیماری‌هایی که یکی پس از دیگری می‌آمدند و او را گرفتار می‌کردند. درست مثل پیرمردها که پس از بازنشستگی به روستای کودکی می‌روند و با بیماری‌ها و گرفتاری‌های کهنسالی دست و پنجه نرم می‌کنند و مرگ را انتظار می‌کشند. خیلی زود خودش را بازنشسته کرد و خلوت گزید و... مصائب پیری هم انگار فقط می‌دانند که در روزگار بازنشستگی و خلوت و تنهایی سر برسند بی‌آنکه به تقویم و سن و سال نگاه کنند. دوران درخشش ابوالفضل زرویی نصرآباد خیلی زود آغاز شد؛ از سال‌های آغازین دهه هفتاد و انتشار گل‌ آقا، وقتی که زرویی بیست و یکی دو ساله بود. انگار می‌دانست زندگی‌اش دراز نیست و فرصتی برای آزمون و خطا ندارد، پس از همان نوشته‌های اول شاهکار خلق کرد و نمونه‌هایی از شعر و نثر آفرید که در طنز امروز ایران می‌درخشند، چه آنها که کتاب شدند مثل «تذکره‌ المقامات» و «افسانه‌های امروزی» و «رفوزه‌ها» و «بامعرفت‌ها» و چه آنها که کتاب نشدند و در صفحه‌های انبوه مطبوعاتی که در دوره‌های مختلف در آنجا کار می‌کرد ماندند؛ مثل اخوانیه‌ها و نقیضه‌هایی که برای شاعران معاصر می‌گفت از سهراب سپهری و سیمین بهبهانی تا علی معلم و علیرضا قزوه؛ شعرهایی که از تسلط او بر ادبیات قدیم و جدید خبر می‌داد. بجز شعر و نثر و نوشته و تحقیق، «دفتر طنز حوزه هنری» و شب شعر «در حلقه رندان» نیز از یادگارهای زرویی است که هر دو تا در طول این سال‌ها بالیده و نسل تازه طنزپردازان امروز ایران که بسیاری از آنها دنباله‌رو زرویی محسوب می‌شوند، از آنجا برآمده‌اند.
آخرین دوره شاعری زرویی دوره کمال شعری او است، زرویی در این دوره به نوعی شعر حکیمانه گاه طنزآمیز روی آورد که در نهایت سادگی سروده شده است، همین شعرهایش بود که به میان مردم راه یافت و دهان به دهان گشت. گمان نکنم شعری از شاعران معاصر در این سال‌ها توانسته باشد این‌قدر فراگیر شود و مورد پسند خاص و عام قرار گرفته باشد.
وقتی در خلوت و تنهایی‌اش در احمدآباد مستوفی درگذشت هنوز به پنجاه سالگی نرسیده بود. کار خودش را کرده و بار خودش را بسته بود و به گمانم چند سالی بود که مرگ را انتظار می‌کشید. آخرین اثر منتشر شده‌اش «ماه به روایت آه» بود؛ روایتی از زندگی حضرت عباس بن علی(ع). دریغ که دیگر کارهای سال‌های خلوت و تنهایی‌اش مجال ظهور و بروز و انتشار نیافتند.



آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/7022/13/504737/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر