عوامل سلب حضانت از مادر و پدر




از آنجایی که تربیت فرزندان امری حائز اهمیت در جامعه کنونی می‌باشد، مسائل مربوط به آنان از جمله حضانت مورد توجه قرار گرفته  و قانونگذار شرایطی برای سلب حضانت از هر یک از والدین را مقرر نموده است. حال به بیان مواردی که به پدر این حق را می‌دهد تا با ارائه دادخواست از دادگاه تقاضای سلب حضانت از مادر را نماید می‌پردازیم چراکه اصولاً مطابق با ماده ۱۱۷۵ قانون مدنی نمی‌توان طفل را از پدر یا مادری که حضانت برعهده او می‌باشد گرفت مگر در مواردی که قانون مقرر داشته باشد. البته هرچند مواردی وجود دارد که برای سلب حضانت از پدر یا مادر، مشترک است لکن در این بین مواردی نیز وجود دارد که مختص سلب حضانت از مادر است.
براساس ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی در مواردی که پدر و مادر جدا از هم زندگی می‌کنند، وضعیت نگهداری طفل به این صورت است که مادر به‌دلیل نیاز فرزند به محبت مادری، تا سن هفت سالگی طفل برای نگهداری از او دارای اولویت است و پس از آن حضانت طفل بر عهده‌ پدر است. حال تا این سن که مادر حضانت را برعهده دارد مواردی وجود دارد که این حق را از او سلب می‌نماید که در ادامه به بیان آن می‌پردازیم.
همانطور که قبلاً نیز بیان شد بنابر ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی پنج مورد از مصداق‌های عدم مواظبت از طفل یا انحطاط اخلاقی، ذکر شده که مشترکاً موجب سلب حضانت از هر یک از والدین می‌گردد. این موارد عبارتند از:
۱. اعتیاد زیان آور به الکل، مواد مخدر و قمار
۲. اشتهار به فساد اخلاق و فحشا
۳. ابتلا به بیماری‌های روانی با تشخیص پزشکی قانونی
۴. سوء‌استفاده از طفل یا اجبار او به ورود در مشاغل ضداخلاقی مانند فساد و فحشا، تکدی گری و قاچاق
۵. تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف.
 حال مواردی نیز در ماده ۱۱۷۰ قانون مدنی منحصراً برای سلب حضانت طفل اعم از دختر و پسر از مادر و تعلق حضانت به پدر، بیان شده که شایان توجه است.
۱. جنون مادر
۲. ازدواج وی با فردی به غیر از همسر سابق خود یا به عبارتی همان پدر طفل.
البته حقوقدانان حکم ماده ۱۱۷۰ را در خصوص جنون پدر نیز جاری دانسته‌اند، چراکه تعلق حضانت به یک فرد مجنون به مصلحت طفل نیست و تفاوتی بین پدر یا مادر وجود ندارد، بنابراین اصلاح ماده ۱۱۷۰ ضروری به نظر می‌رسد. همچنین ازدواج مادر در صورتی موجب سلب حضانت می‌گردد که پدر طفل در قید حیات باشد در غیر این صورت بنابر آنچه که از ماده ۱۱۷۱ قانون مدنی برمی‌آید ولو برای طفل قیم تعیین شده باشد، حضانت طفل برعهده مادر است مگر اینکه با توجه به آنچه ماده ۴۳ قانون حمایت خانواده مقرر داشته، حضانت مادر خلاف مصلحت فرزند باشد که در این صورت دادگاه برای طفل قیم تعیین می‌نماید. بنابراین اگر حضانت از مادر به‌دلیل ازدواج او سلب گردیده باشد با فوت پدر فرزند، اصولاً حضانت مجدداً برعهده مادر قرار می‌گیرد. البته اصل این حکم نیز یعنی سلب حضانت از مادر در صورت ازدواج مجدد، از دو جهت قابل انتقاد می‌باشد. اولاً اینکه اگر این حکم بر مبنای آثار سوء وجود ناپدری مقرر شده است چرا متقابلاً آثار حضور نامادری نادیده انگاشته شده است؟ ثانیاً این حکم زن را به لحاظ روانی تحت تأثیر قرار داده و به‌دلیل از دست ندادن حضانت فرزند مانع ازدواج او بعد از جدایی می‌شود.
همچنین اگر این حکم به این دلیل مقرر شده است که با ازدواج مادر، او از نگهداری طفل باز می‌ماند باید گفت حقوق شوهر مانع انجام سایر وظایف او نمی‌گردد. بنابراین شایسته است بر مبنای مصلحت طفل که فلسفه حضانت نیز همان است، تصمیم گرفته شود و به عبارت بهتر مورد به مورد بررسی صورت گیرد نه به‌صورت یک حکم کلی.
در پایان باید این مسأله را بیان داشت که جدایی پدر و مادر و تعلق حضانت به یکی از آنها مانع از این نیست که والد دیگر، فرزند را ببیند. بنابراین قانونگذار این حق را صراحتاً در ماده‌ ۱۱۷۴ قانون مدنی مقرر کرده است که در صورتی که به هر علتی والدین در یک منزل سکونت نداشته باشند، هر یک از آنها که حضانت متعلق به او نیست حق ملاقات طفل را دارد.
 



آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/7034/15/507620/1
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر