گروه‌های امدادی جوانان در حیات وحش

وقتی سیل خانه گوزن‌ها را ویران می‌کند





سهیلا نوری
گزارش‌نویس
سیل فقط خانه ما آدم‌ها را خراب نمی‌کند. این روزها خیلی از ما نگران سرنوشت گوزن‌های زرد و کل و قوچ و اسب و شتر و حتی مارهای بی‌پناه بودیم. البته خیلی‌ها هم بیکار ننشستند و آستین بالا زدند که به این
سیل زده‌های زبان بسته کمک کنند. اسحاق حمایتی یکی از این جوان‌ها است. اهل استان گلستان و از سال‌ها قبل در گمیشان و شهرهای اطراف برای بهبود وضعیت سگ‌ها، گربه‌ها و حیوان‌های بی‌پناه فعالیت می‌کند. آن طور که خودش می‌گوید کمک به حیواناتی که پناهگاه و غذایی ندارند در این منطقه از کشور آنقدرها جا نیفتاده و این کار برای مردم منطقه توجیهی ندارد، اما این طور هم نبوده که برای این کار به او انتقاد کنند. برای او مهم کمک به جاندارانی است که با چشم‌هایشان حرف می‌زنند.

با عمیق شدن فاجعه سیل در استان‌های لرستان و خوزستان، اخبار به نسبت کمتری از استان گلستان می‌شنویم، اما همچنان وضعیت این نقطه از کشور عادی نیست و اسحاق و دوستانش خود را موظف به امدادرسانی می‌دانند؛ تا انتهای شب به مردم سیل‌زده منطقه کمک می‌کنند و از بامداد تا نزدیکی‌های صبح به حیواناتی که پناهی ندارند: «جمعیت شترهای منطقه چندین هزار نفر برآورد می‌شود و ما آنها را به بخش‌های مرتفع منتقل می‌کنیم و با قایق، علوفه و آذوقه می‌رسانیم.‌ از بابت اسب‌ها نگرانی خاصی وجود ندارد چون سیل به منطقه اسبدوانی نزدیک نشد، اما بیشتر از 40 غاز و تعداد زیادی سگ و گربه ماده و توله‌هایشان را به مناطق خشک منتقل کردیم و نیمه‌شب که کار خدمات‌رسانی به مردم شهر و روستاها تعطیل می‌شود، با قایق سروقت‌شان می‌رویم که منتظر آب و غذا هستند. غازها  تا متوجه آمدن ما می‌شوند آنقدر سر و صدا می‌کنند که سرسام می‌گیرم ولی خب ناراحت نیستم برای اینکه فکر می‌کنم تهیه آب و غذای این زبان بسته‌ها به من سپرده شده است.» اسحاق از روند آهک‌پاشی در مناطقی می‌گوید که در آنها سطح آب فروکش کرده تا به این ترتیب لاشه حیواناتی که در اثر سیل تلف شده‌اند، امکان بروز انواع بیماری‌ها را فراهم نکنند، ‌اما آنچه که برای او و سایر مردم منطقه مایه نگرانی است جریان گرفتن آب به سمت بندر ترکمن است. موقعیت جغرافیایی بندر طوری است که به این سادگی امکان هدایت آب به سمت دریا وجود ندارد، ضمن اینکه در برخی از مناطق سیل‌بندهایی ساخته می‌شود که موجب بالاتر آمدن سطح آب می‌شود و در صورت شکافتن سیل بند، سیلاب بدتری به راه می‌افتد. البته داخل پرانتز باید نوشت که به گفته مردم محلی، ساخت سیل‌بند در همه نقاط گلستان به کیفیت روزهای نخست انجام نمی‌شود و اهالی شهرها و روستاها، دیگر به اندازه روزهای اول توان و انگیزه کافی برای ساخت سیل‌بند ندارند.

نجات گوزن زرد ایرانی
حمایت از حیوان‌ها در استان خوزستان هم به شکل زیبایی اتفاق افتاد. منطقه حفاظت شده اطراف کرخه به‌منظور حفظ و نگهداری از گوزن زرد ایرانی در نظر گرفته شده است، اما حیوان‌های دیگری هم در این منطقه وجود دارند که با بالا آمدن حجم آب، آنها خودشان را به مکان‌های امن و مرتفع رساندند. به‌همین خاطر است که طبق گفته محمد الوندی از فعالان محیط زیست کرخه هنوز نمی‌توان در خصوص آسیبی که به‌گونه‌های جانوری این منطقه وارد شده اظهار نظر کرد، اما خیال او و تعدادی از دوستانش راحت است که با شدت آبگرفتگی ناشی از سرریز سدهای کرخه و دز، خودشان را به قرق حفاظت شده کرخه رساندند و گوزن زرد را به منطقه‌‌ای امن منتقل کردند:
«در این محدوده 200 هکتاری، گربه جنگلی، شغال، خدنگ، رودک عسل‌خوار و گونه‌های دیگری وجود دارد که ما به حضورشان در این سایت اصراری نداریم چراکه این منطقه برای زندگی گوزن‌های زرد ایرانی طراحی شده است، اما به این معنا نیست که از حضورشان در این منطقه ممانعت می‌کنیم. فقط اینکه زنده‌گیری آنها برایمان در اولویت نیست و از همان روزهایی که هشدارها در خصوص مناطق اطراف کرخه آغاز شد، برای اینکه گونه‌های جانوری موجود در سایت حفاظت شده در خطر نباشند، بیشتر از 10 نقطه فنس‌کشی‌های سایت را باز کردیم تا در صورت بالا آمدن سطح آب، این حیوان‌ها بتوانند خودشان را نجات دهند و به نقاط مرتفع پناه ببرند.
این موضوع در مورد تعداد دیگری از گوزن‌های زردی هم که در این منطقه وجود دارد صدق می‌کند، ‌اما در مورد ماده گوزنی که در قرنطینه بود نه. حفظ جان این حیوان به منظور تصمیم‌هایی که برای زاد و ولدش وجود دارد مهم است و قصد رها‌سازی‌اش را نداریم به همین خاطر با وجود اینکه در بخش‌های مختلف سایت آب چیزی در حدود 70 سانتیمتر بالا آمده و در این شرایط امکان خفگی حیوان وجود ندارد، پیش از هرگونه خطری وارد عمل شدیم و به‌همراه تعدادی از جوان‌های علاقه‌مند گوزن را که در قرنطینه بود با قایق به مکانی امن منتقل کردیم. در مورد حیوان‌های منطقه حفاظت‌شده دز هم همین روال انجام شده و آنجا هم تمهیدات لازم صورت گرفته است.» آن‌طور که الوندی می‌گوید درست است که تا این لحظه برای حیوان‌های اطراف کرخه و دز نگرانی خاصی احساس نمی‌شود، اما از آنجا که فصل زاد و ولد حیوا‌ن‌هاست، شاید برای حیوان بالغ نگرانی کمتری وجود داشته‌ باشد، اما برای توله‌ها جای نگرانی هست و با توجه به اینکه تقریباً بیشتر قسمت‌های اطراف کرخه و دز زیر آب است، آبگرفتگی منطقه همچنان به قوت خود باقی است و امکان امدادرسانی به حیوان‌ها محدود است، به همین‌خاطر هنوز نمی‌شود در مورد آمار تلفات احتمالی و خسارت‌هایی که به فنس‌کشی‌ها وارد شده اظهارنظر کرد. البته تعداد نه چندان اندکی گاو و گاومیش و حیوان‌های بومی تلف شده‌اند که این آمار رو به افزایش است.

دغدغه جوانان دامپزشک
لرستان که به شکل دلخراشی اسیر قهر طبیعت شد وضعیتی به مراتب اسفناک‌تر از استان‌های شمالی و جنوبی دارد. میزان خسارت وارد شده به شهر و روستاها و حجم گل و لای که همه زندگی اهالی را به نابودی کشاند، فرصت فکر کردن به حیوان‌های بی‌پناه را از خیلی‌ها گرفت، اما در این میان همان کسانی که در طول سال حیوان‌های بی‌پناه را فراموش نمی‌کنند بازهم برای نجات حیوانات راهی این منطقه شدند. نمونه‌اش ماهرویی که تحصیلکرده رشته دامپزشکی است. او بلافاصله به همراه تعداد دیگری از هم‌دانشگاهی‌هایش راهی پلدختر شدند. اولویتشان با حیوان‌ها بود که در این شرایط کمتر به آنها توجه می‌شود، اما با رسیدن به پلدختر و وارد شدن به روستاهای اطراف شهر این اولویت تغییر کرد: «با خودم فکر می‌کردم به روستاها سر می‌زنم و هر حیوانی را که شکستگی یا زخم ناشی از سیل دارد مداوا می‌کنم، اما راستش را بخواهی منطقه با آن چیزی که تصور می‌کردم زمین تا آسمان فرق
داشت.
در شرایطی که تا سقف خانه‌ها را گل و لای پوشانده ‌طوری که یخچال خیلی از خانه‌ها به سقف چسبیده، از هر کسی سراغ دام‌هایش را می‌گرفتم یا نگاه عاقل اندر سفیه به من می‌کرد یا اینکه مثل خیلی‌های دیگر می‌گفت قبل از اینکه سیل بیاید دام‌ها را دادیم بردند در ارتفاعات اطراف. فرصت نشد حداقل یک حیوان دست و پا شکسته را هم مداوا کنم، البته من بیخیال نمی‌شوم. قرار است هفته‌های آتی که اهالی اسکان پیدا می‌کنند دام‌ها را بیاورند به روستاها. آن‌وقت باز می‌روم تا در صورت نیاز به حیوان‌های آسیب‌دیده رسیدگی کنم.»
معنی حرف‌های ماهرویی این نیست که چون حیوانی برای مداوا نبود، در پلدختر و روستاهای اطراف آن کاری انجام نداده است. او هم تمام روزهایی که در منطقه حضور داشت مثل همه پیرها و جوان‌هایی که مشغول تخلیه گل و لای از خانه‌ها بودند، بیل و کلنگ به دست گرفت تا حتی به اندازه ذره‌ای هم که شده چهره شهر و روستا را تغییر دهند.

آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/7035/12/507777/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر