مامان قابلی نداره یعنی چی؟





نرگس عزیزی
این هفته قرار بود فاطمه با کمی کاموا، بادکنک و چسب چوب یک توپ کاموایی درست کند تا بعد آن را به مدرسه ببرد. تصورم این بود که اگر چسب چوب بخرم، دیگر ماجرا حل است چرا که از قبل بادکنک و کاموا در خانه داشتیم. اما وقتی عصر جمعه بساط کاردستی را پهن کردیم متوجه شدم که کامواها پیش از این توسط دخترها برای کار دیگری مصرف شده و کاموای چندانی در خانه نداریم. البته خوشبختانه از گوشه و کنار کمد اسباب‌بازی دخترها کمی کاموا پیدا شد. فاطمه هم همان میزان کاموا را در چسب چوب رقیق شده زد و روی بادکنک چسباند. تا بعد از یکی دو روز که کامواها خشک شد، بادکنک را بترکاند و از لای کاموا خارج کند تا یک توپ توخالی از کاموا داشته باشد. بعد از انجام کاردستی فکر کردم، شاید بیش از خود فعالیت، داستانی که سر کاموا پیش آمد، برای دخترها آموزنده بود. تا پیش از این چندین بار از دخترها خواسته بودم که بدون هماهنگی با من سر کشوها در اتاق خواب ما نروند و خب هر بار آن‌ها مثل دیگر بچه‌های همسن و سال خودشان، شاکی شده بودند که چرا نباید بروند؟ فکر می‌کنم اتفاقی که این بار افتاد، برایشان این موضوع را تا حدی روشن کرد که استفاده بدون هماهنگی از وسایل می‌تواند چنین مسائلی را به‌دنبال داشته باشد.
البته جدای از داستان کاموا در عصر جمعه، در طول هفته هم مریم با یک سؤال حسابی من را به زحمت انداخت! مریم پرسید «مامان، قابل نداره یعنی چی؟» اول ازش پرسیدم کجا شنیدی؟ گفت آقای مغازه‌دار گفت. کمی فکر کردم که چه طور برایش توضیح دهم. با کمی مِن مِن شروع کردم که «قابلی نداره، برای برخی بیشتر نشانه‌ای از مؤدب بودن است، آقای مغازه دار هم خواسته این طوری نشان دهد که به ما احترام می‌گذاره..» مریم که دید بیش از حد دارم شمرده حرف می‌زنم، گفت «خب برای چی می‌گه؟ مگه یه جور دیگه نمی‌شه مؤدب بودن خودش رو نشون بده، مثلاً بگه سلام! یا وقتی یک چیزی از ما می‌خواد، لطفاً یادش نره.» از مثال‌های مریم خنده‌ام گرفته بود. مثال‌هایش مواردی بود که در مهد و در خانه به‌عنوان نشانه‌های ادب به او گفته شده بود. دیدم اگر بخواهم موضوع تعارف را توضیح بدهم، به احتمال زیاد فقط به گیجی بیشتر مریم دامن خواهد زد. برای همین حرف مریم را تأیید کردم و گفتم درست می‌گی، برای مؤدب بودن راه‌های بهتری هم هست. مریم که تأیید من را دید، دیگر سؤالی نپرسید. اما راستش بعد از آن فکر کردم شاید اصلاً برداشت مریم درست‌تر باشد، آخر وقتی مغازه ‌داری حاضر نیست به وقت ورود مشتری ادب خرج کرده و سلام کند، دیگر تعارف کردن در زمان حساب چه جایی دارد؟



آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/7051/6/510139/1
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر