روایت های یدالله مفتون امینی در روز تولدش

خاطراتی از اخوان تا رهی معیری




یدالله مفتون امینی، شاعر و منتقد معاصر که 67 سال از عمر 94 ساله‌اش را شاعری کرده، دیروز در سالروز تولدش زانو به زانوی خبرنگار ایسنا نشست و از هر دری سخن گفت. از مرور خاطرات و خاطره گویی از شهریار و اخوان و عمران و رهی گرفته تا وضعیت دیروز و امروز شعر و.... جامعه امروز و البته آرزوهایش در این سن و سال.
امینی که اولین دفتر شعرش (دریاچه) را 67 سال پیش سروده است، در بخشی از این گفت‌و‌گو با مرور خاطرات خود از شاعرانی که سال‌هاست از دنیا رفته‌اند، گفت:«رهی معیری برخلاف گفته برخی، آدم ساده‌ای بود. مهدی سهیلی همیشه در التزام ایشان بود و دوست نزدیک‌شان بود. آن زمان آنها دو گروه‌ بودند و هرکدام دوره‌ای داشتند. سردسته تیپ رهی، علی دشتی بود.... اغلب هنرپیشه‌ها و خواننده‌ها مثلاً احمد عبادی به دیدن رهی می‌آمدند. آدم خیلی ساده و بی‌ریایی بود. با شهریار هم مقداری اختلاف داشتند. برخی هم که ‌می‌دیدند آنها اختلاف دارند، دستکاری می‌کردند و به اختلاف آنها دامن می‌زدند.... شهریار هم به نحوی سنتی بود اما شباهتی به خیلی از سنتی‌ها نداشت. نماز و دعایش سرجایش بود... به قیافه خیلی اهمیت می‌داد و می‌گفت اگر کسی تارزن خوبی باشد محال است که بدقیافه باشد، اگر وجاهت نداشته باشد حداقل ملاحت دارد.»
امینی در بخش دیگری از این گفت‌و‌گو با قیاس وضعیت امروز و دیروز شعر در ایران گفت: «مسأله اصلی این است که خود شعر اقبال قبل را ندارد. طوری شده که شعر باید با یکی از هنرها ازدواج کند تا دیده شود، دیگر به شعر خالی محل نمی‌دهند. آن موقع کسی از شعر انتظار نداشت که همراه هنر دیگری باشد اما انتظار داشتند شاعر کاری کند که دیگران نکرده‌اند. شاعر خودش زیبا و خوش‌لباس بود کافی بود. آن موقع انتظار داشتند نظر شاعر را نسبت به هستی و نیستی، ادامه زندگی، آزادی و جبر و اختیار بدانند، در واقع می‌خواستند بدانند پشت شعرهایی که می‌گوید چیزی هست یا نه.»
به‌گفته او «در ایران به شاعران حرمت می‌گذارند. اما چند وقتی است ریتم ضربان قلبم به هم خورده‌ است. جایی را به من معرفی کردند تا بروم. به من گفتند یکی از دکترها اهل ذوق است و علاقه‌مند به شعر و شاعری. دیدم به من ایمیل زده‌اند که روز دوشنبه فلان دکتر خارج از نوبت منتظر شماست و فهمیدم صحبت‌هایی با آن دکتر شده است. دکترها بین بیماران و شاعران تفاوت قائل می‌شوند؛ مثلاً دکتری با قیمت ارزان به احمدرضا (احمدی) باتری برای قلبش می‌دهد یا در بیمارستان از شاملو چیزی نمی‌گرفتند. در ایران شاعر نوعی خجستگی دارد؛ حتی اگر شاعر متوسطی هم باشد. اما در بیرون از ایران این‌طور نیست، شاید برای خواننده یا بازیگر این‌طور باشد. به فیلسوف احترام می‌گذارند اما به او اشتیاقی ندارند.»

آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/7080/16/513567/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر