آنتونیو باندراس از تجدید همکاری‌اش با کارگردان مشهور اسپانیایی و فیلم جدید «درد و افتخار» می‌گوید

المو دووار گفت «دوباره اروپایی فکر کن»





آنتونیو باندراس اسپانیایی و معروف که جایزه برترین بازیگر مرد را در جشنواره معتبر اخیر کن فرانسه برد، این پیروزی را به هموطن آشنایش پدرو المودووار هدیه کرده که کارگردان فیلم تازه «درد و افتخار» بوده است. باندراس 58 ساله که ازعوارض یک سکته قلبی در دو سال پیش رهایی یافته، برای هشتمین‌بار است که با المودووار به‌عنوان دوست و همکار قدیمی‌اش به ارائه کاری مشترک همت گماشته است. المودووار 69 ساله هم که مثل باندراس مشکلات جسمانی و برخی بیماری‌های قلبی را در دهه‌های اخیر تجربه کرده، در «درد و افتخار» داستان زندگی و فعالیت‌های فیلمسازی را تشریح می‌کند که به‌وضوح نمادی از خود اوست. این کارگردان در داستان این فیلم سالوادور مالو نام دارد و او مردی است که برخی ناملایمات زمانه و روحیه سست خودش، وی را به‌ سوی مواد مخدر سوق داده است. باندراس که پیروزی‌اش در کن احیای آشکار او پس‌ از پنج شش سال بی‌فروغی و دور ماندن از اوج تلقی شده است، می‌گوید: برخلاف باور مردم هنرمندان سرشناس منجمله ستارگان سینما در محیطی مخمل‌گونه و در فضایی بهشت آسا زندگی نمی‌کنند بلکه برعکس با رنج‌ها و مشکلات زیادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند و آنچه تحمل این رنج‌ها را ضروری می‌سازد، رسیدن هر از چندگاه به پیروزی‌ها و افتخارات و جوایز هنری است و دستاوردهای «درد و افتخار» هم چیزی از این قبیل است. باندراس که سال‌ها در امریکا ساکن شده بود و اینک اوقات خود را در اسپانیا و هلند می‌گذراند، در مصاحبه پیش‌رو، راجع به تجدید همکاری‌اش با پدرو المودووار، شرایط تهیه و فلسفه وجودی این فیلم و برخی مسائل دیگر سخن می‌گوید.

درباره المودووار و کار مشترک جدیدتان صحبت کنید. این دوستی و همکاری دیرین چگونه شکل گرفته است؟
من همیشه المودووار را دوست داشته و به عقایدش احترام گذاشته‌ام و وی را نوعی راهنما و برادر بزرگ برای خود می‌دانم. با این حال وقتی 9 سال پیش مرا برای بازی در یکی از فیلم‌های قبلی‌اش به‌ نام «پوستی که در آن زندگی می‌کنم» فراخواند، ارتباط کاری ما وارد مرحله‌ای تازه شد.
‌ از چه نظر؟
تا المودووار را دیدم، گفتم ببین در این 25 سال در هالیوود چقدر رشد کرده‌ام و حالا فقط با صدای خود یا با هنر Body Language هم قادرم پیام‌رسانی کنم. نگاهی به من انداخت و گفت این کارها و هنرها به درد خودت می‌خورد و من به هیچ‌ یک از مواردی که گفتی، نه اعتقاد دارم و نه علاقه‌ای. من چیز دیگری از تو می‌خواهم. منظور پدرو فرهنگ و برداشت اروپایی‌ها بود و او می‌خواست برای بازی مجدد در فیلم‌های وی جلد و قالب امریکایی‌ام را دور بریزم و یک بار دیگر مثل اروپایی‌ها فکر و اقدام کنم.
‌ بواقع المودووار شما را از خواب‌های بیهوده و تصور کاذب تکامل پراند.
همین‌طور است. خود من نیز این اشتباه و برداشت غلط را داشتم که رفتنم به هالیوود و بازی پر طمطراق طبق معیارهای آنها کار بزرگی است.
‌ قضایای «درد و افتخار» چطور شروع شد؟
من مراحل و مراتب تغییر ماهیت مجدد خود را شروع کرده بودم و می‌رفتم که یک بار دیگر در پوسته یک هنرمند اروپایی قرار گیرم. با این حال وقتی سناریوی «درد و افتخار» را دیدم و مطالعه کردم، تعجبم بیشتر شد.
‌ تعجب بابت چه؟
بابت همه‌چیز، موضوع فیلم و سهم و وظیفه من در آن.
المودووار به شما چه گفت؟
او شخصیت اول فیلم را برای من حلاجی کرد و مسائل را برایم روشن ساخت. من نیز هرچه توان و مهارت داشتم، ارائه دادم. در نهایت یکی از جالب‌ترین و بهترین مشاغل عمر هنری‌ام را تجربه کردم و فکر می‌کنم همه چیزها و ادوات و امکانات این فیلم در سطحی فوق‌العاده بود.
درست است که قدری پیر شده‌اید اما در این فیلم به لطف گریم پیرتر از آنچه هستید، به‌نظر می‌آیید. این‌طور نیست؟
خوشحالم که مرا هنوز جوان می‌دانید اما فاصله کمی تا 60 ساله شدن دارم و در نتیجه احتیاجم به گریم برای بازی در نقش افراد پیر هر ساله کمتر می‌شود و روحیات آنها را پیوسته بیشتر درک می‌کنم. مشکلی هم با این قضیه ندارم و باید پیری را مثل هر خصلت و فرآیند دیگری طی عمرتان بپذیرید و با آن زندگی کنید. مراحل انسان همین است و روزی جوان است و زمانی پیر می‌شود. چرا از این پروسه فرار کنیم؟
‌ آیا واقعاً احساس تکامل و بهتر شدن می‌کنید؟
صد‌درصد، وقتی جوان‌تر بودم قدرت حس و ایفای برخی افراد و مسائل را نداشتم و اصلاً فکرم به آن نمی‌رسید ولی حالا نسبت به چیزهایی صاحب حس و برداشت و قوه تحلیل و عرضه شده‌ام که هرگز تصورش را نمی‌کردم. اینک نترس‌تر و صاحب شهامت و قوه ریسک‌پذیری بیشتری شده‌ام.
‌ کاملاً مشخص است که کاراکتر ظاهراً خیالی سالوادور مالو در این فیلم نه یک چهره غیر واقعی بلکه خود المودووار است و او بواقع داستان زندگی خودش را شرح داده است.
همین‌طور است، اما اصلاً قابل اثبات نیست.
یعنی این اتفاقات برای خود المودووار روی نداده است؟
شاید واژگان «واقعیت خیالی» بهترین توصیف برای این فیلم باشد زیرا در عین اینکه ساختار فیلم و قصه مرتبط با المودووار است اما مطمئنم برخی از اتفاقات مطروحه در فیلم اصلاً رخ نداده است. بعضی کاراکترها واقعی‌اند و المودووار آنها را از خودش درنیاورده اما بعضی دیگر‌ زاده ذهن او و افرادی هستند که پدرو فکر می‌کرده برای او و اطرافش قابل خلق و خودنمایی‌اند.
‌ یعنی می‌خواهید بگویید قسمتی از این فیلم فقط تجلی آرزوهای المودووار است و چیزهایی که او همیشه می‌خواسته است بگوید و تا به‌حال دلایل و پایه‌ها و ملزومات آن را پیدا نکرده بود.
دقیقاً، روزی مادر پدرو را که نامش فرانچسکا است، ملاقات کردم و دیدم چه میزان از وجود وی و اعتقاداتش در وجود پدرو هم نشست کرده است. او زن فوق‌العاده و اندیشمندی است و پدرو هم اعتقاد ویژه‌ای به وی دارد. روزی که صحنه مکالمه من و کاراکتر ایفا‌کننده نقش مادرم در فیلم «درد و افتخار» را می‌گرفتیم، المودووار در زمان بیان شرح وظایف و متن گفتارم احساساتی شد و اشک در چشمانش حلقه زد. او کاراکتر مادر واقعی‌اش را در آن نقش متجلی ساخته و به تصویر کشیده بود.
تصویر جامعه اسپانیا در این فیلم تا چه حد به حقیقت نزدیک است؟
بسیار زیاد. پدرو به گذشته دور سفر کرده و آنچه در اواسط دهه 1960 در قالب یک روستا در گوشه‌ای از اسپانیا پیش‌روی ما می‌گذارد، دور از واقعیت نیست. البته بعضی مسائل نیز فقط مرتبط با او و خانواده‌اش است و عمومیتی بر آن مترتب نیست. در فیلم می‌بینیم که در فضاهایی روستایی و خارج شهری روال و روند‌هایی دیکتاتوری مآبانه برقرار است و پدر خانواده را مردی روستایی و معمولی می‌یابم و پسری که مجبور است علایق واقعی‌اش را پنهان نگه دارد.
منبع: Herald   Tribune


آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/7081/10/513663/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر