روایت امیر دژاکام از جاذبه‌ها و دافعه‌های برتولت برشت در سالمرگ این چهره تاریخ‌ساز ادبیات نمایشی

افشاگر بودن او را ماندگار کرد




امیر دژاکام
کارگردان و بازیگر تئاتر
امروز سالمرگ برتولت برشت است. او با نام کامل اویگن برتولت فریدریش برشت ۱۰ فوریه ۱۸۹۸ در آلمان به دنیا آمد و ۱۴ آگوست ۱۹۵۶ از دنیا رفت. این نمایشنامه‌نویس، کارگردان تئاتر و شاعر آلمانی را البته بیشتر به عنوان برجسته‌ترین نمایشنامه‌نویس تئاتر روایی (که نقطه مقابل تئاتر دراماتیک است) و نمایشنامه‌های مشهورش می‌شناسند. اما برشت گذشته از اینکه نمایشنامه‌نویسی موفق و کارگردانی بزرگ بود، شاعر خوش‌قریحه‌ای هم بود و شعرها، ترانه‌ها و تصنیف‌های بسیاری سرود. برشت با ابداع سبک فاصله‌گذاری در تئاتر، انقلابی بزرگ را در هنرهای نمایشی ایجاد کرد.

مشترکات جامعه‌ای که برشت در آن زندگی می‌کرد با جامعه ما را بی‌شک جامعه‌شناسان می‌توانند بررسی کنند و از آن سخن بگویند. من به عنوان یک بازیگر و کارگردان تئاتر تنها می‌توانم درباره اشتراکات متنی سخن بگویم. یعنی طرح این موضوع که آیا آنچه به عنوان مضمون در آثار برشت آمده با آن‌چیزی که در جامعه امروزی ما در حال وقوع است و به‌هر صورت جریان دارد و نمودی عینی از آن مصادیق است. مثلاً وقتی درباره آثار چخوف حرف می‌زنیم، باید به این مسأله اشاره کنیم که فهم آثار او به‌نظر سخت است. یعنی هر کارگردانی که نمایشنامه‌ای از او اجرا کرده به قول بزرگان نمایش، درست از آب درنیامده است. من از زمان دانشجویی با خودم می‌گفتم پس این اجرای درست از آثار چخوف دقیقاً چیست و چه ماهیتی دارد. یک سوی قضیه این است و از سوی دیگر این فرضیه نیز وجود دارد که ما در درک چخوف دچار مشکل هستیم. در آثار چخوف روابط سرد است، آدم‌ها خودشان را پنهان می‌کنند، پیچیده هستند، خط قصه تودرتوست و کمی برای ایرانی‌ها ارتباط برقرار کردن با چنین اثری سخت است؛ اما خط قصه در آثار برشت، مستقیم است. سرراست حرفش را می‌زند. هم در کارهای بزرگ و هم در کارهای کوچکش موضع‌گیری‌های روشن و شفاف دارد. از طرف دیگر آثار برشت سرگرم کننده، تازه و باز هستند. به عنوان مثال «دایره گچی قفقازی» همیشه تازه است و جذابیت دارد. یا وقتی ترس و نکبت «رایش سوم» را نگاه می‌کنیم می‌بینیم هرکدام از این قصه‌های کوتاه می‌تواند در روابط ما وجود داشته باشد. یا «آرتور اویی» به‌نوعی برداشتی از ریچارد سوم است. با این تفاوت که ریچارد سوم روی نفسانیات و مسائل روانی و عاطفی بحث می‌کند؛ اما آرتور اویی مستقیم می‌رود سر وقت موضوع اصلی و اینکه یک کانگستر چطور به یک کارتل سرمایه‌دار
تبدیل می‌شود.
یکی از دلایل جذابیت برشت افشاگر بودن اوست. یعنی موضوعات مختلف را در قصه‌هایش خیلی خوب مطرح می‌کند و راجع به اقتصاد، جامعه‌شناسی، نظام سرمایه‌داری و... حرف می‌زند و اگر شکسپیر مسائل را روحی روانی مطرح می‌کند، برشت بسیار ملموس و جامعه شناسانه آنها را مطرح و بررسی می‌کند. این برای انسان امروزی جذاب است. البته نمایش‌های برشت بسیار کم اجرا شده چون به لحاظ تکنیکی سخت است. اگر درست خاطرم باشد اولین کارهایی که از برشت اجرا کردم جزو نمایش‌های آموزشی بود که قصد داشت خود گروه را تربیت کند و برای مخاطب نبود. بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی «ننه دلاور»، «آرتور اویی» را کار کردم و قصد داشتم نمایشنامه «زن نیک ایالت سچوان» را روی صحنه ببرم که به دلایلی اجازه اجرا به من داده نشد و حالا با صحبت‌هایی که شده قرار است فرصتی در ایرانشهر به من داده شود که سال آینده آن را روی صحنه ببرم. در کارهای من تنوع زیاد است. اجراهایی از ادبیات فارسی، نمایش‌های تک‌نفره، موزیکال، اپرا و فولکلور و کارهای خارجی داشته‌ام. در آثار خارجی هم برشت همیشه برای من جذاب بود. این یک ارتباط آزمایشگاهی است. من این سه اثر را که اجرای عمومی بردم متوجه علاقه و استقبال مردم شدم. طبیعتاً این اتفاق من را جذب می‌کند که این مسیر را دوباره بروم. یا درباره شکسپیر علاقه‌مند بودم کار کنم و موفق شدم مکبث را کار کنم و بازهم فرصتی بشود یک کار دیگر از شکسپیر اجرا خواهم کرد. به‌هر صورت علاقه‌ من به کسی مثل برشت، چیز عجیبی نیست و علاوه بر جذابیت‌های متنی و ذات کارهای برشت این علاقه پیش آمد تا آثاری از او را روی صحنه ببرم و همان‌طور که گفتم استقبال بسیار خوب تماشاچی‌ها، مهر تأییدی بر این مسأله زد و من هم مشتاق‌تر و علاقه‌مندتر شدم.

آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/7132/16/519111/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر