ویژگی‌هایی که رمان «ورم» را به اثری شاخص تبدیل کرده است

قدرت در برهوت انسانی




زینب مرتضایی فرد
نویسنده
حالا پس از ورود پررنگ رمان‌های ترک به ایران، آثار نویسندگان عرب زبان هم یکی پس از دیگری ترجمه می‌شوند و جای خود را در بازار کتاب ایران باز می‌کنند، اتفاقی که هر چند بالعکس آن کمتر رخ می‌دهد و ماجرایی طولانی و مفصل است. «ورم» نوشته ابراهیم الکونی یکی از رمان‌های تازه‌ای است که با ترجمه محمدعلی عسکری از سوی نشر فلات روانه بازار کتاب شده است.
رمانی که با فضایی وهم آلود آغاز می‌شود. جادویی که همیشه انسان را مسحور خود و سپس سرنگون کرده در این رمان نیز همان اول کار، قهرمان داستان را اسیر خود کرده است. او قرار بود والی خوبی باشد، قرار بود به عدل در واحه رفتار کند اما مثل هر انسان دیگری مستی قدرت فریبش داده، خلعت پیشوا را گرفته و پوشیده، کم‌کم به خرافه پراکنی و فریب مردمانش مشغول شده، تمام آنچه ناصواب بوده را انجام داده و هر بار هم به خلعت پناه برده، آن را به تن کرده و غافل بوده از آنکه هر چیز امروز با توست و ابزار قدرت گرفتنت، به آنی می‌تواند بشود بلای جانت.
نویسنده همان صفحات اول ضربه اصلی را به مخاطب وارد کرده و در رئالیسم جادویی خاصش او را به‌دنبال خود می‌کشاند. والی مست قدرت، در حالی که خلعت پیشوا را به تن داشته به خواب رفته. حالا که بیدار شده خلعت که پوست یک حیوان بوده به تنش چسبیده و کم کم متوجه می‌شود، بخشی از پوست بدنش شده است. بقیه داستان ماجرای تلاش‌ها و کشمکش‌های والی برای نجات از سحری است که به خواست پیشوا بر او حادث شده و باطل کردنش از عهده هیچ جادوگری برنمی آید.
در تلاش‌های قهرمان برای رهایی نکات جالبی دیده می‌شود که نزدیکی بسیار زیادی به عرفان ایرانی دارد؛ عرفانی که پس از ورود اسلام به ایران دوره اوج خود را پشت سر می‌گذارد و طبیعتاً در اسلام ریشه دارد. علائم وجود حادثه، شیوه‌های مبارزه با آن و دلایلی که برای آن برشمرده می‌شود، حکایت‌های بسیاری را نزدیک به آنچه عرفای ایرانی هم به آن پرداخته‌اند دارد و ظاهر و بیانی امروزی‌تر به خود گرفته است. اگر اهل خواندن متون عرفانی باشید می‌توانید رئالیسم جادویی این نویسنده عرب را بخوانید و در آن رگه‌هایی از یک زیست عرفانی که درصدد آگاهی بخشی است، پیدا کنید.
 نویسنده در استفاده از مکان هم تبحر فراوان دارد، صحرا را می‌شناسد و در اثرش به خوبی از آن استفاده می‌کند. خشکی، گیجی و سرگشتگی گنگ صحرا، زمینی که بار و برگی نمی‌دهد، درست شبیه والی داستان است. مردی که در واحه زندگی می‌کند و قرار بوده منشأ خیر باشد برای محیط پیرامونش، تبدیل شده به صحرایی که آرام آرام زیر آفتاب داغ ورم می‌کند و به پایان می‌رسد. انگار که آدمی، نه فقط والی که همه آدم‌ها آخرش در برهوت وجود خود گم می‌شوند. گم شدنی در جهان واقعی با ریتم واقعی اش که در جهان داستانی نویسنده شکلی فراواقعی، عجیب، پر رمز و راز و آمیخته به اسطوره ارائه شده‌اند. شکلی فراواقعی که می‌توان در آن زوال یک انسان را در قدرت دید و معنای این سطرهای کتاب را بهتر درک کرد:
«فرستاده گفت: این خلعت یک گناه بزرگ بود و من باید آن را از دوش تو برمی داشتم. شما ملتی هستید که آنچنان که باید، درک نمی‌کنید و نشانه‌هایی را که باید بخوانید نمی‌خوانید. فقط چیزهایی را می‌دانید که دوست دارید و تنها چیزهایی را می‌خوانید که برایتان خوشایند باشد. نمی‌دانید تبدیل کردن قدرت خدا به مخلوق بدبختی به‌نام انسان، نه فقط یک گناه چنان که شما درباره‌اش پرحرفی می‌کنید، بلکه یک خیانت است. آری. خیانتی زشت. خیانتی که ناموس خلقت را انکار می‌کند.»


آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/7151/10/520948/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر