بررسی علل گرایش زنان به تماشای فوتبال مردان

از «فوتبال دیدن» تا «فوتبالی شدن» دختران ایران


دکتر احمد غیاثوند
جامعه‌شناس

1
 مهم‌ترین تغییر و تحولات ایجاد شده در حوزه ورزش زنان را  طی دو دهه اخیر شاهد بوده‌ایم؛ این تغییرات از یک سو، نشان از افزایش مشارکت زنان در رشته‌های مختلف ورزشی دارد که می‌توان شاهد موفقیت‌های مختلف آنان در عرصه‌های بین‌المللی بود و از سوی دیگر، شاهد پیگیری و تلاش زنان برای حضور در فضاهای ورزشی بویژه رفتن به استادیوم برای تماشای فوتبال مردانه بود که به نوبه خود با چالش‌ها، چانه‌زنی‌های مختلف و نیز فشارهای بین‌المللی همراه بوده و هست. این دو عرصه که نوعی کنشگری فعال و حضور زنان در عرصه‌های اجتماعی را نشان می‌دهد، از منظر جامعه ‌شناختی قابل تحلیل و تفسیر است که مراد این یادداشت می‌باشد.
2
از منظر جامعه‌شناسی «استادیوم فوتبال» به‌شکل خاص چه به‌عنوان فضایی برای ورزش کردن و چه به‌عنوان تماشاچی بودن، دروازه‌ای مستعد به‌سوی برساخت جنسیت شناخته شده است. ورزش و نهادهای ورزشی نیز به‌شکل کلی مانند آیینه‌ای عمل می‌کنند که در آن تفاوت‌های جنسیتی را به‌عنوان چیزی که توسط جامعه برساخت شده، منعکس می‌کند.   البته استادیوم‌ها به مانند شمشیری دو لبه‌اند؛ همان‌طور که می‌تواند فضایی بشدت مردانه‌ای باشد که اتفاقات جدی در آن رقم می‌خورد بواسطه هیجان خاص درون آن فارغ از اینکه نتیجه چقدر می‌تواند مهم باشد، مساعد آن است که به فضای مورد علاقه برای زنان نیز بدل شود. گرچه با وجود مشارکت بیش از پیش زنان و دختران در سراسر جهان، فوتبال همچنان امری مردانه شناخته شده است.
3
 در ایران استادیوم‌های ورزشی، یکی از فضاهای جنسیتی شده محسوب می‌شوند که مدت‌هاست مردان در آن حضور پیدا می‌کنند؛ بر این اساس در بحث از علل گرایش زنان به تماشای فوتبال مردان می‌توان از دو منظر بدان نگریست؛
 نظر نخست اینکه، می‌توان شاهد نوعی بی‌میلی زنان و دختران نسبت به دیدن فوتبال در منزل از طریق تلویزیون و در مقابل گرایش به تماشای فوتبال در استادیوم بود؛ این امر را می‌توان تحول در گرایش و هنجارهای جنسیتی زنان در غالب استعاره تغییر و حرکت از «فوتبال دیدن» به «فوتبالی شدن» زنان تعبیر کرد.
طبق تبیین‌های صورت گرفته، واکنش عمده دختران، عمدتاً مبتنی بر تجربه و هیجان‌خواهی و بروز احساسات جمعی است؛ البته تمایل و آمادگی برای رفتن به ورزشگاه را نمی‌توان «فهمی فمینیستی» تلقی کرد؛ زیرا آنان نه به‌دنبال برابری در همه ابعاد نقش‌های جنسیتی مردانه بلکه با آگاهی به تفاوت خود با مردان با حضور در استادیوم به‌دنبال برساخت این تفاوت از طریق تجربه هیجان و ماجراجویی موجود در فضای ورزشگاه هستند.
در مجموع، این پیام‌‌ها نشانه‌ای از دو واکنش یا به عبارتی غلبه «تماشای واقعی» در ورزشگاه بر «تماشای مجازی» در منزل است. در واقع، «فوتبال دیدن» به معنای منفعل بودن و «فوتبالی شدن» به معنای فعال شدن در عرصه عمومی، بخصوص عرصه‌هایی که کلیشه‌های جنسیتی بر آن آوار شده‌اند، تفسیر می‌‌شود؛ وضعیتی که در سطح گسترده، تا حدودی زنان در جامعه ایران درصدد بهم زدن نسبت فضای اجتماعی واقعی و مجازی‌اند. بنابراین، به نظر می‌‌رسد فوتبال دیدن در منزل یا تماشای فوتبال در استادیوم حامل پیام و نشانه‌های خاصی از سوی زنان است. این نشانه‌ها را می‌توان در راستای گرایش به حضور فعال و فتح فضاهای مردانه شناخته شده و نیز از آنها دریغ شده، شناسایی کرد، گر چه در این میان نیز از فضاهای مدرن تفکیک شده جنسیتی (پارک بانوان، واگن‌های مترو، و...) به نوبه خود برخوردارند.
4
 «فوتبال دیدن» می‌تواند تنها یک امکان و سلیقه فردی باشد که «مکانمند» نخواهد بود، اما «فوتبالی شدن» یعنی «مکانمند» شدن و استفاده از ظرفیت‌های تماشای فوتبال در استادیوم جهت معنا دادن به این گرایش و فراتر رفتن از یک انتخاب شخصی به یک انتخاب جمعی که این امر نیز می‌تواند به سایر عرصه‌های عمومی تسری یابد. اخیراً اقداماتی چون دوچرخه‌سواری، گزارشگری زن فوتبال و پخش مسابقات ورزشی زنان و... همگی در این دومینوی حضور فعال اجتماعی قابل پیگیری است.

متن کامل این یادداشت را فردا در روزنامه ایران بخوانید.

آدرس مطلب http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/7174/4/523564/2
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر